پوستر فیلم سوار بر اسب‌های چابک

بد، زشت، افتضاح

سوار بر اسب‌های چابک
On Swift Horses
محصول ۲۰۲۵ - ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

آیا در برابر اثری از سینمای جریان اصلی قرار گرفته‌اید که نه‌تنها حرفی برای گفتن نداشته باشد، بلکه افتضاحی مسلم در تک‌تک‌ قاب‌های خود باشد؟ آقای «دنیل میناهان» در جدیدترین اثر خود شما را با چنین نمونه‌ی شگرفی مواجه می‌کند. این کارگردان گویی سال‌‌هاست از موضوعات داغ سینمایی عقب مانده است و حال برای جبران همه‌ی این عقب‌افتادگی‌ها سعی دارد همه‌اشان را در یک اثر ۲ ساعتی به‌تصویر بکشد.

اینکه داستان قرار است چه بگوید یکی از آرزوهای محالی‌ست که نباید به‌دنبال پاسخی برای آن بود. آقای میناهان روایت را با هم‌آغوشی موریل و لی در خانه‌ای میان کانزاس‌سیتی در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ آغاز می‌کند. در تدوینی موازی ورود پسری جوان با لباس ملوانی نیز در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. مثلث بازیگری «دیزی ادگار-جونز»، «جیکوب الرودی» و «ویل پولتر» در این اثر نشان می‌دهد که این افراد جز ایفای نقش مکمل در کنار بازیگران دیگر قادر به ارائه‌ی اکتی قابل اعتنا نیستند. این مثلث به‌تنهایی در سال ۲۰۲۵ یکی از مضحک‌ترین گروه‌های بازیگری را به مخاطب ارا‌ئه می‌دهد. حتی در برخی از آموزش‌های بازیگری می‌توان برای هنرآموزان از این فیلم با شعار «چنین بازیگرانی نشوید» بهره برد. آقای میناهان حتی در انتخاب بازیگران خود نیز نشان می‌دهد که واقعاً از جریان روز سینمای تجاری‌ای که در آن زیست می‌کند عقب افتاده است و نیاز دارد روزها و ماه‌ها آثار روز سینمای جهان را از سر بگذراند تا جایگاه و دغدغه‌ی خود را در متن این سینما پیدا کند. او صرفاً با کارگردانی تک‌اپیزودهایی از سریال‌های مختلف قادر به درک جریان روز نیست.

اما داستان فیلم؛ آنچه قرار بوده شاهد باشیم تصویر شدن زندگی مردان و زنانی است که در میان انتخاب‌های ناخواسته‌ی زندگی اسیر شده‌اند و اتفاقاتی ناگهانی به‌یک‌باره آن‌ها را بار دیگر در برابر دوراهی انتخاب قرار می‌دهد و این‌بار دیگر مسیر خود را برمی‌گزینند. اما آن چیزی که در این فیلم شاهد هستیم در‌هم‌تنیدگی مضحکی بین این کاراکترهاست که هیچ تعریف مشخصی ندارد. برای مخاطب ایرانی و فارسی‌زبان گویی نمونه‌ی شیک‌تری از سریال‌های زرد ترکیه‌ای تصویر می‌شود. موریل با اکراه خواستگاری لی را قبول می‌کند. هم‌زمان برادر لی به خانه‌ی آن‌ها در کانزاس می‌آید و چشم‌و‌ابروهای موریل و جولیوس و نماهایی بسته از لمس انگشتان یکدیگر نشان از خیانتی پنهان دارد. شش ماه بعد به‌یک‌باره همه‌چیز تغییر می‌کند. مخاطب متوجه می‌شود که جولیوس دگرباش است و موریل نیز اگر موقعیتی در مقابلش قرار بگیرد جواب رد به هم‌جنس خود نمی‌دهد و به‌نوعی قرار است زنی بایسکشوال را برای مخاطب تصویر کند. آقای میناهان آن‌قدر این روابط و پیچیدگی‌های‌شان را بد تصویر و تدوین کرده که در همان شات‌های ابتدایی فیلم گویی از آن فراری می‌شویم. او حتی سعی دارد با اروتیسمی پنهان مخاطب را پای اثر نگاه دارد، اما این هم کارساز نیست. انتخاب بد بازیگران، میزانسن جدا از دنیایی که کارگردان تصویر می‌کند، شخصیت‌پردازی نداشته و در نهایت باز هم اکت‌های تهوع‌آور همین بازیگران بد و طراحی لباس‌های نامربوط به جریان روایت و زندگی کاراکترها و موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرند عناصری هستند که شاید ضعیف‌ترین فیلم جریان اصلی امسال را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟