فیلم «یک سال خوب» داستان یک سرمایهگذار بانکی در لندن است که بعد از مرگ عمویاش تاکستانی را در فرانسه به ارث میبرد. حال او باید به آنجا برود و با فضای سنتی آنجا سر کند؛ داستان زندگی مدرن و انسانهایی که بهاجبار یا بهعمد از آن دست میشویند و به درون طبیعت بکر و دور از شهرها مدرن میروند. بازسازی اینگونه ملودرامهای بعضاً عاشقانه و بعضاً خانوادگی، اگر حرف جدید برای گفتن نداشته باشد، بهناچار راهی جز سقوط را مقابل خود نمیبیند.
حالوروز این فیلم جدید نیز جز این نیست. مارکو جنتیله، وکیل و مدیرعامل یک شرکت خودروسازی در کانادا است که بهسبب اتفاقاتی ناگهان دل از زندگی شهری میکند و به ایتالیا سفر میکند تا باغ انگور پدربزرگاش را دوباره احیا کند. این فیلم نهتنها از بعد جدیدی وارد این پلات تکراری نشده، بلکه در روایت و شخصیتپردازیاش نیز دچار مشکل است. شاید به زبان سادهتر باید گفت که ما اصلاً قصهای را مشاهده نمی کنیم. حضور بعضی از کاراکترهای فرعی را اصلاً نمیفهمیم. یکی از همین شخصیتهای مرده معشوقهی لائورا -دختر مارکو- است. در مضحک بودن این شخصیت همین بس که فقط حضور دارد تا لائورا بهراحتی و پس از اولین تماس چشمی، خود را در آغوش او بیندازد. فیلم هیچ نشانی از آن کمدیهای زیبا بهسبک ایتالیایی را ندارد. تنها چیزی که فیلم همراه خود دارد همان زبان شیرین ایتالیایی است که در ارائهی همین شیرینی هم دچار مشکل است. مارکو از همان ابتدا تبدیل به یک شخصیت نمیشود و تابهانتهای فیلم کمیتاش لنگ است. زمانی که شخصیت اول فیلم چنین حفرههای بزرگی را در خود دارد، پس نباید انتظار داشت که شخصیتهای فرعی بتوانند به بلوغ برسند.
متأسفانه کارگردان حتی نتوانسته از فاکتور سوررئالیسم هم در اثر خود استفادهی مناسبی بکند. حرف زدن مارکو با درختان تاک در حد چند صحنهی ابتر باقی میماند و بینتیجه فراموش میشود. شکلکهایی که مجسمهها در خیابان و کلیسا درمیآورند هم بیشتر به این میماند که کارگردان سعی کرده کمی طنازی بهخرج بدهد که در این کار هم ناقص عمل کرده است.
آنچه که میتوانست این اثر را از یک فیلم ضعیف بهسمت اثری قابل قبول و قدرتمند تبدیل کند، بازی با دو واژهی «تذکار» و «تکرار» بود. اما کارگردان بهراحتی از کنار این موضوع میگذرد و فیلم را بهسویی میبرد که حاصل آن یک ملودرام آبکی و پیشپاافتاده است. این فیلم هر چیزی که یک اثر متوسط باید داشته باشد را کم دارد. حتی قبل از آن مخاطب نمیداند قرار است با چه اثری مواجه شود؛ یک ملودرام عاشقانه، یک کمدی یا یک اثر کمدی-سوررئال. میتوان بهراحتی عنوان کرد که هیچکدام نیست و تنها میتوان گفت اثری آشفته و شلخته را پیش روی خود داریم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.