پوستر فیلم بازگشت به عشق

حیف از این بازیگران خوب

بازگشت به عشق
Love Reset
محصول ۲۰۲۳ - کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«جئونگ» و «نارا» زندگی خود را عاشقانه آغاز کرده‌اند، اما حالا در دادگاه قانون به آنها فرصت داده تا سی روز دیگر تصمیم خود را برای جدایی از هم به صورت جدی بگیرند. این دو که در هنگام بازگشت از دادگاه در یک ماشین درحال بحث و جدل همیشگی هستند، تصادف کرده و هر دو با هم حافظه‌ی خود را از دست می‌دهند. حال با از دست رفتن حافظه این دو بار دیگر باید یکدیگر را بشناسند و زندگی خود را احیا کنند.

آقای «نام دائه جونگ» کارگردان تازه‌کاری است که اگرچه اولین فیلم بلند خود را در سال ۲۰۱۱ ساخته، اما تا سال ۲۰۲۳ فقط چهار اثر را روی پرده برده است. «بازگشت به عشق» چهارمین اثر بلند اوست که مانند اثرات دیگرش در مسیر کمدی و طنز پیش می‌رود. روایت چهارم این کارگردان دومین اثر او در نویسندگی نیز است، به همین دلیل می‌توان گفت که او نسبت به روایتی که درحال ارائه‌اش بوده آگاهی کامل داشته و تصور می‌کرده روایت‌اش هم عاشقانه است و هم طنز. اما مخاطبانی که در برابر روایت او قرار می‌گیرند، با قطعیت می‌توانند بگویند روایت او همانقدر عاشقانه نیست که کمدی نیست. درواقع آقای جونگ پلاتی را در ذهن خود داشته که نتوانسته آن را به خوبی تصویر کند. زیرا که در روایت او نه کاراکترها به‌‌خوبی پرداخت شده‌اند و نه موقعیت‌ها می‌توانند چندان موجب خنده‌ای مدام بر چهره‌ی مخاطب شوند.

روایت آقای جونگ را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش‌هایی که هر چه جلوتر می‌روند، منطق روایی خود را بیشتر از دست می‌دهند و مضحک‌تر می‌شوند. بخش اول روایت این کارگردان بحث و جدل‌های دو شخصیت اصلی داستان است که هم کمی طنز را در درون خود دارد و باعث می‌شود حتی مخاطب با صدای بلند در چند سکانس بخندد و هم عاشقانه‌ای معکوس را در برابر مخاطب قرار می‌دهد و دلیل‌های خوبی را برای نفرت این زوج جوان از هم تصویر می‌کند. اما همه‌چیز از بخش دوم شروع به سقوط می‌کند. زمانی که دو شخصیت اصلی با هم دچار از دست دادن حافظه می‌شوند و حال شروع می‌کنند به دوست داشتن یکدیگر. در این بخش آقای جونگ هیچ دلیل واضحی برای عاشق شدن این دو نشان نمی‌دهد. چهره‌ی زیبا داشتن نارا و خنده‌های جئونگ در کنار احساسات جنسی این دو که خیلی سریع خود را بروز می‌دهند نمی‌توانند دلایل خوبی برای عشقی باشند که قرار است دوام پیدا کند. از این‌جاست که آقای جونگ نمی‌تواند دلیلی پیدا کند تا این زوج بتوانند با آن اخلاق‌های بد هم یا رفتارها و سخنان نادرستی که به هم می‌گفتند یا نسبت به هم انجام می‌دادند، کنار بیایند. مگر ذات اصلی این دو کاراکتر بعد از از دست دادن حافظه تغییر کرده است که حال بتوانند عاشق‌هایی پایدار باشند؟ آقای جونگ باید برای ایرادها و اخلاق‌های اشتباهی که در بخش اول روایت تصویر کرده است راهی برای تغییر و بهتر شدن پیدا می‌کرد و سپس این دو را بار دیگر عاشق هم نشان می‌داد. به همین دلیل دیگر منطق روایی در بخش دوم حتی با کنار گذاشتن گزاره‌ی از دست دادن حافظه‌ی هر دو نفر قابل درک و درست نیست. بخش سوم روایت هم تلاش این دو برای مقابله با خانواده‌ها و بازگشت به هم است که با وجود پرداخت نشدن به هیچ یک از خانواده‌های دو طرف عملاً بیهوده و بی‌هدف دیده می‌شود. در این میان تنها چیزی که باعث می‌شود حتی مخاطب تا انتها امیدوار باشد کارگردان بتواند راهی برای نجات روایت‌اش پیدا کند بازی خوب بازیگران است که کمدی و طنز و عشق و احساسات را حتی با وجود شرح ناقص شخصیت‌های‌اشان می‌توانند نشان دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟