پوستر فیلم افسون: میراث

فمینیسم عصیانگر

افسون: میراث
The Craft: Legacy
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«زوئه لیستر-جونز»‌ از آن دسته بازیگران زنی‌ست که بیشتر اوقات در فیلم‌های سینمایی نقش سوم یا چهارم را داشته و بعضاً در فیلم‌های مستقل نیز نقش اول را بازی کرده است. در مجموع به‌لحاظ بازیگری و زندگی در بطن سینمای هالیوود تجربه‌ی قابل قبولی دارد و مطمئناً دیدن اولین کار او به‌عنوان کارگردان نیز خالی از لطف نخواهد بود. او برای این کار به سراغ فیلمی از دهه‌ی ۱۹۹۰ رفته با نام «افسون» که در سال ۱۹۹۶ و توسط اندرو فلمینگ ساخته شده بود. به‌همین دلیل است که «میراث» را به ادامه‌‌ی اسم آن فیلم افزوده است. پس پیشنهاد می‌کنم آن فیلم را هم تماشا کنید.
لیلی به همراه مادر خود به شهر جدید وارد می‌شوند تا زندگی جدید خود را با همسر جدید مادرش آغاز کنند. پیش از این سکانس، سه دختر را به‌صورت حلقه‌زده دور یک میز تماشا کردیم که در حال ورد خواندن بودند و به‌دنبال نفر چهارم می‌گشتند. چینش این دو سکانس پس از یکدیگر نشان می‌دهد که لیلی باید نفر چهارم باشد.
اما خانم جونز تنها هدف‌اش ارائه‌ی یک اثر تینیجری و کمی ادا درآوردن‌های جادوگری در مدرسه و غیره نبوده است. او از همان ابتدا و در حین معرفی دو خانواده به هم، میخ خود را می‌کوبد و قصد دارد کمی نظام مردسالار را مورد عنایت قرار دهد. نقطه‌ی مقابل لیلی، مردی وجود دارد که کتاب معروف‌اش در باب این است که چگونه تسلط جنس مذکر باعث ایجاد نظم در جهان می‌شود. لیلی برای کارگردان، نوجواني‌ست که قرار است زن باشد و نه فرمان‌بردار. اما خوبی کار کارگردان این بوده که سعی نکرده از لیلی یک دختر بی‌نقص و پرادعا بسازد، بلکه او را همچون خمیری در دستان خود تا پایان فیلم آماده‌ی تبدیل شدن به یک انسان می‌کند.
ولی نقص بزرگ فیلم، سردرگمی کارگردان در چینش بخش‌های مهم فیلم است. او سعی دارد خیلی آرام و بدون اینکه بخواهد شعاری عمل کند به این تقابل بپردازد. اما نمی‌تواند و همین باعث می‌شود تا شخصیت «آدام» تبدیل به یک موجود خبیث درجه‌چندم شود. آدام تا یک‌سوم میانی فیلم در حد چند صحنه حضور دارد و مخاطب نمی‌تواند او را به‌عنوان آنتاگونیست قبول کند. مشکل اساسی فیلم حضور کم شخصیت‌ها در خانه است. لیلی و سه دختر دیگر دائم در این سو و آن سو سرگردان هستند. بگذارید کمی ماجرا را ساده‌تر کنیم؛ آدام همچون دیکتاتوری روی سه فرزند خود تسلط دارد. برای او قدرت یک مرد در تسلط او روی جنس مؤنث است. به‌همین سبب است که رفتار پسران او با لیلی کمی تهاجمی و عجیب‌و‌غریب است. اما ما جز صحنه‌های پرشی چیزی از امور داخل خانخ نمی‌بینیم و همن ضربه‌ی بزرگی به کار کارگردان زده است. تقابل لیلی و آدام را نمی‌توان در چند صحنه‌‌ی یک دقیقه‌ای مشاهده کرد. پروتاگونیست و آنتاگونیست یک قصه باید به موازات هم رشد کنند. اما این فیلم متأسفانه از همان ابتدا در پرداخت به این بخش (که رکن اصلی فیلم است) دچار مشکل می‌شود.
یکی دیگر از کارهای خوب کارگردان در این فیلم، پرداخت موضوعی به بحران‌های هر نوجوان در این سنین است. در این زمینه او بین مرد و زن تفاوتی قائل نمی‌شود و به‌صورت تیتروار هر کدام از این مشکلات را بیان می‌کند. در مجموع می‌توان گفت که ما با یک فیلم صرفاً تینیجری و وقت‌گذران طرف نیستیم. کارگردان از تمام دغدغه‌های خود به‌عنوان یک زن در جامعه‌ای مردسالار گفته است. درست است که در روایت خود دچار مشکل می‌شود و گهگاه فراموش می‌کند پیرنگ اصلی فیلم‌اش چه بوده است، اما نگاه‌اش قابل احترام است و باید دید در آینده به کدام سو خواهد رفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟