بیش از پنج دقیقه ابتدایی فیلم «هجوم» به یادآوری قسمت اول این فیلم یعنی فیلم «کشش» میگذرد. یادآوریای که در آن جذابیت هم وجود دارد: اینکه صدای اشخاصی که در فیلم قبلی بودهاند شنیده میشود و دیالوگهای مهم آن فیلم گفته میشود. تصاویری هم که این صداها بر روی آن قرار گرفتهاند زیبا و جذبکننده است. «یولی» حالا با چندین محافظ مختلف در پیرامون خود زندگی میکند و به آزمایشاتی که ارتش بر روی او انجام میدهد تن داده است. حالا بعد از دو سال از زمانی که آن سفینهی فضایی به زمین برخورد کرد، میگذرد و تازه ارتش توانسته میزانِ قدرت یولی را درک کند. یولی اما از این همه آزمایش خسته شده است. اما ورود دوبارهی عشق فضاییاش روند داستان را تغییر میدهد.
همانطور که اشاره شد فیلم «هجوم» قسمت دوم فیلم «کشش» است. یک فیلم علمی و تخیلی که قسمت اول آن مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفت. فیلم در سال ۲۰۱۷ به کارگردانی «فئودور بوندارچوک» ساخته شد. در فیلم «کشش» برخورد شهابسنگها به یک سفینهی فضایی باعث میشود این سفینه به زمین برخورد کند و طی این برخورد یکی از صمیمیترین دوستان یولی کشته میشود. او و دوستاناش تصمیم به انتقام از این فضاییها -علیرغم دستور ارتش- میگیرند. اما در این بین یولی عاشق یکی از این فضاییها میشود. پس باید یا با عشقاش همراه شود و او را محافظت کند یا دوستاناش را کمک کند تا انتقام بگیرند. در نهایت هم عشق فضایی میمیرد.
خلاقیت در جلوههای ویژه و تصاویر فیلم «کشش» توجه بسیاری را جلب کرده بود. سفینهی ساخته شده به شکل چشم در قسمت اول یکی از زیباییهای آن فیلم محسوب میشد. در قسمت دوم این فیلم نیز تصاویر زیبا هستند و چشمنواز. خلاقیت در تصاویر و استفاده از آب به عنوان نیروی عظیم توانسته جلوههای بصری زیبایی را در فیلم بسازد. هجوم آبها به زمین، چرخش آنها در آسمان و زمین، ساخته شدن دیواری عظیم از آب، حتی سفینهی کوچکی که عشق گذشتهی یولی با خود به همراه آورده بود، همه و همه زیبایی فیلم را دوچندان کرده است. اما چیزی که در این بین بیننده را دچار ملال و خستگی خواهد کرد کشدار شدن داستان و طولانی بودن بیهودهی آن است. عملا یک ساعت ابتدایی فیلم اتفاق خاصی رخ نمیدهد و داستان شبیه فیلمهایی با مثلث عشقیست که هر کدام از عاشقان یولی سعی میکنند خود را بیشتر در چشم یولی نشان دهند. فیلم اما رفتهرفته جذابیت قسمت اول را بدست میآورد و در یک سوم پایانی دوباره ما شاهد سینمای علمی و تخیلی زیبایی هستیم.
دیالوگها در دو سوم ابتدایی فیلم به خوبی جا نیفتاده و خستهکنندهاند. اما در یک سوم پایانی زمانی که فیلم از آن کرختی و دیالوگگوییِ شخصیتها خارج میشود، دوباره تبدیل به یک اکشن هیجانانگیز میشود که بیننده را با خود همراه میکند. این اکشن هیجانانگیز و پر از تخیل و خلاقیت اگر زودتر به فیلم تزریق میشد حتما فیلم درخور توجه دیگری را منجر میشد.
«بوندارچوک» امسال فیلم تحسینبرانگیز دیگری را نیز به طرفداران این ژانر هدیه داده است که اسپوتنیک نام دارد. این فیلم بیش از فیلم هجوم مورد توجه قرار گرفته است. اما باز هم زیبایی بصری و خلاقیت داستانی فیلم هجوم تحسینبرانگیز است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.