کارگردان تازهکار و شخصیتهای بیهویت
جاسمین، جینا و آنا برای دوست صمیمیاشان، هلنا، مهمانی مجردی چند روزهای را با سفری بهیادماندنی ترتیب دادهاند، اما زمانی که مشخص میشود هلنا باردار است و نمیتواند آنها را در این سفر همراهی کند، آنها تصمیم میگیرند سه نفری به این سفر بروند. اما سفر آنها در همان ابتدا با رزرو نشدن اتاق در هتلاشان تبدیل به سفری غیرقابل پیشبینی میشود. در این میان جاسمین دوست پسر قدیمی خود با نام تیم را میبیند که او نیز دعوت دوستاناش را برای جشن مجردیاش پذیرفته است.
«علیرضا گلافشان» متولد تهران از سال ۲۰۱۹ کار خود را به عنوان کارگردان در سینمای آلمان آغاز کرد. او در سال ۲۰۲۲ دومین فیلم بلند خود را با نام «مهمانی مجردی: جاسمین، جینا، آنا» روی پرده برد. فیلمی کمدی-درام که در آن سعی کرده بود روایتی ساده و طنزگونه را هرچند با پلاتی کاملاً تکراری در برابر مخاطباناش قرار دهد. فیلم دوم آقای گلافشان شاید بیشتر فیلمی برای محک زدن خود در عرصهی سینما بود، زیرا این فیلم هیچ تفاوتی با فیلمهای دیگری که از همین پلات استفاده کرده بودند، نداشت و هیچ آوردهی افزودهای را برای سینما به ارمغان نمیآورد. اما نباید از این نکته گذشت که فیلم آقای گلافشان هم بازیگران خوبی داشت، هم از جایگذاری دوربین خوبی بهره برده بود. اما در نهایت فیلمی نبود که بتواند مخاطب سینمادوست را شیفته و مشتاق خود کند. فیلم دوم آقای گلافشان شاید فیلمی ساده برای یکبار دیدن بود و تمام.
روایت آقای گلافشان دربارهی سه دوست با مرکزیت جاسمین است که قرار است از یک آخر هفته لذت ببرند، اما با نداشتن هتل برای اقامت، سپس دزدیده شدن چمدانهاشان و در نهایت دروغی که به تیم دربارهی ازدواج جاسمین میگویند تبدیل به کابوس میشود. روایتی که در آن شخصیتها پرداخت درستی نمیشوند و تنها با قرار گرفتن در موقعیتهای طنز قرار است باعث خنده و پیشبرد روایت شوند. اتفاقاتی که شاید آنها هم چندان طنزآلود نباشند، زیرا محرک طنز این موقعیتها تکراری و فاقد خلاقیت لازم برای به خنده درآوردن یکبارهی مخاطب است. اینجاست که بازیگران با بازی خود میتوانند تا حدودی روایت را نجات دهند. بازیگرانی که علیرغم نداشتن هویت کاراکترهایاشان سعی کردهاند به آنها هویتی هر چند ناقص دهند تا بتوانند خود در نقشی که دارند بازی کنند. مثلاً روایت هرگز دلیل درستی برای این امر ارائه نمیدهد که چرا این سه دختر تاکنون مجرد ماندهاند، شغلاشان چیست و اصلاً چگونه زندگیای داشتهاند. مخاطب نه تنها هیچ پیشینهای از این کاراکترها ندارد، بلکه هیچ آیندهای هم از آنها نمیتواند متصور شود. آقای گلافشان فقط کمی به هر یک از کاراکترهایاش پرداخته و بیشتر تلاش کرده تصاویر روایتاش را زیبا ترسیم کند. شاید اگر این کارگردان نوپا بیش از آنکه به میزانسناش توجه کند به بطن روایت و کاراکترهایاش پرداخته بود حالا حداقل با روایتی مواجه بودیم که در حد یک داستان متوسط میتوانست تمام مخاطبان را از خود راضی کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.