پوستر فیلم الیو

داستان‌های زیبایی که بیانیه‌ی سیاسی و جنبشی نیستند

الیو
Elio
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی یک دهه‌ی گذشته دنیای دیزنی مملو از نشانه‌های رسوخ جنبش غیر اصیل ووک بوده است؛ به خصوص در انیمشین‌ها. به‌نوعی آمریکایی‌های هالیوودنشین طی این یک دهه دائم سعی دارند از اقلیت‌های جنسی و نژادی در آثار خود نهایت بهره را ببرند. اما این کار باعث حذف بخش دیگری از این جامعه شده است. به‌نوعی نوجوان‌ها و تازه‌جوان‌های سفیدپوست در آمریکا تحت تأثیر ووکیسم از سفید بودن خود شرمنده شده‌اند. آثار سینمایی دنیای دیزنی نیز در بیشتر اوقات عملاً پرداخت به دوران کودکی و نوجوانی و مصائب و شیرینی‌های آن را فراموش می‌کرد و سعی در القای باورهای ووکیستی به مخاطب مورد نظر داشت. بعد از افتضاح سفیدبرفی حال با اثر جدید دیگری از دنیای دیزنی مواجه هستیم که این‌بار در کنار پیکسار خلق شده است؛ اثری که باز هم بوی دوران کودکی را می‌دهد. «ادرین مولینا» که انیمیشن «کوکو» را در کارنامه‌ی خود دارد، «دومی شی» که انیمیشن «سرخ شدن» را خلق کرده، و «مدلین شارافیان» که انیمیشن کوتاه «لانه» را کارگردانی کرده دست به ساخت دنیای الیو زده‌اند.

زیبایی دنیای انیمیشن در این است که در چشم‌بر‌هم‌زدنی هر تغییری رخ می‌دهد و مخاطب تا بی‌نهایت آن را می‌پذیرد. به‌همین سبب است که بسیاری از لایواکشن‌ها دست‌و‌پای خود را در دنیایی محدود می‌کنند که واقعاً باید از طریق انیمیشن آن را خلق کرد. در این روایت با پسری تازه‌نوجوان با نام «الیو» آشنا می‌شویم که هم در حال رنج بردن از سوگ پدر و مادر است و هم به‌سبب این سوگ دچار انزوای اجتماعی شده است. او در شکننده‌ترین حالت ممکن یک کودک قرار دارد و همین است که دنیا را علیه خود می‌بیند. کارگردان‌ها درست قبل از این آغاز و به‌تصویرکشیدن انزوای الیو مخاطب را درگیر افتتاحیه‌ای زیبا از سفر کاووشگر وویجر به بیرون از منظومه‌ی شمسی می‌کنند؛ جایی که دیسک طلایی معروف این کاوشگر که حاوی اطلاعاتی از کره‌ی زمین و زبان‌های مختلف آن است به صدا درمی‌آید. به‌نوعی کارگردان‌ها سعی دارند انزوا و از دنیا بریدن این کودک را در ترکیبی زیبا با خلأ موجود در فضا از طریق کاوشگر وویجر به‌تصویر بکشند.

این انیمیشن در هیچ نقطه‌ای از داستانی که ارائه می‌دهد تبدیل به بیانیه‌ای سیاسی، نژادی و جنسیتی نمی‌شود. در عوض تمرکز کارگردان‌ها روی همان دنیایی است که الیو را درگیر کرده است. انتزاع شگفت‌انگیز و زیبای این اثر از تکاپوی الیو برای رهایی از رنج فقدان و وارد شدن به مسیر جدید زندگی تبدیل به ماجراجویی کمدی و هیجان‌انگیز او در مکانی با نام کیهان‌شهر می‌شود. کارگردان‌ها در دنیایی که خلق کرده‌اند مخاطب را درگیر برخی کابوس‌های لحظه‌ای می‌کنند. این درگیری نمابه‌نما با کابوس‌هایی که هر کدام از طریق المان‌های دلهره تصویر می‌شوند آن‌قدر به‌اندازه است که باعث حس وحشت در یک کودک نمی‌شود. این دقت در استوری‌بورد و دکوپاژ است که باعث شده این اثر در نقطه‌به‌نقطه‌اش مخاطب را درگیر احساسات کاراکترها در دنیایی فانتزی کند.

این انیمیشن یکی از آن معدود آثاری‌ست که خیلی راحت و بدون هیچ فشاری مخاطب را درگیر همان ترسی می‌کند که راوی در ابتدا و انتها بیان می‌کند؛ ترس از تنهایی. راوی یک سوال را در ابتدا و پایان فیلم از خود و مخاطب می‌پرسد؛ «آیا ما تنها هستیم؟» زمانی که این پرسش با مقدمه‌ای به‌اندازه‌ی تمامی کیهان آغاز می‌شود مخاطب را نیز درگیر فضای بی‌نهایت و ترس از تنهایی نوع بشر میان این فضا می‌کند. هر سه کارگردان با تجربه‌ای که در آثار قبلی خود دارند این اثر را تبدیل به لمسی زیبا از زندگی کرده‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟