«وسلی» سی ساله است. از شغل قدیم خود که کار در امور مالی بوده است استعفا داده و بیش از یک سال است که بهدنبال رسیدن به شغل ایدهآل خود است. او دوستپسری ندارد و از لحاظ مالی نیز در حال ورشکستگیست. ماشیناش هم در یک اتفاق نادر و در اثر افتادن درخت روی آن خراب شده است. این تمام زندگی وسلیِ سی ساله است. دو دوستاش «بروک» و «کیلی» که هر دو ازدواج کردهاند همواره تلاش میکنند او را کمک کرده و در کنارش باشند. وسلی بعد از مدتها برای آشنایی با دوست یکی از دوستاناش به یک قرار میرود. او با «شان» ملاقات میکند. اما قرار در همان چند ثانیهی اول بههم میخورد. وسلی هنگام خروج اما «جرالد» را دیده و با او دوست میشود. جرالد صاحبِ خانه، ماشین و شغل مناسب است و بهترین گزینه برای وسلیِ شکستخورده محسوب میشود. اما غیبت ناگهانی جرالد باعث میشود وسلی با یک ایمیل بهشدت توهینآمیز با او قطع رابطه کند. چند دقیقه بعد از ارسال ایمیل، اما جرالد تماس گرفته و علت غیبتاش را به کما رفتن در مکزیک اعلام میکند. حالا وسلی تلاش میکند با رفتن به مکزیک و قبل از اینکه جرالد از بیمارستان مرخص شود، به اتاق او در هتل برود و ایمیلی که برای او ارسال کرده است را پاک کند.
همانطور که از ابتدای فیلم مشاهده میشود، فیلم با داستانی که از اساس خوب است آغاز شده است. موقعیت ایجاد شده هم برای خلق طنز ماجرا کاملاً مناسب بوده و در ادامه هم با اتفاقاتی که در داستان رخ میدهد، طنزی قابل باور و کاملاً خندهدار را شاهد هستیم. وسلی با ورودش به هتل با بدشانسی، اتفاقات طنزی برایاش رخ میدهد. این اتفاقات در عین اینکه طنز هستند، میتوانند کاملاً واقعی نیز باشند؛ یعنی ممکن است برای هر کسی، اگر در موقعیت وسلی باشد، رخ دهند. طنزی که وسلی درگیر آن است، بیشتر طنز موقعیت است و هر موقعیت باعث میشود دیالوگهای طنزآلود خودبهخود شکل بگیرند. در صورتی که دوستان او بیشتر طنز کلامی دارند و موقعیتهای پیشِروی وسلی باعث میشود آنها بهعنوان نقشهای مکملِ وسلی بتوانند خود را نشان داده و با کلام، موقعیتِ ایجاد شده را ملموستر و خندهدارتر کنند. حتی اگر شده با خندیدنهای خودشان در برابر اتفاقاتِ رخ داده برای وسلی. از سوی دیگر ورود ناگهانیِ شان در مکزیک و در همان هتل، موقعیتهای جدیدی را برای خندیدن و داستانسرایی ایجاد میکند.
«نسیم پدراد» بازیگر نقش وسلی بیشترین تأثیر را در انتقال این طنز به مخاطب دارد. او با حالات صورت و چهرهی خود با موتیفهایی کاملاً قابل درک، بیننده را با خود همراه کرده و به خنده میاندازد. از سویی نباید وجود «موریس لامورن» در نقش شان را نادیده گرفت. اگرچه نسبت به وسلی و دیگران کمتر در داستان ظاهر میشود، اما او هم با همان تیکهای همیشگی و بامزهی مخصوص خود میتواند فضای خندیدن را ایجاد کند. او در سریال طنز «دختر خوب» توانسته بود بهخوبی استعدادِ بازی در نقش کمدی را نشان دهد. دیگر بازیگران فیلم نیز همه با بازیای قابل قبول توانستهاند داستان را در حیطهی کمدی و درام خود نگه دارند.
پایانِ فیلم هم اگرچه همان پایان همیشگی داستانها و رسیدن دو عاشق به هم است، اما بهدلیل مسیرِ درستِ طیشده در داستان میتوان آن پایان را هم بهراحتی پذیرفت. و میتوان با دیدن این فیلم لحظاتی شاد را طی کرد و نگران داستانی کلیشهای و احمقانه نبود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.