پوستر فیلم فردا عجله کن

بی‌خاصیت‌هایی که هیچ‌گاه سینما را فتح نخواهند کرد؛ حتی با مماشات هالیوود

فردا عجله کن
Hurry Up Tomorrow
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

دنیایی را تصور کنید که خانواده‌ی کارداشیان، پاپولک‌هایی چون کیتی پری و تیلور سوییفت و دیگران آن‌قدر اعتماد‌به‌نفس پیدا کنند که سینمای بلند داستانی و سرگرمی را با آثاری که حول شخصیت‌های خودشان می‌چرخد فتح کنند. در طول تاریخ سینما هر خواننده‌ی مشهوری که به درون هالیوود ورود کرده به‌سبب دام‌های مختلف استودیودارن برای گیشه بوده است و نه توانایی و قدرت بازیگری این خواننده‌ها؛ از الویس تا بیانسه، لیدی گاگا و موارد مشابه. شاید در این بین خوانندگانی چون «جاستین تیمبرلیک» استثنا باشند که توانستند در ژانرهای مختلف سینمایی خودی نشان دهند و حداقل مخاطب سینما را ناامید نکنند. از این دست مثال‌ها بسیار است. اما طی چند سال اخیر گویی تأثیر برخی از اینفلوئنسرها باعث شده که فرش قرمزهای کن، اسکار و ونیز را به آن‌ها کرایه دهند تا از این طریق نام این جشنواره‌ها و شوها در لحظه‌ی برگزاری بین مخاطب نوجوان و ناآگاه بچرخد. همین اعتمادبه‌نفس باعث شده تا خوانندگان پاپ به فکر نفوذ و فروش درون گیشه‌ی هالیوود باشند. «ویکند» یا همان «ایبل ماکونن تسفای» یکی از آن متوهمانی است که طی دهه‌ی ۲۰۱۰ مانند بسیاری دیگر از هم‌رده‌های خود به‌یک‌باره وایرال شد و اکنون خواننده‌ی پرفروشی محسوب می‌شود. ایشان تصمیم گرفته برای آلبوم جدید خود به‌طور هم‌زمان یک فیلم سینمایی بسازد و مخاطب سینما را غیر از خوانندگی از هنر بازیگری‌‌شان نیز بهره‌مند کند.

تماشای این فیلم شاید یکی از خیانت‌هایی است که هر مخاطب سینمایی نسبت به آثار ضعیف سینمایی در ذهن دارد. شاید در ذهن داشتن اثری چون «قتل منصفانه» یا «باربی» به‌عنوان آثاری ضعیف قدر و منزلت بیشتری داشته باشد تا اشغال‌شدن این جایگاه توسط فیلم «فردا عجله کن». آقای «تری ادواردز شولتز» به‌عنوان کارگردان این اثر شاید هنگام فیلمبرداری و تدوین در خانه کنار خانواده به‌سر می‌برده و این ویکند بوده که همراه با تیم خود (از آن دست تیم‌هایی که همیشه اطراف این خوانندگان حاضر هستند و لزوماً نقشی جز اسنیف‌کردن کوکایین و گرم‌کردن پارتی‌های شبانه ندارند) تا جایی که می‌توانسته شاهکارهای موسیقایی خود را روی تصاویر انداخته است. استفاده از دو بازیگر بااستعداد این روزهای سینما، «جینا ارتگا» و «بری کیوگن»، حتی برای لحظه‌ای ارزش افزوده‌ای برای این حماقت تصویری ندارد.

اینفلوئنسرهای مجازی و خوانندگان پاپ باید بدانند که صرفاً به‌سبب استعدادشان نیست که دنبال‌کننده دارند، بلکه این تبلیغات بنگاه‌های سازنده‌ی این شخصیت‌ها در دوره‌ی زمانی مشخص است. شاید چنین افتضاحات تصویری‌ بار دیگر به آن‌ها این سیلی محکم را می‌زند که از دنیای حباب‌گونه‌ی خود بیرون نیایند. این را باید قدرت سینما دانست که حتی در لحظاتی که استودیوهای مختلف هالیوودی به‌عنوان اولین منبع تولید آثار سینمای سرگرمی در بدترین شرایط اقتصادی قرار دارند و در حال ادغام‌شدن درون شرکت‌های ابرمیلیاردرها هستند باز هم ورود چنین افرادی به درون قاب‌های سینمایی به‌راحتی همچون ویروس‌های خطرناک پس زده می‌شود؛ چرا که بدن سینما گلبول‌های سفیدی چون مخاطب خود را دارد. درست است که این مخاطب گاه از طریق مارول و دی‌سی و دیگر ۱۳ساله‌ها دچار تشخیص ضعیف ویروس‌ها در بدن سینما می‌شود، اما آن‌قدر ضعیف نیست که چنین بی‌استعدادهایی بتوانند با پوشش ستاره‌های سینمایی خود را به درون سینما غالب کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟