پوستر فیلم خانه‌ی فاسد‌شده

روایت جاه‌طلبی نداشتن

خانه‌ی فاسد‌شده
House of Spoils
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

طی ماه‌های گذشته با روایت‌های مختلفی حول سرآشپزان، آشپزخانه‌ و در نهایت مفاهیمی چون عشق، جاه‌طلبی و ترکیب طعم و احساسات انسانی مواجه شده‌ایم. هر کدام از این روایت‌ها در مرز بین درام و عاشقانه گام برمی‌داشتند و سعی داشتند علیه کلیشه‌های مختلف آشپزخانه‌ای گام بردارند. حال با روایتی مواجه هستیم که سعی دارد از طریق المان‌های دلهره مخاطب را به درون جاه‌طلبی‌های یک سرآشپز جوان در مکانی رازآلود ببرد. باز هم با یک زوج کارگردانی مواجه هستیم که بیشتر تجربه‌اشان در آثار سینمایی تلویزیونی بوده تا پرده‌ای. «بریجیت سویج کلوئه» و «دنیل کرودی» در همکاری جدیدشان سعی دارند این روایت را به‌تصویر بکشند.

از همان ابتدای روایت با ضربآهنگی بالا مواجه هستیم که متناسب با دنیایی نیست که دو کارگردان قصد دارند به تصویر بکشند. فیلم روی دنیایی که این سرآشپز جوان قرار است آن را ترک کند  تمرکز نمی‌کند و صرفاً در چند پلان و درخواست او از استاد خود طی این سال‌ها به پایان می‌رسد. اما باز هم به روایت فرصت می‌دهیم تا خود را در لوکیشن جدید و جایی که قرار است همه‌‌ی تحولات فیلم در آن اتفاق بیفتد شکل دهد. باید گفت باز هم این اتفاق رخ نمی‌دهد. زوج کارگردانی به‌هیچ عنوان اجازه نمی‌دهند کاراکتر اصلی شکل بگیرد و صرفاً از طریق القای دیالوگ‌های بدون زیرمتن به خانم «آریانا دی‌بوز» باعث فاسد‌شدن سریع کاراکتر اصلی می‌شوند. در نتیجه هر آن چیزی که رخ می‌دهد جز رخدادهای قابل‌پیش‌بینی و بدون غافلگیری نیست.

این فیلم از طریق درون‌مایه‌ای که دارد و مفاهیمی که قرار است آن‌ها را به درون لایه‌های روایت تزریق کند پتانسیل خوبی برای تبدیل‌شدن به یک اثر قابل اعتنا را داشت. اما آن‌چیزی که شاهد هستیم عدم تلاش زوج کارگردانی در رسیدن به این اهداف است. به‌نوعی می‌توان این‌گونه گفت که آن‌ها سعی در ارائه‌ی یک اثر دلهره با استفاده از کلیشه‌ی خانه‌ی تسخیرشده و توهمات کاراکتر اصلی داشته‌اند. اما در پرداخت به هر کدام از این نقطه‌گذاری‌های روایی ناکام مانده‌اند. به‌طور مثال به مصرف قرص توسط سرآشپز جوان و تأکید بصری کارگردان‌ها روی این خصیصه دقت کنید. زوج کارگردانی هیچ بهره‌ای از این خصیصه نمی‌برد. آن‌ها در کمال تعجب و شاید به‌صورت کاملاً ناخواسته این ویژگی را تبدیل به مک‌گافین می‌کنند. ابتدا این را در نظر می‌گیریم که آن‌ها معنای درونی مک‌گافین را اشتباه درک کرده‌اند. اما از این نمونه فراموشی‌ها در طول روایت بیشتر و بیشتر شاهد هستیم؛ روابط بین کاراکترها و رازآود کردن فضا از طریق برخی داستان‌های قدیمی. پس از تماشای همه‌ی این نقص‌های روایی است که نقص ابتدایی رنگ می‌بازد. به‌نوعی در این اثر کارگردان‌ها اسیر جاه‌طلبی خودشان شده‌اند. آن‌ها هم قرار بوده یک اثر دلهره را به‌تصویر بکشند و هم از کلیشه‌های دلهره فرار کنند. در نهایت نه اثری دلهره را به مخاطب ارائه می‌دهند و نه از کلیشه‌ها رهایی دارند. آن‌ها داستانی را که پتانسیل بالا و بازیگران خوبی داشت تبدیل به اثری متوسط به پایین کرده‌اند. در هر حال این ایده‌ی سرآشپز جاه‌طلب، میراث دیگری و دنیای تاریک غرور می‌تواند همچنان طرح‌واره‌ای برای دیگر فیلمسازان در ژانر دلهره باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟