پوستر فیلم در سرزمین‌های گمشده

واقعاً ۶۰ میلیون دلار؟

در سرزمین‌های گمشده
In the Lost Lands
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

«پل دابلیو اس اندرسون» از سال ۱۹۹۴ و با فیلم «خرید» کار خود را در سینمای بلند داستانی آغاز کرد. او در ادامه وارد دنیای «مورتال کامبت» شد و سپس دست به ساخت سری فیلم‌های «شرارت موجود» یا همان نام معروف «رزیدنت ایوِل» زد. آنچه در سه دهه فیلمسازی این کارگردان شاهد بوده‌ایم جز دست‌و‌پا زدن در سینمای متوسط تجاری نبوده است. از سال ۲۰۲۰ تا کنون با مرور فیلم «شکارچی هیولا» از این کارگردان وارد سینمای او شده‌ایم. حال این کارگردان بار دیگر با حضور همسرش، میلا یوویچ، در نقش اول سعی دارد وارد اقتباسی از داستان کوتاه «در سرزمین‌های از دست‌رفته» به قلم «جورج آر.آر مارتین» شود.

آنچه در این داستان کوتاه و مجموعه‌ای که این داستان در آن قرار دارد می‌گذرد تأکید روی کاراکترهای زنی است که به جنگ به هیولاها می‌روند. در داستان آقای مارتین با دنیایی مواجه هستیم که به آخر خط تمدن رسیده است و حال مردمان جهان در یک نقطه در حال بردگی برای کلیسا و ارباب بزرگ هستند. در این میان همه‌اشان در حال تجربه‌ی همسایگی با مکانی هستند که به سرزمین‌های از دست رفته شهرت دارد؛ سرزمینی که در آن شیاطین در گوشه‌و‌کنار همه را به کام مرگ می‌فرستند و گویی دوزخ کتب مقدس به چشم دیده می‌شود. داستان با واگویه‌های فردی با نام «بویس» آغاز می‌شود که گویی دانای کل این روایت است. او از زنی ساحره با نام «گری آلیس» سخن می‌گوید که قرار است کاراکتر مرکزی این داستان باشد و همراه بویس دست به ماجراجویی خطرناکی میان دوزخ شیاطین بزند.

داستان آقای اندرسون از همان ابتدا فریاد می‌زند که مرا نبینید. اگر از بودجه‌ی ۶۰میلیون دلاری پشت این سر خبر نداشتیم، به‌طور حتم در هنگام تماشای اثر حس می کردیم که با فیلمی از سینمای گروه ب مواجه شده‌ایم که گویی کارگردان آن اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود را از سر می‌گذراند. اما این فیلم اثری در سینمای جریان اصلی محسوب می‌شود. متأسفانه در کنار اینکه کارگردان از ارائه‌ی تصویر کلی این پادآرمان‌شهر و دوزخ میان آن ناتوان است، کاراکترهای اصلی و فرعی داستان نیز قرار نیست مخاطب را درگیر ماجراهای روایی کنند. فیلم آقای اندرسون حتی به‌اندازه‌ی یک پلان قادر به بازنمایی دنیایی نیست که آقای مارتین در داستان خود ترسیم کرده است. جلوه‌های ویژه‌ی غیرقابل تحملی که عملاً روایت را تبدیل به تکه زباله‌ای دورانداخته شده کرده‌اند نه‌تنها در فیلم کارایی ندارند، بلکه جان پالت رنگی را نیز گرفته‌اند. گویی دنیایی کاملا‍ً مصنوعی را مشاهده می‌کنیم که کارگردان تنها اکتی که از بازیگران خود انتظار دارد قدم و معلق زدن مقابل پرده‌های عظیم است. به نوعی در این فیلم نه دوربین نقشی دارد و نه حتی موقعیت‌های دراماتیک و در نهایت رخدادهای اتاق تدوین. آقای اندرسون در روایت جدید خود نشان می‌دهد که حتی با ده‌ها میلیون دلار نیز نمی‌توان جای خلاقیت را پر کرد. شاید داستان کوتاه آقای مارتین و این اقتباس کاملاً ضعیف و بی‌قواره از آن همچنان پتانسیل این را دارد که فیلمسازی در آینده بتواند ساحره‌ی زمین‌های از دست رفته را تبدیل به کاراکتری کالت در هالیوود کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟