پوستر فیلم رنگ‌های درون

تصاویری آرامش‌بخش، روایتی کم‌عمق

رنگ‌های درون
The Colors Within
محصول ۲۰۲۴ - ژاپن
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«هیگوراشی توتسوکو» دختری نوجوان است که از کودکی با رنگ‌ها اخت گرفته و تمام مردم پیرامون‌اش را با رنگ‌های مخصوص به خود می‌بیند. توتسوکو در مدرسه‌ای مذهبی و شبانه‌‌روزی یا همان صومعه درس می‌خواند. او اما در «کیمی»، یکی از هم‌کلاسی‌های‌اش، رنگی بسیار خاص می‌بیند و می‌خواهد به بهانه‌ای با او دوست شود. کیمی اما به ناگاه دیگر به مدرسه نمی‌آید، پس توتسوکو تلاش می‌کند او را در ابتدا بیابد و سپس با او دوست شود. کمی بعد توتسوکو کیمی را در یک کتاب‌فروشی پیدا می‌کند؛ جایی که او هر روز در آن تمرین گیتار هم می‌کند. در این میان پسری با نام «ریو» نیز که از این کتاب‌فروشی همیشه خرید می‌کند وارد می‌شود و این سه کاملاً اتفاقی تصمیم می‌گیرند یک بند موسیقی را تشکیل دهند.

«نائوکو یامادا» را بیشتر با سریال انیمه‌ای «کی-اون» و انیمه‌ی بلند «صدای خاموش» می‌شناسند. او در سریال کی-اون داستان زندگی چهار دختر به‌ویژه دختری دبیرستانی با نام «یویی» را بازگو می‌کند که تلاش دارد با یاد گرفتن موسیقی از منحل شدن یک کلاب موسیقی جلوگیری کند. خانم یامادا در سال ۲۰۲۴ بار دیگر تصمیم گرفت روایتی با همین مضمون را تصویر کند که در آن دختری نوجوان قرار است با موسیقی و یافتن دوستان جدید زندگی‌اش دچار تغییری اساسی شود. او در این بین این دختر را در صومعه‌ای قرار می‌دهد که در آن هر کاری ممنوع است. همین امر توتسوکو را مدام با عذاب‌وجدان‌هایی روبه‌رو می‌کند که از دروغ گفتن به اطرافیان‌اش ایجاد می‌شود.

اولین مشکل روایت خانم یامادا در این است که او هرگز این صومعه و سازوکار آن را برای مخاطب‌اش شرح نمی‌دهد. حتی مخاطب تصویری کلی از این مدرسه یا همان صومعه را در برابر خود نمی‌بیند. مخاطب نمی‌داند در برابر چگونه مدرسه‌ای قرار گرفته و در این مدرسه قرار است چه چیزی‌هایی به دانش‌آموزان یاد داده شود. صرف اینکه تمام مخاطبان می‌دانند صومعه چگونه جایی است نمی‌توان روند داستان را پیش برد. اگر توتسوکو دچار عذاب وجدان است از موسیقی‌ای که می‌زند یا از دوستی با ریو یا حتی گفتن دروغ به اطرافیان‌اش، باید دلیل این عذاب وجدان در خود مدرسه و آموزش‌های آنها دیده می‌شد. مخاطب هرگز نمی‌تواند حضور توتسوکو را در مدرسه‌ای مذهبی قبول کند، همان‌طور که در انتها نمی‌تواند درک کند چطور در این مدرسه نواختن موسیقی آن هم به این شکل ممنوع نیست. یعنی اگر موسیقی در این مدرسه ممنوع نبوده یا اگر بوده چرا در مسیر روایت هرگز به آن اشاره نمی‌شود تا مخاطب بتواند روند اتفاقات را بهتر درک کند. در سوی دیگر دانستن اینکه این دانش‌آموزان چرا وارد این مدرسه شده‌اند نیز اهمیت دارد. توتسوکو و کیمی چرا در این مدرسه درس می‌خوانند و کیمی چرا از این مدرسه فرار کرده است؟ حتی اینکه چرا کیمی از خانه‌اش هم فرار کرده و با مادربزرگ‌اش زندگی می‌کند و حال می‌خواهد از او هم فرار کند نامشخص است. روایت خانم یامادا هرگز درون افکار و احساسات شخصیت‌های‌اش وارد نمی‌شود و همه‌چیز را سطحی و بدون عمقی فقط بیان می‌کند.

خانم یامادا اما در ایجاد تصاویری رویایی و داستانی که می‌تواند جذاب باشد حتی بدون عمق بخشیده شدن به کاراکترهای‌اش تبحر دارد. او پالت رنگی بسیار آرامی را برای روایت خود برگزیده است. استفاده از رنگ‌هایی مانند کرم، بژ، زرد کم‌رنگ، آبی کم‌رنگ و حتی سبز کم‌رنگ باعث شده مخاطب فقط با دیدن تصاویر و آرامشی که از آن در درون‌اش ایجاد می‌شود بخواهد روایت او را دنبال کند. روایتی که در آن سعی شده هدف زندگی و شادی را در خوبی و یافتن موسیقی درونی هر شخصیت ذکر کند. خانم یامادا اگر به تصاویر زیبای خود، روایتی عمیق‌تر را هدیه می‌داد و به گذشته‌ی کاراکترهای‌اش بیشتر می‌پرداخت می‌توانست انیمه‌ای از جنس انیمه‌های استودیو جیبلی را در برابر مخاطبان‌اش قرار دهد. او حتی به نوع نگاه توتسوکو و اینکه چگونه و چرا می‌تواند آدم‌ها را با رنگ‌های متفاوت ببیند نیز پرداخت کاملی نداشته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟