پوستر فیلم یک نقص زیبا

روایت زیبا اما پر نقص

یک نقص زیبا
A Beautiful Imperfection
محصول ۲۰۲۴ - هلند، بلژیک، ایتالیا
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«لوسیا» در عمارتی بزرگ خدمتکار است. او در واقع دختر زوج خدمتکار این عمارت است که سال‌هاست در این عمارت زندگی می‌کنند و لوسیا را همینجا بزرگ کرده‌‌اند. لوسیا که توسط بانوی عمارت مورد احترام است، می‌تواند ساعت‌ها در کتاب‌خانه‌ی عمارت کتاب بخواند، به همین دلیل هم با اولین نگاه‌ و اولین کلام «کازانوا» عاشق‌اش می‌شود. کازانوا خود را کشیشی معرفی می‌کند که عاشق گشت‌وگذار و دیدن جهان است. این دو خیلی زود عاشق می‌شوند اما سرنوشت در مقابل عشق آنها می‌ایستد و اجازه نمی‌دهد این دو برای مدتی طولانی در کنار هم باقی بمانند.

چند روز پیش بود که فیلم «استرامبولی»، محصول ۲۰۲۳، را به کارگردانی آقای «مایکل ون ارپ» مرور کردیم. آقای ارپ در این فیلم سعی کرده بود به زندگی زنی میانسال بپردازد که در دوران نوجوانی مورد تجاوز واقع شده بود و این اتفاق هنوز بعد از سال‌ها بر زندگی او اثر می‌گذاشت و او نتوانسته بود با این اتفاق دردناک به درستی مواجه شود. آقای ارپ در این فیلم نشان داد که می‌تواند پیرنگ‌های داستانی خوبی را برای فیلم‌های خود انتخاب کند، حتی در بازی گرفتن از بازیگران خود نیز تبحر دارد، اما مشکلی که در روایت او وجود داشت عدم تسلط‌اش به شخصیت‌های داستانی بود. او نتوانسته بود شخصیت‌های خود را به‌گونه‌ای شرح دهد که مخاطب بتواند در تمام وجوه به درک درستی از آنها برسد. به همین دلیل هم همواره مخاطب احساس می‌کرد جایی در این مسیر وجود دارد که برای‌اش روشن نیست. روابط میان افراد هرگز پخته نمی‌شد و ابهامات رفتاری شخصیت‌ها درک آنها را برای مخاطب سخت کرده بود. این مشکل آقای ارپ دقیقاً در فیلم بعدی‌اش هم وجود دارد. او در فیلم «یک نقص زیبا» نیز نتوانسته شخصیت‌های روایت خود را به خوبی شرح دهد. به نظر می‌رسد شخصیت‌های او هیچ گذشته‌ای ندارند و به ناگاه در شرایط کنونی قرار گرفته‌اند. آقای ارپ هرگز نشان نمی‌دهد لوسیا چگونه خدمتکاری است که در تمام مدت روزش آن همه وقت اضافی دارد و می‌تواند کتاب بخواند و ساعت‌ها در جنگل راه برود و در رودخانه شنا کند و با کازانوا زمان بگذراند. بانوی عمارت چرا این دختر را این‌چنین دوست دارد و اجازه می‌دهد هر کاری دل‌اش می‌خواهد انجام دهد، حتی برای‌اش لباس و جواهرات هم هدیه می‌آورد؟ مخاطب نمی‌تواند احساس کند لوسیا خدمتکار است. او بیشتر دختر جوان صاحبان عمارت دیده می‌شود که به دنبال یافتن عشق است. مسیر زندگی لوسیا از دختر خدمتکار بودن تا تبدیل شدن به یکی از روسپیان مشهور و ثروتمند نیز دچار ابهام است.

در سوی دیگر کازانوا هم تعریف درستی نمی‌شود. «جیاکومو جیرولامو کازانوا» یک ماجراجو و نویسنده‌ی ایتالیایی اهل ونیز بود که در زمان‌ خودش به دلیل رفتارهای هنجارشکنانه و خاص‌اش شهرت بسیار داشت. او را با روابط بسیارش با زنان می‌شناختند. کتاب او با نام «خاطرات زندگی من» یکی از منابع مهم در شناخت رسم و رسومات زندگی اجتماعی اروپایی طی قرن هجدهم میلادی است. آقای ارپ هیچ تلاشی برای شناساندن این شخصیت نیز در مسیر داستان نمی‌کند و مخاطب چیز زیادی از این فرد نمی‌داند. آقای ارپ علی‌رغم زمان زیاد روایت‌اش نتوانسته تشخیص دهد چگونه باید مسیر داستان‌اش را به شخصیت‌های‌اش اختصاص دهد. او برای سکانس‌های بی‌اهمیتی چون سکانسی که مکالماتی میان لوسیا و آن زنان ثروتمند ایجاد می‌شود زمان گذاشته اما رابطه‌ی مرد ثروتمندی که عاشق لوسیا شده را به خوبی شرح نداده است. او تلاش کرده زن روایت‌اش را به‌گونه‌ای آزاد و روشنفکر تصویر کند، اما نتوانسته چگونگی به دست آوردن این آزادی و بلوغ را بیان کند. لوسیا روسپی شده، ثروتمند شده و عاشقان‌ زیادی دارد اما مخاطب هرگز نمی‌تواند درک کند چگونه و چطور این اتفاق رخ داده است. او در کنار تمام این موارد احساس آزادی هم می‌کند و از کارش راضی است. آقای ارپ دلیل این آزاد و رها بودن را هم تصویر نکرده است. اما نباید از پالت رنگی فیلم و استفاده‌ی درست از طراحی لباس آن دور بود. آقای ارپ با دقت در قاب‌ها و اشکال و رنگ‌های درون این قاب‌ها می‌تواند مخاطب را مجاب به نشستن در برابر روایت‌اش کند اما در پایان او را راضی نخواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟