پوستر فیلم لئون: حرفه‌ای

آن هنگام که سبیلوهای ریش‌دار این فیلم را محرک جنسی می‌یابند

لئون: حرفه‌ای
Léon: The Professional
محصول ۱۹۹۴ – فرانسه
ژانر اکشن، جنایی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «لئون» را تقریباً هر مخاطبی در سینما مشاهده کرده و به‌همین دلیل یکی از کالت‌ترین کالت‌های سینمایی محسوب می‌شود. این اثر در بین اولین آثار برون‌مرزی «لوک بسون» است که پس از سینما نگاه روی پرده می‌برد. به‌نوعی لئون شروع مسیر دشواری بود که لوک بسون سعی داشت از طریق سینمای تجاری و بدنه برای ساختار هنری خود انتخاب کند. به بهانه‌ی انتشار فیلم جدید این کارگردان سعی داریم یک اثر از دهه‌ی ۱۹۹۰ و یک اثر از دهه‌ی ۲۰۱۰ این فیلمساز فرانسوی را مرور کنیم.

در مرور آثار سینما نگاه و فیلم «سگ‌باز» به سینمای لوک بسون پرداختیم. حال اما نه از نگاه تکنیکی و فرم روایی و بصری، بلکه از طریق ورود به درون‌مایه‌ی پرمناقشه‌ی فیلم لئون وارد این اثر می‌شویم. اگر در بین سینمادوستان مصاحبه‌ای را در باب دریافت ذهنی از فیلم لئون ترتیب دهید تقریباً بسیاری از آن‌ها در باب لذت بصری‌ای که از انتقام واسطه‌ای فیلم برده‌اند و در نهایت تأثیر احساسی‌ای که از فیلم در نقاط عطف‌اش دریافت کرده‌اند سخن به میان می‌آورند. اما دسته‌ای از این مخاطبین فارسی‌زبان وجود دارند که طی چند دهه از حلقه‌ی اول تا حلقه‌های چاکران همچون ویروس‌هایی مخرب وارد فضای نقد فارسی شده‌اند. «لئون» در نگاه این بزمجه‌های سینمایی همچون یک محرک جنسی محسوب می‌شود. «ماتیلدا» به‌عنوان دختری ۱۲ ساله در نگاه این موجودات همچون پورن‌استاری متحرک با لباس‌هایی تحریک‌کننده تبدیل به شخصیتی مخرب در سینما می‌شود. اما اینکه چگونه این آلت‌به‌دستان نقدنویس به چنین نتیجه‌‌ای رسیده‌اند؟ در زمان مناسب و هنگام مرور آثاری که چنین مریض‌هایی را درون‌مایه‌ی خود قرار می‌دهند به این موضوع خواهیم پرداخت.

اما محرک آقای بسون از رابطه‌ی معناداری که بین ماتیلدا و لئون شکل می‌گیرد، رابطه‌ی او و همسر وقت‌اش، خانم «مایوان»، بوده است. مایوان ۱۲ ساله زمانی عاشق لوک بسون ۲۹ ساله می‌شود. آن‌ها این عاشقانه را در ۱۵ سالگی مایوان عمومی می‌کنند و این دختر در ۱۶ سالگی حامله می‌شود. ازدواج آن‌ها نیز در ۳۳ سالگی مایوان رخ می‌دهد. اما لوک بسون در شخصیت‌پردازی ماتیلدا و لئون به این تجربه‌ی زیسته بسنده نکرده است. در باب کاراکتر ماتیلدا نوعی سرخوردگی در عقده‌ی الکترا و رهاشدگی این دختر ۱۲ ساله مشخص است. صورت کبود ماتیلدا و در نهایت تلاش او برای تبدیل شدن به زن جدید پدر و خواهر ناتنی بزرگ برای جلب نظر مردان پیرامونش محرک‌های او در نزدیک‌شدن به لئون هستند. از آن‌سو با آدمکشی مواجه هستیم که در ۱۹ سالگی خود باقی مانده است. لئون گویی به‌لحاظ ذهنی هیچ رشدی نکرده است و ساختار شخصیتی او در این فیلم نیز روی همین موضوع تأکید دارد. او عاشق دختری در ایتالیا می‌شود. اما پدر دختر فاصله‌ی طبقاتی را بهانه قرار می‌دهد و به سر دختر خود شلیک می‌کند. گویی لئون دیگر قرار نیست گذشته‌ی خود را همچون ریشه‌‌ی یک گیاه در خاک بپذیرد و به‌همین سبب است که خود را با گیاه مورد علاقه‌اش همچون دو موجود بی‌ریشه توصیف می‌کند. آقای لوک بسون در کل روایت در حال پرداخت شخصیتی هر دو سوی ماجراست. زمانی که لئون را بارها و بارها مشاهده می‌کنید گویی با پسری ۱۶ ساله و دختری ۱۲ ساله مواجه هستید که قرار است رابطه‌ای عاشقانه را شکل دهند. لئون به‌لحاظ سنی رشد کرده اما به‌قول خودش هنوز بزرگ نشده است. در سوی مقابل ماتیلدا به‌یک‌باره مورد هجمه‌ی انبوه تروماها قرار گرفته و حال لئون را همچون چارچوب قابل اتکایی در امید به زندگی می‌یابد. زمانی که این ساختار را بپذیریم حال به‌راحتی می‌توان اکشن و هیجان روایت را همچون محتوایی قابل تحسین به درون این ظرف ریخت. کاراکتر «استن» در این ساختار تبدیل به یکی از به‌یادماندنی‌ترین شرورهای سینما می‌شود و عملاً «گری اولدمن» نقشی را ایفا می‌کند که جز او هیچ بازیگر دیگری در تاریخ سینما قادر به خلق آن نبوده و نخواهد بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟