جان ویتسل از آن دسته کارگردانهایی است که در طی مسیر فیلمسازی خود از ژانر کمدی-عاشقانه بیرون نیامده و اکثر کارهایی که ساخته را میتوان در این ژانر دستهبندی کرد. این کمدی-عاشقانهها از زمان ظهور هالیوود تا به اکنون همیشه وجود داشتهاند. اما از شروع قرن بیستویکم کمی تفاوت را میتوان در آنها مشاهده کرد. بسیاری از آنها راه فکاهی را در پیش گرفتهاند و بعضی هجو و بعضی دیگر خیلی نرم و عاشقانه هستند. این نوع کمدیها در نهایت قرار است دو انسان کاملاً بیربط را در پایان با اضافهکردن بار ملودرام به روایت عاشق هم کنند. این یعنی کلیشهی غالب در اکثر فیلمهای این حوزه.
اسلون، دختری که دچار خودکمبینی است و دوستپسر خوشتیپاش بهتازگی او را ترک کرده است، دائم از سوی مادر و خواهر خود تحت فشار است تا فکری برای زندگی آیندهی خود کند. او بر حسب اتفاق با مردی بهنام جکسن برخورد میکند و طی مکالمهای که در مرکز خرید با هم دارند، تصمیم میگیرند تا پارتنرهای مناسبتی یکدیگر باشند. اگر در حین خواندن همین چند خط به یاد یک کمدی-عاشقانهی دیگر افتادید – دوستی با مزایا، محصول ۲۰۱۱ – ذهنتان بیراه نرفته است.
کارگردان در این فیلم سعی کرده تا با واژهسازی جدید و ترکیب دو کلمهی Holiday و Date به واژهای جدید با نام Holidate برسد. طبق این قرار آنها در هر مناسبتی که قرار است مراسمی وجود داشته باشد، بهعنوان پارتنر یکدیگر حضور خواهند داشت؛ از عید شکرگزاری گرفته تا مراسم سال نو و ولنتاین و …
آنچه که باعث میشود فیلمهایی در این قد و قواره را جدی نگیریم، این است که فیلمساز در چنین آثاری دستبهدامان هر چیزی میشود تا بتواند هیجان کاذب و خندههای لحظهای را به مخاطب هدیه دهد. در این نوع آثار دیگر خبری از کمدی موقعیت نیست. چون بازیگران این فیلمها بهجای جذابیت پرفورمنس، باید جذابیت بصری داشته باشند. در این فیلمها نیازی نیست کسی جیم کری باشد. دختر داستان باید آنقدر چهرهی جذابی داشته باشد تا در پوستر معرفی فیلم مانند عکسهای جذاب روی مجلاتی مانند لایف و ووگ عمل کند. مرد داستان هم باید فاکتورهای تلقینیِ تناسب اندام را داشته باشد. مجموع این فاکتورها و جذابیتهای جنسی باعث میشود تا این کمدی-عاشقانهها شکل بگیرند. این ژانر چیزی که بیش از همه نیاز دارد ترکیببندی رنگهای شاد و استفاده از برندهای مختلف لباس است تا کاراکترهای اصلی آنها تبدیل به مدل لباسهای خانگی و رسمی شوند. دیگر چیزی بهنام روایت و شخصیتپردازی در آنها رنگ میبازد. چون اصلاً لازم نیست مخاطب در طول اثر چندان به عمق روایت و زیرمتنها توجه کند. تنها چیزی که مد نظر است، لحظهای وقت گذراندن و شاید کمی خنده باشد و در انتها عاشقانهای که مخاطب نوجوان و جوان را مخاطب خود قرار میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.