عاشقانهای در دل سکوت و وفاداری
«مو گوانگ» سرباز وظیفهایست که در خانهی یکی از فرماندهان ارشد ارتش خدمت میکند. وظیفهی او تأمین تمام نیازهای فرمانده و همسر جوانش، «سو ریون»، است. برنامهی روزانهی مو گوانگ دقیق و منظم است و او با جدیت تمام، وظایفش را موبهمو انجام میدهد؛ همین نظم و تعهد باعث شده در نظر فرمانده، جایگاهی متفاوت از سایر سربازان داشته باشد. به همین دلیل، زمانی که فرمانده برای انجام مأموریتی خانه را ترک میکند، همسرش را به او میسپارد. اما خیلی زود، سو ریون علاقهی خود را به مو گوانگ—که خود همسر و فرزند دارد—نشان میدهد.
آقای «جانگ چئول سو» نخستین تجربهی مهم سینماییاش را در سال ۲۰۰۲، با دستیاری «کیم کی دوک» در فیلم «گارد ساحلی» آغاز کرد. او تا سال ۲۰۱۰ در کنار کیم و چند کارگردان دیگر بهعنوان دستیار فعالیت داشت تا سرانجام نخستین فیلم بلند خود را در همان سال با عنوان «محسور» روی پرده ببرد—اثری عجیب و دهشتناک که مخاطب را میخکوب میکرد. در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۶، دو فیلم دیگر ساخت که نشان داد کارگردانی گزیدهکار و کمتعداد اما دقیق است. این دو اثر، با رویکردی طنزآمیز، روایتهایی جنایی و هیجانانگیز را در بستری کمدی تصویر میکردند. اما چهارمین فیلم او، برای نخستین بار، روایتی عاشقانه بود که در سال ۲۰۲۲ با عنوان «به مردم خدمت کن» و بر اساس رمانی چینی ساخته شد.
از همان آغاز، جانگ نشان میدهد که وامدار نگاه کیم کی دوک است؛ با روایتی آرام، کمتنش و دیالوگهایی اندک، روابط انسانی را بهآهستگی تصویر میکند. زنی جوان و زیبا با نگاههایی که سرباز منظم و وفادار را دنبال میکند، و مردی که آنقدر به ارتش، فرماندهان و سرزمینش وفادار است که حاضر است برای آنها هر کاری انجام دهد. جانگ در روایت خود، زمان و مکان را حذف میکند؛ مخاطب هرگز نمیداند شخصیتها دقیقاً در چه دورهای زندگی میکنند. او جهانی خیالی خلق میکند که در آن، دولت و ارتش همچون خدایان تصویر شدهاند، و نمیخواهد مخاطب را درگیر این جزئیات کند. تمرکز او بر دو شخصیت اصلی و عشقیست که بهتدریج میان آنها شکل میگیرد؛ عشقی که در دل سکوت، طبیعت و آزادی جوانه میزند.
زمانی که این دو، دور از چشم دیگران، به دل طبیعت میروند و بیپیرایه میخندند، دیگر مجبور نیستند با کسانی زندگی کنند که خود انتخاب نکردهاند، یا فرمانبردار کسانی باشند که هیچ درکی از عشق و وفاداری ندارند. جانگ روایت خود را با صبر و دقت آغاز میکند و بهآرامی پیش میبرد. تنها در پایان است که شاید مخاطب را از مسیر ذهنیاش دور میکند و اجازه نمیدهد روایت، همان پختگی ابتدایی را تا انتها حفظ کند.
در این فیلم، طبیعت و صدای آن جایگاهی ویژه دارد؛ موسیقی تنها در چند سکانس و آن هم با ملایمت و لطافت شنیده میشود. بازیگران نیز با شناخت دقیق از شخصیتهایشان، موفق شدهاند زمان بیش از ۱۲۰ دقیقهای فیلم را کوتاه جلوه دهند و مخاطب را تا پایان با خود همراه کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.