زمین خشک و بایر گای ریچی
«گای ریچی» طی چند سال گذشته تبدیل به انبوهسازی شده که در مناطق ارزان یک شهر دست به ساخت آپارتمانهایی میزند که در سریعترین زمان و با کمترین کیفیت ممکن به دست مشتری میرسند. او طی این چهار سال تنها دو اثر قابل اعتنا در دنیای سینمایی خود ارائه داده است؛ «خشم مرد» و «متعهد». اما زمانی که به درون آثاری چون «مأموریت فورچون» و «وزارت جنگ ناجوانمردانه» میرویم، گویی با آن روی دیگر ریچی مواجه میشویم. حال این کارگردان بریتانیایی در اثر جدید خود از هر جهت مخاطب سینما را شگفتزده میکند؛ از انتخاب بازیگران تا درونمایهی روایت.
داستان فیلم جدید آقای ریچی در باب خواهر و برادری با نامهای شارلوت و لوک است که پدری باستانشناس داشتهاند؛ پدری که این دو را همیشه به اینسو و آنسوی جهان برای کشف شگفتیهای هستی میبرده است. حال گویا پس از مرگ پدر مسیر این شارلوت و لوک نیز از یکدیگر جدا افتاده است؛ شارلوت مادری متعهد شده و در یک موزه مشغول به کار است. اما لوک هیجان خود را صرف ماجراجوییهای بعضاً غیرقانونی میکند. در این میان نکتهی قابلتوجه زوج «ناتالی پورتمن» و «جان کرازینسکی» است. شاید اگر با گای ریچی یک دههی قبل مواجه بودیم این جسارت را بهحساب شم بالای فیلمسازی او میگذاشتیم. اما در سال ۲۰۲۵ و با ملاحظهی کل اثر به این نتیجه میرسیم که استودیو حتی قبل از ریچی به فیلمنامه و گروه بازیگری خود رسیده است و حضور ریچی برای خالی نبودن جایگاه کارگردان بوده است. طی سالهای گذشته بارها و بارها با این جملهی تکراری مواجه شدهاید، اما کلیت چنین آثاری جز این نتیجه را به ذهن نمیرساند.
گای ریچی در این اثر نشان میدهد که چنین خطوطی در دنیای او جایی ندارند. دنیایی که از مسیر کوچه و خیابانهای لندن و دیگر شهرها به درون سولهها و مقابل پردههای جادویی میرود. شاید در فیلم آقای ریچی شم بازیگری ناتالی پورتمن در موقعیتهای درام و کمدی اثر و پاسخهای کرازینسکی به اوست که باعث قابلتحمل شدن اثر میشود. شاید اوج این همکاری را بتوان در دقیقهی ۵۷ شاهد بود که پورتمن فرصتی طلایی را بهدست میآورد تا از درون کالبد شارلوت به ناتالی وارد شود و در باب همسر خیانتکار طعنهای هوشمندانه بزند. در مقابل کارزینسکی نیز با تغییر نما پاسخ او را میدهد و با یک تأکید زیرکانه و برادرانه او را به ادامهی جملهاش تشویق میکند. غیر از این تکموقعیتها بین دو بازیگر یادشده و موقعیتهای کمدی بین کرازینسکی و «آیزا گونزالز» این فیلم در خطوط ماجراجوییاش، در جلوههای ويژه، در ترکیب دنیای آرنوفسکی و مومیاییها هیچ ارزش افزودهای در سینمای سرگرمی ندارد. بهنوعی موقعیتهای اکشن نیز آنقدر برشهای مضحک دارند که عملاً باعث سرسام مخاطب حتی معتاد به برشهای مارولی میشود. آقای گای ریچی در سال پیش رو باز هم دنیای شلوغی دارد. باید دید او همچنان در همین فضای ۱۳ساله و بیثمر دستوپا خواهد زد یا بار دیگر شاهد گای ریچی با مؤلفههای سینماییاش خواهیم بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.