پوستر فیلم مادی‌گرایان

چرا؟

مادی‌گرایان
Materialists
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

نزدیک به دو سال از مرور فیلم اول خانم «سلین سانگ» می‌گذرد. پس از آن لوس‌بازی نیمه-اتوبیوگرافی‌گونه، حال خانم سانگ به‌سراغ اثری کاملاً آمریکایی رفته است. در این اثر نیز با کاراکتر زنی مواجه هستیم که دو مرد در یک شهر گوشه‌هایی از زندگی او را در زمان حال و گذشته پر کرده‌اند. لوسی در این فیلم دو کاراکتر هری و جان را برای انتخاب آینده از میان گذشته و حال پیش روی خود دارد و هدف روایت این است که مخاطب را در طول این انتخاب با کاراکتر لوسی همراه کند.

خانم یانگ در این اثر به‌مراتب فاجعه‌بارتر از اثر قبلی فرم بصری و روایی خود را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. اگر در اثر قبلی تا حدودی با شخصیت‌پردازی محدود سلین یانگ از خود داستانی‌اش مواحه بودیم، در این اثر با مجموعه‌ای از تیپ‌های لوس و خوش‌لعابی مواجه هستیم که حتی برای لحظه‌ای رنگ زندگی به خود نمی‌بینند. شخصیت‌پردازی خانم یانگ در این اثر مشکلی ندارد، بلکه پیش از شکل‌گرفتن مشکل است و اصلاً متولد نمی‌شود. اگر فیلم را مشاهده کرده‌اید، یک‌بار به‌صورت ذهنی هر سه کاراکتر لوسی، هری و جان را از ذهن بگذرانید. آیا برای لحظه‌ای می‌توان به بازی مضحک هر سه بازیگر ستاره‌ی این فیلم نخندید و حتی بیش از آن با دیالوگ‌های آب‌دوغ‌خیاری (با احترام به این چاشت تابستانی و خنک ایرانی) دچار حالت تهوع نشد؟ خانم یانگ گویی نسیمی از سینما را درون نیویورک تجربه کرده و سعی دارد با گزاره‌های بدون پشتوانه و صرفاً دارای جملات زیبا مخاطب را درگیر بحران‌های فردی و در نهایت اجتماعی کند.

خانم یانگ در این اثر و در استفاده از تکنیک‌های بصری دائم سعی دارد ردپای اثر قبلی را پیش روی مخاطب قرار دهد. ابتدا باید پرسید که این تکنیک‌ها اصلاً به کار اصلی قبلی آمده‌اند یا صرفاً به‌دلیل بادشدن از سوی رسانه‌های خاص آمریکایی در فصل اسکار، این کارگردان تصور کرده که دارای امضای فیلمسازی است؟ به‌همین سبب است که کمدی-عاشقانه‌ی بزک‌شده و میانه‌ی این کارگردان با تکنیک‌هایی بصری که هیچ‌گاه در این ساختار جای نمی‌گیرند تبدیل به فرنکشتاینی بصری شده است. اوج این چندپارگی و ناهمگونی را می‌توان در تنها فلش‌بک فیلم مشاهده کرد؛ جایی که قرار است رابطه‌ی ۵ساله‌ی لوسی و جان به‌خاطر ۲۵ دلار تمام شود، جایی که قرار است لوسی از مادی‌گرایی در تعریف خود پرده‌برداری کند و ترهاتی از این دست. خانم یانگ در روایت خود جملات انقلابی و عصیان‌گری را از زبان کاراکتر لوسی ادا می‌کند، اما حتی سعی ندارد هر کدام از این جملات را در قالب روایت خود تبدیل به بازنمایی اجتماعی کند. اما در میان این تک‌جملات صرفاً زیبا و بدون پشتوانه‌ی بصری از سوی کارگردان شاهد برخی شعارهای مهوع در باب نژادپرستی، ووکیسم (البته کارگردان در برخی دیالوگ‌ها دائم سعی دارد به مخاطب این را القاء کند که این فیلم ووکیستی نیست)، فمینیسیم هستیم. کاراکتر لوسی در این اثر خلق شده تا تبدیل به یکی از بی‌مایه‌ترین کاراکترهای زن در تاریخ سینما شود؛ آن هم از سوی کارگردان زنی که همچنان احساس می‌کند بادکنک اثر قبلی‌اش نترکیده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟