پوستر فیلم اِما

غرور و کمال؟

اِما
Emma
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مانتره

داستان فیلم درمورد دختر جوان، زیبا، تحصیل کرده، باهوش و مغروری‌ست که تصور می‌کند‌ از همه بیشتر می‌داند و همین‌قدر محق است که در زندگی دیگران دخالت کند.
او باعث پیوند دایه‌ی خود با مرد معروفی ـــــ اقای وستون ـــــ در دهکده شده است و به‌همین سبب تصور می‌کند فردی باهوش است که خطا نمی‌کند.
فیلم اقتباسی نه‌چندان موفق از کتاب «اما» اثر جین استن است. ملودرامی ضعیف و دیالوگ‌های زیاد و کشنده که کارگردان به شخصیت‌ها نزدیک نمی‌شود و تنها داستان آنها را روایت می‌کند.
اما با دوستی با دختری به‌نام «هریت» از طبقه‌ی متوسط که مدام چاپلوسی وی را می کند، سعی در حفظ اعتماد‌به‌نفس خود دارد و تصور می‌کند محور تمام توجهات دهکده او خواهد بود. با آمدن دوست و رقیب قدیمی‌اش «جین» ــــ یتمی که تحت سرپرستی خاله خود، «دوشیزه بیتز» است ـــــ به دهکده، حس حسادت او تحریک می‌شود. جین زیباست و مهارت عجیبی در نواختن پیانو دارد و شاید ما به‌عنوان مخاطب یک نقطه‌ی بحران هرچند کوچکی در فیلم احساس کنیم. اِما در میان خود‌بینی‌های خود باعث می‌شود صمیمی‌ترین دوست‌اش ـــــ هریت ـــــ به خواستگار طبقه‌ی متوسط خود ‌ـــــ مارتین ـــــ پاسخ رد بدهد. همین امر موجبات ضربه‌های روحی دوست صمیمی‌اش را ایجاد می‌کند.
در این بین برادر شوهر خواهرش ـــــ‌ نایتلی ـــــ که ارباب زمین‌های اطراف نیز هست، در فیلم گاه‌وبی‌گاه وجود دارد و نقش وی تماماً بر اساس سرزنش و توضیح و تفسیر اعمال اما است. اما در میان کشمکش‌هایی که با نایتلی دارد عشق را بر اساس ظاهر انسان‌ها نکوهش می‌کند. اما نایتلی با نگاهی واقع‌گرایانه به او متذکر می‌شود که در عشق باید دو طرف هم رده باشند. اما اما سعی دارد موجبات ازدواج دوستش هریت را با کشیش معروف دهکده ـــــ آلتون ـــــ فراهم کند و نایتلی این کار را غلط می‌داند. و درنهایت اقای آلتون در راه برگشت از یک مهمانی از اما خواستگاری می‌کند و اما به‌خاطر غلط بودن پیش‌بینی‌هایش شوکه می‌شود.
برخلاف گفته‌های اما، او خودش هم شیفته‌ی اسمی می‌شود که در دهکده زبان‌زد مردم است‌؛ مارک چرچیل، پسری که همه او را دوست دارند مگر نایتلی. و نایتلی هم با ابراز عطوفت به جین که از طبقه‌ی فرودست است خلاف گفته‌های خویش رفتار می‌کند.
حسادت اما به جین و لج‌بازی وی با نایتلی کمی درام را پیش می‌کشد. اما بازهم به‌لحاظ مدیوم سینمایی داستان ضعیف پیش می‌رود.
اما که انتظار دارد مارک از وی خواستگاری کند، در کمال ناباوری خبر نامزدی او را با جین می‌شنود.
به‌صورت موازی هریت که گاه‌و بی‌گاه گرفتار توهمات عشقی می‌شود، تصور می‌کند که آقای نایتلی عاشق اوست. و اما باز هم شوکه می‌شود و شک می ‌کند که شاید این فرضیه نیز درست باشد.
این اعتمادبه‌نفس کاذب اما در طول داستان مدام دستخوش تخریب می‌شود. وی در طول داستان متوجه تبعات رفتار خود می‌شود و سعی در تغییر رفتار خود دارد. این تغییر موضع با فریاد‌های نایتلی بعد از گستاخی وی به خاله‌ی جین صورت می‌گیرد.
اما علی‌رغم غرور طبقه‌ی مرفه خود به عذرخواهی از خاله‌ی جین می‌رود و سعی می‌کند کمی بیشتر با خود تنها باشد.
نایتلی که در مهمانی‌ها رگه‌هایی از علاقه‌ی وی به اما محرز گشته بود سراغ اما می‌رود و از وی خواستگاری می‌کند، و اما متوجه اشتباه بودن حرف‌های هریت شده و سعی می‌کند دوست خودرا به عشق اولش اقای مارتین که زمین‌دار طبقه‌ی متوسطی است ـــــ که پیشتر اما او را از ازدواج با وی منصرف کرده بود ــــ‌ برساند. بعد از این کش‌و‌قوس‌ها همانند همه‌ی داستان‌های پریان‌گونه همگی به خوشبختی می‌رسند.
گرچه داستان ضعیف و فرسایشی پیش خواهد رفت اما کارگردان هرگز از چشم‌اندازها و موسیقی کلاسیک و میزانسن‌های رومانتیک قرن هجده غافل نگشته و همین امر موجبات دلنشینی اثر خواهد شد. گویی کارگردان در این اثر همواره به لباس‌ها و قاب‌های دوربین و نوع آرایش و … توجه می‌کند و شخصیت‌ها همین‌قدر سطحی باقی می‌مانند. این تعدد شخصیت ها که در کتاب به درک بهتر خواننده از رمان کمک میکند اینجا تنها موجب سردرگمی مخاطب می‌شود. کارگردان بی مقدمه شخصیت هارا وارد فیلم می‌کند و مخاطب چندین دقیقه باید برای یافتن نسبت ها تلاش کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟