پوستر فیلم داستان‌های عجیب‌و‌غریب

نوستالژی دهه‌ی ۱۹۸۰

داستان‌های عجیب‌و‌غریب
Freaky Tales
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر اکشن، کمدی
رده‌ی سنی ۱۷+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زوج کارگردانی «آنا بودن» و «رایان فلک» را با آثاری چون «نصف نلسون»، «می‌سی‌سی‌پی گریند» و «شکر» می‌شناسیم. این زوج کارگردانی در هر کدام از آثار خود وارد یک ژانر می‌شوند و از طریق ساختارهای همان ‌ژانر مخاطب را در معرض روایتی شسته‌و‌رفته قرار می‌دهند. اما در کارنامه‌ی این دو اثری چون «کاپیتان مارول» نیز یافت می‌شود که هر چه کارنامه‌اشان را زیر و رو می‌کنیم گویی هم‌ترازی‌ای ایجاد نمی‌شود. در هر حال این زوج در جدیدترین اثر خود به دهه‌ی ۱۹۸۰ در اوکلند قدم گذاشته‌اند و سعی دارند از طریق نشانه‌های فرهنگی و اجتماعی آن دهه در اوکلند روایتی را از گوشه‌و‌کنار شهر و از طریق کاراکترهای مختلف به مخاطب ارائه‌ دهند.

فیلم با مقدمه‌ای از یک گروه مدیتیشن آغاز می‌شود که سفیر آن‌ها یک بازیکن مطرح بسکتبال با نام اسلیپی فلوید است. همه‌ی رخدادهایی که در چهار پاره‌ی این اثر شاهد هستیم در یک شب به یکدیگر می‌رسند. در روایت اول با عده‌ای جوان مواجه هستیم که از طرفداران پر و پا قرص پانک راک هستند و در یک کلوب شبانه گرد هم جمع می‌آیند. اما آن‌ها در معرض حملات گاه‌و‌بیگاه فاشیست‌های سرتراشیده‌ی شهر قرار دارند. روایت روی تقابل خونین این دو گروه با یکدیگر تمرکز دارد. شاید بتوان گفت که طراحی صحنه‌های اکشن و ترکیب آن‌ها با طراحی‌های خطی و گرافیکی مخاطب را در معرض روایتی منسجم و در عین حال سرگرم‌کننده قرار می‌دهد. قاب‌بندی فیلم را هم از نظر دور نکنیم که این زوج کارگردانی چگونه توانسته‌اند مخاطب را در معرض دهه‌ای قرار دهند که تلویزیون و نوارهای ویدیویی با قاب‌های آکادمیک مردمان را از سینما به درون خانه‌ها می‌کشاند.

اما در روایت دوم و سوم دیگر خبری از خشونت نیست. زوج کارگردانی در این دو روایت ابتدا به‌سراغ دختران سیاه‌پوستی می‌روند که سعی دارند در اجتماع سیاه‌پوستان این شهر نامی برای خود دست‌و‌پا کنند. در روایت سوم مردی را شاهد هستیم که قرار است به‌خاطر همسر حامله‌اش از شرخری و کار برای باند مخوف مافیایی دست بکشد. هر دو روایت نشانه‌های کوچکی از خود را در روایت اول دارند و همین باعث انسجام سه روایت می‌شود. زوج کارگردانی از طریق همین نشانه‌ها و در هم‌تنیدگی کاراکترهای درگیر در سه روایت مخاطب را به درون رخدادهای درون شهر می‌برند تا به‌راحتی با فضای آن دهه ارتباط برقرار کنند. بار دیگر در این اثر نیز شاهد هستیم که امضای ویدیو‌کلوب‌ها در این دهه چگونه بر داستان سایه افکنده است. زیبایی این روایت‌ها به همین است که زوج کارگردانی هم افسار داستان را در دست دارند و هم ضربآهنگ را آن‌چنان بالا نگاه می‌دارند که مخاطب لحظه‌به‌لحظه درون شفافیت داستان و تعلیق‌های آن دچار سرگردانی لذت‌بخشی می‌شود. برای درک بهتر این فیلم باید اینگونه گفت که کارگردان‌ها سعی دارند عناصر فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و در نهایت هنری‌ای را که در آن دهه تجربه کرده‌اند با مخاطب به اشتراک بگذارند. این عناصر آن‌قدر خوب روی داستان جا خوش کرده‌اند که در هیچ نقطه‌ای از فیلم شاهد بیرون‌زدگی شعارگونه‌ی آن‌ها نیستیم. از سوی دیگر این زوج کارگردانی به‌خوبی نشان می‌دهند که تحت تأثیر ووکیسم نیستند و صرفاً در حال بازنمایی تنوع نژادی ایالات متحده به‌عنوان سرزمین مهاجران هستند و نه سوء‌استفاده از این مفهوم و در خدمت جنبشی خاص بودن. در نتیجه روایت در پرده‌ی چهارم خود همانی می‌شود که انتظار داریم: حفره‌های روایی سه داستان دیگر در پرده‌ی چهارم کاملاً پر می‌شوند و از طریق خونخواهی شرقی‌گونه و به‌سبک «بیل را بکش» وارد داستان خون‌آلود دیگری می‌شویم. آقای فلک و خانم بودِن در این چهار پرده به‌خوبی ثابت می‌کنند که هم سینه‌فیل‌های قابل احترامی هستند و هم به‌خوبی می‌توانند آثار کالت را در روایت خود به‌گونه‌ای جای دهند که اثر خود را نیز در رده‌ی آثار کالت در برابر مخاطب قرار دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟