پوستر فیلم پیرزنی با چاقو

قاب‌های ناقص یک اکشن

پیرزنی با چاقو
The Old Woman With The Knife
محصول ۲۰۲۵ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«مین کیو دونگ» اولین اثر خود را در سال ۱۹۹۹ در ژانر دلهره روی پرده برد و پس از آن تا سال ۲۰۱۸ حتی به دنیای هیجان‌انگیز یا اکشن و دلهره هم ورود نکرد. او صرفاً آثاری درام-کمدی در ترکیب با عاشقانه را مقابل چشم مخاطب قرار داد. حال آقای مین در رویکردی متفاوت نسبت به دو دهه‌ی اخیر خود وارد دنیایی غیر از درام-کمدی‌های سابقش شده است. این کارگردان در اثر جدید خود قرار است یکی از آن هیجان‌انگیزهای منزوی را در ساختار کره‌ای به نمایش بگذارد؛ داستان یک قاتل اجاره‌ای یا گنگستر معروف که اکنون گذشته را در برابر خود می‌بیند و همین باعث می‌شود بار دیگر زندگی‌اش را مرور کند و به چرایی حضورش در این نقطه بیندیشد.

داستان از سال ۱۹۷۵ آغاز می‌شود؛ دختری بی‌پناه در سرمای زمستان روی زمین می‌افتد. ماشینی کنار او توقف می‌کند. سپس او را در حال خوردن همبرگر در یک رستوران شاهد هستیم. این زوج با پیشنهاد کار و جای خواب در ازای حقوق به دختر جوان کمک می‌کنند. ناهمگونی روایت از همین نقطه آغاز می‌شود. دختر جوان مورد تعرض یک سرباز آمریکایی قرار می‌گیرد، او را می‌کشد و سپس «ریو» – مردی که نجاتش داده – با این صحنه مواجه می‌شود و به او پیشنهاد حضور در یک انجمن را می‌دهد که ویروس‌های جامعه را می‌کشند. نوع پیشروی روایت در همین افتتاحیه مشکلات فراوانی دارد. کارگردان برای همگون شدن صحنه‌ها و سکانس‌ها دختر جوان را پس از قتل سرباز آمریکایی به خواب می‌برد یا بیهوش می‌کند تا زمانی که ریو سر و کله‌اش پیدا شود. این تصمیم در افتتاحیه جز یک نتیجه ندارد؛ ‌تمرکز کارگردان روی زمان حال است و قرار نیست چندان روی گذشته مانور دهد، جز فلش‌بک‌های مورد نیاز در طول فیلم و افتتاحیه. در نتیجه باید به‌گونه‌ای دکوپاژ ایجاد شود که کمترین زمان ممکن را در این گذشته سر کنیم؛ تصمیم هم به‌خواب رفتن الهی دختر جوان در رستورانی به‌هم ریخته و ادامه‌ی ماجراست.

اما زمان حال فیلم هم مشکلات فراوان دارد. فیلم بر اساس یک رمان در سال ۲۰۱۷ است. قرار است روایت زنی در میانه‌های دهه‌ی ۶۰ زندگی‌اش را شاهد باشیم که اکنون تبدیل به اسطوره‌ای در دنیای این قاتلان اخلاقی شده است؛ قاتلی بسیار مخوف با درصد پیروزی صددرصد در همه‌ی مأموریت‌ها. طبق کلیشه‌های این خط داستانی با بیماری‌ای که این زن در آستانه‌ی سالخوردگی را درگیر کرده مواجه می‌شویم. این ساختار حتی برای بازیگران اکشنی چون لیام نیسن و دیگران نیز کمی مشکل است و کارگردان سعی می‌کند با برش‌های اضافی در صحنه‌های اکشن واستفاده‌ی بی‌رویه از بدلکار به تصویر قابل قبولی برای مخاطب برسد. اما هیچ‌گاه این اتفاق در هیچ‌کدام از این اکشن‌ها روی نمی‌دهد. به‌نظر می‌رسد برای پرمایه‌کردن چنین اکشن‌هایی شاید فیلم «ستاره‌ی آمریکایی» مثال خوبی باشد. اینکه نویسنده در رمان خود سعی کرده از طریق این زن سالخورده و مریض کمی هم وارد فانتزی توانایی‌های او شود بازنمایی قابل قبولی جز در انیمیشن ندارد. اما در یک لایواکشن مخاطب نیاز به منطقی دارد که هم ساختار بصری و هم ساختار فیزیکی بازیگر نقش اصلی توانایی ارائه‌ی آن را داشته باشند. این اصل ابتدایی در فیلم جدید آقای مین رعایت نشده است. پس در نتیجه نوشتن از فرامتن‌‌هایی چون کهولت سن، جایگاه یک فرد سالخورده در اجتماع، اخلاقی فردی، رستگاری نهایی و امثال آن‌ها در باب این فیلم بی‌مورد است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟