پوستر فیلم پیرپسر

پرده‌خوانی رستم و سهراب در سطل استفراغ

پیرپسر
The Old Bachelor
محصول ۲۰۲۵ – ایران
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید قبل از ورود به این شاهکار سینمایی باز هم یک گزاره را در ذهن مرور کنیم؛ اکتای براهنی‌ها، هومن سیدی‌ها، اصغر فرهادی‌های متقدم، سعید روستایی‌ها و امثالهم برای روی پرده رفتن آثارشان در خاک ایران و بهره بردن از اکران‌های فصلی باید در مسیری قرار بگیرند که پیش‌نیاز آن خودسانسوری‌های متعفن ذهنی است. اما شاید برخی این پرسش را داشته باشند که اگر طبق گفته‌ی شما این افراد دچار خودسانسوری‌های پیش از سانسور می‌شوند چرا در آثارشان نماهایی را شاهد هستیم که با معیار سینمای مد نظر مدیران ارشد سینمایی در ایران همخوانی ندارد؟ باید گفت در این نوع مدیریت سینمایی اگر حاتمی‌کیا، بهروز شعیبی، نرگس آبیار، محمدحسین مهدویان و دیگران باید نقش فرشته‌های روی شانه‌ی راست را بازی کنند، پس نام‌های ذکرشده در بالا نقش فرشته‌های روی شانه‌ی چپ را ایفا می‌کنند تا جیب ذهنی مخاطب‌های بنفش‌رنگ، اصلاحاتی و آن‌هایی را که دنبال کوچک‌ترین بهانه برای دفاع از این برهوت سینمایی هستند پرپول کنند. پس استدلال این گزاره خیلی راحت است؛ اکتای براهنی روی دیگر مسعود ده‌نمکی است! 

با تکرار گزاره‌ و استدلال بالا وارد سالن سینما می‌شویم تا ماراتن ۱۹۰ دقیقه‌ای آقای براهنی را از سر بگذرانیم. در این فیلم قرار است وارد زندگی پدری با نام غلام باستانی و دو پسر جوانش، علی و رضا، از دو زن متفاوت شویم. غلام باستانی به هر ماده‌ی مخدری و به هر نوشیدنی الکلی‌ای معتاد است. او خانه‌ای ویلایی دارد که پسرانش اصرار دارند با فروش آن می‌توانند زندگی جدیدی را آغاز کنند. این حفره‌ی روایی دقیقاً قرار است همانی باشد که روایت را پیش می‌برد. علی همچون پسری سربه‌راه و بزرگ‌تر از رضا دائم برادر کوچک‌تر را به خویشتن‌داری در برابر این پدر ترغیب می‌کند. 

این فیلم را اگر به سه بخش تقسیم کنیم، بخش اول به‌طور حتم با استفاده از کمدی های سخیف توییتری و اینستاگرامی در ساختار چارچنگولیسم و رقص‌های پای منقل حسن پورشیرازی که کم از آن‌ها ندیده‌ایم سعی دارد مخاطب درون سینما را حداقل یک ساعت با فیلم همراه کند؛ آن هم بدون پیشبرد روایی، بدون موسیقی متن متناسب با فضای فیلم و در نهایت تدوینی که بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد. مانند همشه در سینمای ایران اگر به‌دنبال میزانسنی هستید که طراحی صحنه‌های پشت سر بازیگران به شما ارائه دهند باید گفت چنین انتظاری نداشته باشید جز ذوق آقای کارگردان برای رسیدن به همان تعریف به‌اصطلاح پشت‌مدرن خود از پرده‌خوانی رستم و سهراب!

اما بخش اول با نقطه‌اوج ورود رعنا به درون داستان زندگی این سه نفر کم‌کم به پایان می‌رسد. ترکیب زیبای حامد بهداد و لیلا حاتمی قرار است بار دیگر این دو ابرستاره‌ی بازیگری فارسی‌زبان را در یک قاب قرار دهد. لیلا حاتمی نزدیک به سه دهه است که سعی دارد تبدیل به تک‌زن اغواگر سینمای ایران شود و باید گفت حتی در یک نما هم موفق نبوده است. این بازیگر جز یدک کشیدن نام خانوادگی محترم خود از فاکتورهای یک بازیگر خوب هیچ چیز ندارد. استفاده از لیلا حاتمی در نقش رعنا مرا به‌یاد این بند معروف «آزموده را آزمودن خطاست» می‌اندازد. در هر حال تصمیم آقا اکتای این بوده است.

بخش دوم این داستان قرار بوده مثلث عشق و شهوت را بین رعنا، غلام و علی ایجاد کند. حامد بهداد نیز در این اثر به‌سبب اینکه ورودش به سینمای ایران بر اساس پیدا کردن ستاره‌های عربده‌کش بوده است قرار نیست کاراکتر علی را همان‌گونه که در ذهن کارگردان بوده تصویر کند. حامد بهداد نسل بعد از فروتن بود که توانست برای چند سال غذای کاراکتری سینمای محتاج به عربده‌کش‌های عرق‌گیرپوش را فراهم کند تا اینکه جای خود را به نوید محمدزاده به‌عنوان ریزترین عرق‌گیرپوش داد. حامد بهداد نسخه‌ی دیگری از همان بازیگران هم‌رده‌ی پژمان جمشیدی است که یک آهنگ کلام، یک اکسان‌گذاری و در نهایت یک لهجه را به‌خوبی ادا می‌کنند؛ آن هم گفتار روزمره‌ی خودشان در زندگی حقیقی است. به همین سبب است که این بازیگران را بیشتر در یک نقش تکراری میان آثاری با اسامی متفاوت شاهد هستیم. حال او قرار است نقش مردی را بازی کند که تقریباً همه‌ی آثار داستانی کلاسیک و قرن بیستمی را خوانده است و شمه‌ای از یک روشنفکر متواضع را به‌تصویر می‌کشد، اما در عین حال به‌سبب تحقیرهای فراوان در زندگی هیچ‌گاه نتوانسته تبدیل به یک منتقد، فیلمساز یا حتی نویسنده‌ی موفق شود و همه‌ی این‌ها در انتزاع ذهنی‌اش خاک خورده‌اند. زمانی که تلاش بهداد برای تصویر کردن علی و دیالوگ‌گویی‌های‌اش را می‌بینیم بیشتر و بیشتر به انتخاب بد کارگردان ایمان می‌آوریم. حال قرار است این دو عصاره‌ی هنر بازیگری ایران طی سه دهه‌ی گذشته بخش دوم این داستان را پیش ببرند. آقای کارگردان که گویی در دنیایی بین جملات روی گل‌گیر تریلی‌ها، روی داشبورد تاکسی‌ها و در نهایت استوری‌های انگیزشی و ناله‌های ایسنتاگرامی و توییتری به‌سر می‌برد. حال شنیدن این دیالوگ‌ها از زبان پورشیرازی، بهداد و حاتمی یکی از حال‌به‌هم‌زن‌ترین تقابل‌های سینمایی ایران را به‌تصویر می‌کشد. برای درک فاجعه‌ی شخصیت‌پردازی کاراکتر رعنا از سوی کارگردان و الکن‌بودن شناخت او از کاراکترش و نقش‌آفرینی مانند همیشه تهوع‌آور لیلا حاتمی به بازی زیبای خانم «ایوانا باکرو» در نقش ماخه در فیلم «بازی یک بیوه » که دیروز به مرور آن پرداختیم مراجعه کنید. آقای اکتای سینمای ایران گویی هیچ درکی از کاراکتر رعنا ندارد و این آشفتگی، اختلال، روان‌نژندی و در نهایت استفاده‌ی ابزاری از خودشیفتگی را در ناقص‌ترین و بی‌منطق‌ترین شکل ممکن تصویر می‌کند؛ شما را به تک‌نمای درون حمام و تیغ‌زنی رعنا روی ساعد دست چپش ارجاع می‌دهیم (همین‌قدر بی‌پشتوانه و همین قدر عقیم). 

اما بخش سوم روایت قرار است تبدیل به آن نبرد پوچی شود که پسرکشی و پدرکشی تاریخی را بار دیگر در نمایی کاملاً امروزی و از طریق رد خون تصویر کند. ابتدا باید گفت که آقای اکتای سینمای ایران گویی خودش از این بازی احمقانه‌ی پورشیرازی و بهداد نهایت لذت را برده که فقط با چند برش و عوض کردن نما این افتضاح را به درون اتاق تدوین برده است. شاید این را باید در نتیجه‌ی ذهن فقیر این دست فیلمسازان دانست. از سوی دیگر پورشیرازی و بهداد به‌اتفاق ولیزادگان گویی حتی یک‌بار هم تمرینی بدنی تحت نظر یک استاد بدلکاری نداشته‌اند. به کمی قبل‌تر و درگیری حاتمی و پورشیرازی در ماشین برسیم. مگر می‌شود حاتمی حتی در مواقعی که قرار نیست نقش بی‌استعدادترین غمزه‌زن سینمای ایران را بازی کند باز هم بد باشد؟ بازی او در این سکانس شاید از افتضاح خانم کوتیار در فیلم «بتمن برمی‌خیزد» هم افتضاح‌تر باشد؛ تکان سر و ناله‌های ناقص تئاتری. غلوشدگی در بازیگرانی چون پورشیرازی و دیگران یکی از مهلک‌ترین سم‌های بازیگری در سنیمای نداشته‌ی ایران است. پورشیرازی در این فیلم حتی در زن‌بارگی‌ و نشئگی‌اش نیز غلو می‌کند و گویی همین‌که کمی شلنگ‌تخته بیندازد و صدای قلقلی بلند شود و همراه با داوودنژاد پای منقل کمی اغراق تریاکی داشته باشد کافی‌ست تا او را تبدیل به نشئه‌بازترین کاراکتر سینمای نشئه‌پرور ایران از ابتدا تا کنون – از گوزن‌ها تا پیرپسر- کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟