پوستر فیلم شب‌زی

ابزوردیسمی که آب رفت

شب‌زی
Nocturnal
محصول ۲۰۲۵ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در ساختار آثار جنایی کره‌ی جنوبی شاید این تراژدی است که پایان‌ها را رقم می‌زند. اما باید گفت که این ساختار روایی منحصربه‌فرد هر پایانی را می‌تواند در خود داشته باشد و گاهی حتی با رویکردی کمدی مخاطب را به درون خود می‌کشد. در ساختار سینمای جنایی-تجاری کره‌ی جنوبی خیلی کم پیش آمده که ابزوردیسم روایی نقش پررنگی داشته باشد. آقای «جین-هوانگ کیم» در دومین اثر بلند داستانی خود سعی دارد دنیای جنایی گنگسترها و انتقام را با خامه‌ی ابزوردیسم شکل دهد.

داستان او با برشی مقطعی از سکانس پایانی آغاز و به‌سرعت وارد زندگی کاراکترهای درگیر در ماجرای پیش رو می‌شود. داستان او از چند وجه مخاطب را درگیر می‌کند؛ دو قتل رخ داده و حال زاویه‌دیدهای مختلف از طریق کاراکترهای درگیر در داستان مخاطب را به همان سرگردانی مد نظر پرده‌ی اول در ساختار جنایی سینمای کره می‌‌رسانند. پلیس، برادر مقتول، زن مقتول و در نهایت نویسنده‌ای که با زن مقتول مصاحبه کرده است و چند کاراکتر فرعی متصل به زندگی همسر مقتول در این ماجرا دخیل هستند. اما کارگردان روایت را از قتلی دیگر آغاز می‌کند. فرزند یک مرد صاحب قدرت اوردوز کرده و جان خود را از دست داده است. این صحنه چیزی شبیه یک صحنه‌سازی برای اوردوز است و به‌همین سبب پای پلیس به میان کشیده می‌‌شود. در همان تحقیقات ابتدایی مشخص می‌شود که فردی با نام «سوک-ته» قتل را انجام داده است. اما سوک-ته نیز به قتل رسیده و در عین حال همسرش نیز ناپدید شده است. حال پای «مین-ته» به‌عنوان برادر دلسوز به میان کشیده می‌شود که خود را وقف انتقام از برادر می‌کند. تعقیب‌و‌گریز مین-ته و زن‌برادر خط اصلی روایت را شکل می‌دهد.

آقای کیم همین مسیر اصلی روایت را با تبحر خاصی دچار پیچش‌های مختلف می‌کند. اما این تبحر در تزریق این پیچش‌ها کارایی دارد و برای عمق دادن و معنادار کردن‌شان گویی به‌یک‌باره محو می‌شود. در نتیجه منطق روایی در برخی نقاط داستان و به‌خصوص با حضور نویسنده و رمانی که نوشته ترک می‌خورد. اما آقای کیم پا را از این هم فراتر می‌گذارد و سعی دارد در پرده‌ی سوم داستان به‌یک‌باره همه‌چیز را در این تعقیب‌و‌گریز به پوچی معناداری برساند. این تلاش به‌نظر در سطح شکل می‌گیرد و داستان و در نهایت مخاطب را دچار رعشه‌ای روایی نمی‌کند. رخدادها در این پرده آن‌قدر سهل و آسان رخ می‌دهند و موانع آن‌قدر راحت از سر راه برداشته می‌شوند که گویی کارگردان در حال ساخت یک نسخه‌ی آزمایشی و طرح‌واره‌گونه از داستان اصلی خود است. زمانی که صحنه‌های درگیری را با دقت بیشتری از نظر می‌گذرانیم گویی آقای کیم حتی برای این صحنه‌ها استوری‌بوردی ساده و در نهایت دکوپاژی معنادار ترسیم نکرده است. این روایت در کلیت خود یک طرح داستانی قدرتمند است که نیاز به پرداخت‌های عمیق‌تری در شخصیت‌پردازی و کنش‌ها و واکنش‌ها دارد. اما موسیقی متن این اثر همان نقطه‌قوتی است که گوش‌ها را به چشم پیوند می‌دهد. شاید باید حسرت این را خورد که چرا قاب‌‌های فیلم توانایی شکل‌دادن به این هارمونی را ندارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟