خاطرهبازی با دنیای مارچلو
«کیارا» مدتیست احساس گمگشتگی و سرگردانی دارد و زمانی که کارگردان فیلمی که بهتازگی در آن بازی میکند از او میخواهد بیشتر شبیه ماچلو باشد تا کیارا این سرگردانی در او بیشتر هم میشود. او یک روز صبح که از خواب برمیخیزد در آینه به جای چهرهی خودش چهرهی پدر، مارچلو، را میبیند و همین کافی است تا کیارا تصمیمی جدید بگیرد. او کتوشلواری شبیه به کتوشلوار مارچلو در فیلم «هشتونیم، فلینی» میپوشد، عینکی شبیه به عینک پدر را بر چشم میزند و با کلاهگیسی که از دوستاش گرفته، کاملاً شبیه به پدر، وارد خیابانها و شهر میشود.
«کریستوفر اونوره» کارگردان، نویسنده و بازیگر شهیر فرانسوی در سال ۲۰۲۴ با همکاری «کیارا ماسترویانی» و مادرش، «کاترین دونوو»، در نقشهای خودشان و البته بازیگران مشهور دیگری چون «فابریس لوچینی»، «بنجامین بیوله» و «نیکول گارسیا» سعی کرد روایتی سوررئال و نوستالژی از «مارچلو ماسترویانی» را در برابر دیدگان مخاطبان خاص سینمای جهان، بهویژه علاقهمندان به این بازیگر بزرگ قرار دهد. چرا علاقهمندان خاص؟ زیرا تنها مخاطبانی میتوانند وارد دنیای آقای اونوره شوند که فیلمهای مارچلو را دیده باشند از «هشتونیم» او گرفته تا «داستان عشق»، «زندگی یک سگ»، «حسادت به سبک ایتالیایی» و «زندگی شیرین». اگر زندگی شیرین و هشتونیم فلینی را ندیده باشند نه سکانسی که کیارا وارد فوارهی معروف ایتالیایی میشود را میتوانند درک کنند و نه سکانسی که او خود را در دریا غرق میکند. نه دلیل لباس پوشیدن اینگونهی کیارا را متوجه میشوند و نه دلیل حضور سگ را به دنبال او. مخاطبانی که وفادارانه مارچلو را دنبال کرده باشند میتوانند در سرگردانی و گمشدگی کیارا با او همراه شوند و حتی درکاش کنند.
آقای اونوره در روایت آرام خود سعی ندارد چیزی را به کسی ثابت کند. او با وارد شدن به دنیای کیارا، دختر مارچلو، و دیدن زندگی از نگاه او میخواهد پدر را برای فرزندش معنا کند. کیارا شباهت ظاهری عجیبی به پدر دارد و همین امر کار اونوره را برای نزدیکی پدر و دختر راحتتر هم کرده است. کیارا چون پدر بر روی پل عاشق میشود. این معشوق او را وارد دنیایی میکند که مخاطب حتی تا سکانس آخر نمیتواند بفهمد این فرد واقعی است یا خیالی. کیارا با بهیاد آوردن دوران کودکی خود دست در دست خودِ کودکاش بر روی یخها میرقصد و با خاطراتی اینچنین خود را به پدر و به گذشته نزدیک و نزدیکتر میکند. آقای اونوره مانند مخاطبی وفادار که خوب مارچلو و فیلمهایاش را میشناسد، میداند دوربین را در چه زاویهای قرار دهد و بازیگراناش را به کجاها بفرستد تا مخاطب بیشتر و بهتر وارد دنیای مارچلو شود.
آقای اونوره با سرگردان کردن دختر در دنیای پدر مخاطبان خاصاش را به خاطرهبازی با دنیای مارچلو دعوت میکند و به این بازیگر دوستداشتنی و بزرگ ادای احترام میکند. او میداند فیلماش برای هر مخاطبی نیست و این امر هم برایاش اهمیتی ندارد. او فقط میخواهد مارچلو را بار دیگر بر صفحهی نمایش برای دوستداراناش بازنمایی کند و در این کار هم موفق است. او از کاترین نیز در این میان خوب بهره برده و دلتنگی کاترین را برای روزهای گذشته نشان میدهد. کاترینی که او نیز هنوز با وجود غبار زمان زیباست و هنوز بازیگری قابلاتکاست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.