پوستر فیلم او را برگردانید

این برادران به اعماق دهشت نفوذ می‌کنند

او را برگردانید
Bring Her Back
محصول ۲۰۲۵ – استرالیا
رده‌ی سنی ۱۸+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

پس از تماشای «با من حرف بزن» به‌راحتی قابل حدس بود که برادران استرالیایی «فیلیپو» مسیری را انتخاب کرده‌اند که در آن درهای جدیدی در اعماق زیرژانرهای دلهره باز خواهد شد. آن‌ها در همان اثر اول ثابت کردند که بدون نیاز به رعایت قواعد سینمای جریان اصلی و با پیروی از المان‌های یک قرنی ژانر دلهره می‌توانند مخاطب سینما را خیلی سریع با خود همراه کنند. حال این دو برادر وارد گام دوم در سینمای بلند داستانی‌اشان شده‌اند. در قسمت دهم و پایانی تاریخ سینمای دلهره در یوتوب به‌طور کامل در باب سینمای اکستریم گفتیم و حتی فیلمی چون «شهدا» را نیز به‌صورت مجزا بررسی کردیم.

به‌آنی که فیلم آغاز می‌شود و با صحنه‌های ابتدایی آن مواجه می‌شویم گویی ناخودآگاه به درون فیلم شهدا می‌رویم. برادران فیلیپو شاید به‌عمد این تقابل زیبا را به‌راه انداخته‌اند تا مخاطب به‌راحتی دچار این قیاس شود. اما آن‌ها در دل این شباهت‌های تصویری و فرقه‌بازی‌هایی که هم‌زمان کانیبالیسم وحشیانه و دلهره‌ی ماورایی را در خود دارند مسیر خود را آغاز می‌کنند. در فیلم شهدا شاهد بودیم که چگونه دو دوست پس از فرار از دل یک فرقه‌ دوباره در بازگشتی انتقامی اسیر آن‌ها می‌شوند. حال با خواهر و برادری مواجه هستیم که پس از مرگ پدر تحت سرپرستی زنی با نام «لوزا» قرار می‌گیرند.

داستان آن‌قدر وسیع است و کاراکترها آن‌قدر خوب در جای‌جای آن نقطه‌گذاری شده‌اند که در همان تقابل‌های ابتدایی با کاراکترها و محیط پیرامون آن‌ها شاهد هستیم که چگونه بدون هیچ واسطه‌ای و با حذف شدن سریع جادوی دوربین وارد دنیای «پایپر» کم‌بینا و برادر ناتنی و بزرگترش، «اندی»، می‌شویم. برادران فیلیپو بدون هیچ ترسی اثر جدید خود را خشک و مستقیم و بدون اتکا به کانترست رنگی و صحنه‌آرایی‌های شلوغ و حتی بدون استفاده از جامپ‌اسکرهای اثر قبل در برابر چشم مخاطب قرار می‌دهند. دلهره‌ی جسمی آن‌ها نه صرفاً برای غلو کردن و نمایش صحنه‌های تهوع‌آور است، بلکه برای رفتن به اعماقی است که شاید حتی در فیلم شهدا هم شاهد نبودیم. به‌همین سبب است که مخاطب ژانر دلهره باید با آمادگی کامل ذهنی و روانی وارد این اثر شود و مخاطب گریزان از این ژانر بهتر است مانند سال‌های قبل خود حداقل از تماشای این اثر خودداری کند؛‌ چرا که این مخاطب به‌یک‌باره در برابر اثری هم‌ردیف شهدا و دیگر اکستریم‌های ماندگار قرار می‌گیرد.

اما درون‌مایه‌ی اثر؛ در فیلم شاهد این بودیم که چگونه مخاطب در برابر آن مرز باریک بین شهود هنگام مرگ و رازآلودگی آن قرار می‌گیرد. در این اثر اما گویی برادران فیلیپو با زیرکی خاصی روی همین مرز گام برمی‌دارند، اما با جسارتی مثال‌زدنی و هنرمندانه و فرم‌آگاه مخاطب را در برابر آن‌سوی این مرز قرار می‌دهند. آن‌ها همچون هر سینه‌فیلی که سال‌ها با آن شهود نهایی شهدا سعی در تصویر کردن نادیده‌های فیلم داشتند، در اثر جدید خود این پاسخ را به‌طریقی هنرمندانه تصویر می‌کنند. انتخاب بازیگری چون «سالی هاوکینز» نشان می‌دهد که آن‌ها تا چه حد کاراکتر لورا را با وسواس پرداخت کرده‌اند و خانم هاوکینز هم تا چه حد هنرمندانه از پس این کاراکتر برآمده است. کاراکتر لورا و اندی هر دو زخم‌خورده‌هایی هستند که در زمان برخورد با یکدیگر و از طریق نقطه‌اشتراکی چون پایپر دچار برون‌ریزی این گذشته می‌شوند. پسری نوجوان که لحظه‌لحظه با دردی مزمن که برآمده از پدر بوده در برابر زنی قرار می‌گیرد که حاضر به هر قماری‌ست تا دخترک غرق‌شده‌اش را به زندگی بازگرداند؛ حتی اگر این کار به قیمت از میان بردن روابط دیگران باشد. برادران فیلیپو همین روابط، زخم‌ها و تروماها را در برش‌های منقطع و مستقیم خود و فلش‌بک‌ها‌ی نابه‌هنگام در میان روایت به‌تصویر می‌کشند و باعث می‌شوند مخاطب بی‌آنکه سرگردان شود میان این جنگل دهشتناک سیر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟