پوستر فیلم عزیزان

بازیگری که عاشق مادری‌ست، اما ناتوان در بازنمایی آن

عزیزان
Babes
محصول ۲۰۲۴ - ایالات متحده
ژانر کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«ایدن» و «دان» از دوران کودکی با هم دوست هستند. آنها آنقدر با هم صمیمی هستند که از تمام وجوه زندگی یکدیگر باخبر هستند. دان ماه نه حاملگی‌اش است و ایدن مانند همیشه همراه او در تمام موقعیت‌های حساس زندگی‌اش است. دان بچه‌ی اول‌اش را در کنار همسر و ایدن به دنیا آورده و حال نوبت فرزند دوم است. بعد از متولد شدن فرزند دان است که ایدن به طور ناگهانی با مردی جوان در مترو آشنا می‌شود و چند روز بعد هم متوجه باردار بودن‌اش می‌شود. ایدن تصمیم می‌گیرد این جنین را نگه دارد و زندگی‌ای مانند زندگی ایدن را برای خود بسازد.

بی‌شک یکی از بهترین کمدین‌های حال حاضر «لویی سی.کی» است که بارها با استندآپ‌ها و برنامه‌های کمدی خود مخاطبان‌اش را از خنده سیراب کرده و توانسته جای خود را به خوبی در دل آنها ماندگار کند. به طور حتم کار کردن در کنار فردی با این همه استعداد و توانایی و هوش هم می‌تواند شانسی باشد که در خانه‌ی هر کسی را نمی‌زند. خانم «پاملا ادلون» یکی از این افراد است که این شانس را داشته که برای ۱۴ اپیزود در کنار لویی سی.کی در سریال «لویی» بازی کند. شاید در نهایت هم همین امر این تصور را درون او ایجاد کرده که می‌تواند پابه‌پای افرادی چون لویی در وادی کمدی و طنز قرار بگیرد. اما آنچه در پایان تماشای اولین فیلم کارگردانی شده توسط خانم ادلون کاملاً مشخص است آن است که هر کسی نمی‌تواند کمدی بسازد و کمدی‌ها را برای قرار گرفتن در مسیر درست‌اشان هدایت کند. آنها در نهایت می‌توانند ادای کمدی ساختن را درآوردند و وارد همان کلیشه‌های هالیوودی شوند که کمدی‌هایی مصنوعی، غیرواقعی و فاقد منطق روایی هستند.

خانم ادلون در اولین تجربه‌ی خود سعی کرده وارد زندگی مادران شود و با زبان طنز از سختی‌های مادر بودن بگوید. کاری که فقط برای بیست دقیقه توانسته تاحدود بسیار کمی آن را درست انجام دهد و بعد از تمام شدن پرده‌ی اول است که همه چیز مضحک و غیرمنطقی می‌شود. در این فیلم ایدن مربی یوگا است، اما برای مربی یوگا بودن زندگی بسیار مرفه‌ای دارد. خانم ادلون هرگز به این امر فکر نکرده که روایت‌اش در ابتدا باید پایه‌های محکمی برای قرار گرفتن مخاطب در برابر اثرش داشته باشد. مخاطبی که از همان ابتدا دنیای کاراکترهای روایت را آنقدر ساده، احمقانه، بی‌دغدغه‌های روزمره و بدون هیچ گونه سختی‌ای می‌بیند چگونه می‌تواند با آن وارد رابطه شود. ایدن در این فیلم احمق نشان داده می‌شود. چطور ممکن است زنی در این سن نداند نباید فیلم‌های خشن و دلهره‌آور بزرگسالانه را به کودک نشان دهد؟! حال تماشای این فیلم چگونه اثری بر روی کودک می‌گذارد و چطور می‌شود این تروما را از زندگی آن دور کرد؟ دان و همسرش چگونه نسبت به این اتفاق واکنش نشان می‌دهند و این اتفاق چه اثری بر روی رابطه‌ی دو دوست صمیمی باید بگذارد؟ خانم ادلون حتی زحمت نمی‌کشد یک سوی این قضایا را برای مخاطب تصویر کند و فقط باری به هر جهت اتفاقات را پشت سر هم ردیف می‌کند تا زمان بگذرد. مخاطب در مسیر روایت نه می‌تواند با کاراکترها همراه شود و نه اتفاقات را درک کند. همه چیز آنقدر گوگولی و لوس و احمقانه است که مخاطب حال‌اش از آنچه می‌بیند حتی بهم هم خواهد خورد. چطور می‌شود این همه اتفاق بد رخ دهد و کاراکترها فقط بخندند و با هم دوست باشند و حتی برای لحظه‌ای احساس تنهایی نکنند. رابطه‌ی پدر و ایدن، همسر و داون و حتی ایدن و داون هرگز شرح داده نمی‌شود و روایت در احمقانه‌ترین شکل خود پایان می‌یابد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟