دنیای پل فیگ همین است
بیشک در دنیای امروزی شعار «حاشیه بساز و پولدار شو» در میان سلبریتیها کارایی خیرهکنندهای دارد. پس از فیلم بسیار ضعیف «با ما تموم میشه» گویی مسیری منحصربهفرد برای سازندگان آن ایجاد شد که حتی بیش از هر بلاکباستری در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد. اتهام تعرض جنسی از سوی «بلیک لایولی» نسبت به کارگردان اثر، «جاستین بلدونی»، و در ادامه شکایت بلدونی از لایولی بهسبب دروغ و شایعهپراکنی علیه خود باعث شکل گرفتن دعواهای آنلاین حقوقی بین این دو و کانالهای زرد اینترنتی شد. در نهایت این پرونده همچنان در حال طی کردن مسیری است که اخیراً حرف از توافق دو سوی ماجرا در آن شنیده میشود. بههمین سادگی یک سلبریتی زن اینستاگرامی هم باعث دیدهشدن آثار قبلی خود میشود و هم اکنون خود و خانوادهاش را بار دیگر در صدر اخبار قرار میدهد؛ حتی به قیمت تمسخر شدن. حال آقای پل فیگ بار دیگر قصد دارد بلیک لایولی را مقابل دوربین خود ببرد. احتمالاً مخاطبان سینمای سرگرمی فیلم «یک لطف کوچیک» آقای فیگ را که در سال ۲۰۱۸ روی پرده رفت مشاهده کردهاند. اما داستان فیلم دوم و نمایش آن تحتتأثیر حاشیههای زندگی بلیک لایولی قرار گرفت و بههمین سبب بود که حواشی بسیاری در باب فرش قرمز فیلم و واکنشهای لایولی در میان جمع نسبت به هر کنشی مورد بحث بود.
در هر حال به درون روایتی میرویم که در همان فیلم اول هم حرفی برای گفتن نداشت. ترکیب نگاه آگاتا کریستی و کمدیهای میانه و لوس هالیوودی تبدیل به اثر سال ۲۰۱۸ آقای فیگ شده بود. حال دو کاراکتر «استفنی» و «امیلی» بار دیگر قرار است مخاطب را درگیر ماجرایی جدید کنند. ۵ سال از اتفاقات فیلم قبلی گذشته است. امیلی بهجرم قتل در زندان بهسر میبرد و استفنی نیز کانال مادران خود را بسته است و در حال برگزاری تور کتاب خود در باب رخدادهای ۵ سال قبل است. اما او در کنار این خانم مارپلبازیهایاش را نیز ادامه میدهد. آقای فیگ خیلی آسوده و بدون آنکه منطق روایی یک اثر جنایی-کمدی را مهم بداند مخاطب را وادار میکند که بپذیرد امیلی به هر طریقی که شده از زندان آزاد شده و اکنون دست بالا را نسبت به استفنی دارد. در هر حال همانطور که آقای فیگ میخواهد و نه داستان به درون جزیرهی کاپری ایتالیا میرویم تا استفنی ساقدوش زنی شود که از او متنفر است.
شخصیتپردازی دو کاراکتر استفنی و امیلی بهگونهای است که پتانسیل هر موقعیت کمدیای را دارند. اما بلیک لایولی در برابر آنا کندریک گویی کم میآورد. جدای از این باید گفت موقعیتهای طراحیشدهی آقای فیگ نیز مشکل اساسی دارند و قرار نیست ما را در معرض روایتی سرگرمکننده در عین حال هیجانانگیز قرار دهند. در مرور فیلم قبلی آقای فیگ با نام «جایزهی بزرگ» اشاره کردیم که گویی او فقط تعویض زوجهای بازیگریاش را مهم میداند و خطوط روایی قابل اعتنا در ساختار ژانری برای این کارگردان در اولویتهای بعدی قرار دارند. بههمین سبب است که گرهها و حفرههای روایی در این اثر در زمانی درست رخ میدهند اما کارگردان آنقدری دغدغه ندارد که از این نقاط برای وسیع کردن روایت خود بهره ببرد. در نتیجه آن چیزی که میبینیم جز دیالوگهای از عمد طراحیشدهی کارگردان برای گرفتن خنده از مخاطب نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.