نژاد آمریکایی-آفریقایی در سال ۲۰۲۰ از هر بهانهای استفاده میکنند تا بتوانند صدای خود را در سینما بلند نگه دارند. بعد از اعتراضات خیابانی گسترده، بهسرعت نوبت به فیلمسازان رسید تا با تراکمی بالا آثاری را روی پرده ببرند که هر کدام از یک بعد متفاوت به مقولهی نژادپرستی پرداخته باشد. مارک توندرای در فیلم «طلسم» قرار است به کهنالگوهای نژادی در میان سیاهپوستان بازگردد. نگاه قُدَمایی به مقولهی نژاد و نگاه نوین را در برابر هم قرار داده است و از مسیر ژانر دلهره این تقابل را روی پرده برده است.
مارک بههمراه دو فرزند و همسرش قرار است برای تشییع جنازهی پدرش به زادگاه خود بازگردد. او هواپیمای یکموتورهای را اجاره میکند تا سریعتر به مقصد برسند. اما در بین راه، هواپیما دچار سانحه میشود و سقوط میکند. چشم که باز میکند، خود را زخمی روی تختِ یک خانه میبیند. زنی بهنام الویز بههمراه همسر و پسرش، مارک را نجات داده است. اما مارک هر چه سراغ همسر و دو فرزندش را میگیرد، آنها اظهار بیاطلاعی میکنند. داستان فیلم قطره قطره در اختیار مخاطب قرار میگیرد و تا پردهی سوم فیلم این کشمکش ادامه دارد.
آنچه که کارگردان در زیرمتن این فیلم در پیاش بوده است، تقابل سنت قدیم در برابر سنت جدید میان سیاهپوستان و نگاه هر دو طرف به مقولهی نژادپرستیست. فردی مانند مارک در میان سفیدپوستان زیست میکند و حق خود را با توانی که دارد میگیرد، و زنی مانند الویز خود را در پستوی جنگلی پنهان میکند و قرار است با جادو و جنبل در برابر این بیعدالتی بایستد. برای این پیرزن تنها دور بودن از جامعهی سفیدپوستان کافیست و سعی میکند با همان امکانات اولیهی زندگی بشر، امورات خود را بگذراند. کارگردان در فیلم و در پردهی دوم تنها تا همین جا پیش میرود و بهیکباره ماجرای جادوگری و تلاش شخصیت اول داستان برای نجات دادن خود، باعث کمرنگ شدن این موضوع میشود. روایت از اواخر پردهی دوم دیگر تبدیل به یک فیلم متوسط در ژانر دلهره و هیجانی میشود.
مارک توندرای، کارگردانی بوده است که در همین مسیر ژانر دلهره و هیجانی فیلم ساخته است و قابلتوجهترین اثرش نیز «خانهای در انتهای خیابان» با بازی جنیفر لاورنس است. او در این اثر هر چه سعی کرده مقولهی نژادپرستی را همچون یک پیرنگ فرعیِ پررنگ در طول داستان حفظ کند، اما خاصیت سینمای سرگرمی باعث شده تا هیجان کاذب را به زیرمتن اصلی فیلم ترجیح دهد. او در هیچ جای داستان سعی ندارد تا این زیرمتن را نجات دهد. در بعضی جاها با گذاشتن نشانههایی مانند آلت تناسلی بریده شدهی یک کلانتر سفیدپوست و پوست صورتی که کنده شده، قرار است ما را با همان مثل قدیمیِ «از هر دستی بدی، از همون دست هم پس میگیری» بیندازد. اما دوام و قوام تصویر آنقدری پایدار نیست تا مخاطب زیرمتن را در ذهن خود نگاه دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.