به دنبال عدالت
«ویتکوفسکی» به همراه مجموعهای از پلیسهای دیگر خانهای را محاصره کردهاند تا اسپینکر -بزرگترین کارتل مواد مخدر- را دستگیر کنند. آنها به خانه ورود میکنند اما اسپینکر فرار میکند. ویتکوفسکی در یک تعقیبوگریز او را میگیرد و به دست دو پلیس دیگر میدهد تا او را به اداره منتقل کنند. ولی اسپینکرز به اداره پلیس نمیرسد و دو پلیس ادعا میکنند که او توانسته از دست آنها فرار کند. این عمل ویتکوفسکی را عصبانی میکند و سعی میکند دوباره این مجرم بزرگ را بیابد. از سویی دیگر «مورِر» یک پلیس قدیمی بعد از ۲۵ سال زندان، آزاد میشود. این آزادی همراه با چالشهایی برای اوست. در این میان اتفاقاتی او و دوستاناش را به ویتکوفسکی به عنوان صادقترین پلیس ربط میدهد.
قسمت اول فیلم «خوکها» در سال ۱۹۹۲ ساخته شد. در این فیلم مورر به عنوان یک پلیس ظالم ولی فداکار برای حزب کمونیست -SB- مشغول به کار بود. او با «اولو» دوست و همکار است. با از بین رفتن حزب کمونیست، واحد پلیس آنها نیز منحل شده، آنها بیکار میشوند. پس آن دو برای داشتن شغلی جدید وارد عرصهی خطرناک دیگری میشوند. در این میان مورر عاشق دختری جوانی به نام آنجلا میشود و روابط بین آنها با آشنایی اولو با آنجلا کمی پیچیده میشود و داستان در هم گره میخورد. قسمت دوم فیلم در سال ۱۹۹۴ با نام «آخرین خون» در ادامهی قسمت اول ساخته شد و در پایان آن فیلم مورر محکوم به حبس ابد میشود. حالا در قسمت سوم این فیلم مورر بعد از ۲۵ سال از زندان آزاد شده است و هیچ چیز ندارد و همه چیز نیز تغییر کرده است. او کمکم دوستان گذشتهی خود را مییابد و بعد از گم شدن پسر یکی از این دوستاناش تصمیم میگیرد برای یافتن آن پسر کمک کند. این پسر بعد از دستگیری توسط پلیس، دیگر به خانه بازنگشته است. آیا پلیس در گم شدن او نقشی دارد؟
روایت فیلم «خوک ۳: به نام قانون» هم کمی از داستانهای گذشته و تعدادی اط شخصیتهای گذشته را در خود دارد و از دو فیلم قبلی سخن میگوید و هم با داستانی جدید و شخصیتهایی جدید فیلم را نو و پرهیجانتر کرده است. جوانهای جدید همراه با جوانهای گذشته تعادلی را در فیلم ایجاد کردهاند که داستان را از آنچه یک فیلم معمولیست کمی فاصله میدهد. اما شاید پرداخت بیشتر به شخصیتهای جدید به ویژه پلیسهای فاسد میتوانست این فیلم را از این حد نیز بالاتر ببرد.
فیلم «خوک ۳: به نام قانون» یک داستان اکشن و جناییست. از رمزآلوده بودن تا خشونت و زدوخورد را میتوان در آن دید. خونهای ریخته شدهی فراوان، سکانسهای شکنجه، کشتارهای وحشیانه با تفنگ و حملهی پلیس برای دستگیری عدهای خلافکار و کم و بیش سکانسهای عاشقانه همه در این فیلم مشاهده میشود. هم هیجانانگیز است و هم دارای داستانی قابل پیگیری؛ اینکه قرار است سرگذشت این چند دوست که حالا پابهسن گذاشتهاند و گویی به دنبال انتقام هستند چه شود. و آیا سرانجامِ پلیسهای فاسد چه خواهد شد؟ پس طرفداران این ژانر میتوانند به راحتی این فیلم را دیده و از آن لذت ببرند. نه قرار است فیلم شاهکاری بیاد ماندنی باشد و نه فیلمی مضحک. یک داستان معقول با بازیهایی خوب.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.