زشت و ناموزون
طی این چند سال بارها و بارها به آثاری از نتفلیکس برخورد کردهایم که کلیشههای سینمای تجاری هالیوود را در کشورهای دیگر بهتصویر میکشد. بارها از این کار و زنده کردن سینمای تجاری بسیاری از کشورها حمایت کردهایم. اما هر چه پیش رفتیم با افول این کلیشهها و ایدئولوژیزدگیاشان بر اساس جنبشی خاص مواجه شدیم. حال اثر جدید آقای «کریستیان زوبرت» قرار است داستانی تکراری در باب دنیای کهنهسربازی را بهتصویر بکشد که درگیر یک توطئه شده است.
کاراکتر اصلی داستان «سارا» نام دارد. کارگردان روایت را با زندگی روتین این زن و فرزندش آغاز میکند. آقای زوبرت از همان ابتدا سعی دارد مخاطب را درگیر زندگی یک مادر مجرد کند و کهنهسربازی این زن و اضطراب و استرس ناشی از جنگ را همچون یک نقطهعطف در پرداخت شخصیتی او ارائه دهد. اما همین نقطهعطف در ابتدای داستان و درگیری ناگهانی سارا و چند مرد جوان در کنار رودخانه آنقدر ضعیف و دمدستی است که گویی میل به ادامهی داستان را از مخاطب میگیرد. در هر حال آقای زوبرت نشان میدهد که قرار است روی همین مسیر بدون طراحی صحنههای درگیری و اکشن ادامه دهد. گویی او از تبلیغات نتفلیکس کاملاً آگاه است و بنابراین بدون لحظهای تعلل یکی از ضعیفترین روایتهای اکشن و هیجانانگیز را ارائه میدهد.
در باب محوریت کاراکترهای زن در آثار اکشن بارها نوشتهایم. اصل تکثرگرایی در سینما نیز در این است که تحجر ژانر مردانهی اکشن شکسته شود. اما این شکستن نیاز به مواد اولیهای همچون بازیگر تعلیمدیده و طراحی اکشن قابل اعتنا دارد. نمیتوان بازیگری چون زندایا را تبدیل به نمونهی زن جان ویک کرد. اما در پلتفرمهایی چون نتفلیکس همهی این احتیاطهای ژانری و ساختاری به گوشهای پرت شدهاند و آن چیزی که مشاهده میکنیم شبیه صحنههایی است که در همین فیلم مشاهده میکنیم. آقای زوبرت روایتی را ارائه میدهد که در خوشبینانهترین حالت نیز غیرقابل تماشاست. اثر او حتی توانایی جلب توجه لحظهای مخاطب را ندارد. سارا در این اثر درگیر توطئهای میشود که باید در کنسولگری ایالات متحده در فرانکفورت راهی برای رهایی از آن پیدا کند. اما آن چیزی که کارگردان در برابر ما قرار میدهد روایتی بهگلنشسته است که هیچ تلاشی برای رهایی آن نشده است.
آقای زوبرت با خیالی آسوده منطق روایی اثر خود را فراموش میکند. همین فراموشی است که باعث میشود او کاراکتر خود را در این ساختمان به هر سویی ببرد و در انتها از طریق لمس چند کلید روی کیبورد عنوان کند که منطق اثر مرا دریابید. این نوع تصمیمات در یک روایت سینمایی بیشتر به حماقت میماند. از سویی دیگر بازیگر او حتی با حضور بدلکار نیز قادر به اکتی متوسط در صحنههای اکشن نیست. کارگردان هر قدر سعی میکند از طریق دیالوگهای یکخطی و تعجبزدهی کاراکترهای دیگر به مخاطب بقبولاند که سارا نیروی ویژهی قابل اعتنایی است، اما در عمل و در صحنههای اکشن چیزی جز ضعف مطلق انتخاب زاویهی دوربین، طراحی اکشن و در نهایت برشهای اتاق تدوین را شاهد نیستیم. اما مضحکترین بخش این داستان لانگتیک تعقیبوگریز در انبار و استخر کنسولگری است. این لانگتیک میتواند همچون یک مثال برای استفادهی نابجا از این تکنیک در ذهن شما باقی بماند. تصور کنید فیلمی که نه شخصیت دارد، نه داستان و نه حتی جذبهی ژانری، بهیکباره شما را در برابر چنین لانگتیکی با استفاده از استیدیکم قرار دهد. نتفلیکس و آثار بینالمللیاش همیشه قادر به شگفتزدهکردن مخاطبان سینما خواهد بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.