پوستر فیلم دنیای بزرگ

شاید خاصیت یک آنتولوژی بیشتر از این روایت بود

دنیای بزرگ
Big World
محصول ۲۰۲۴ – چین
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در طول تاریخ سینما بسیار بوده‌اند آثاری که باعث شده‌اند مخاطب درگیر برخی از سطوح جامعه شود که تا پیش از آن چندان دانشی در باب آن‌ها نداشت. خانم «یانگ لینا» در اثر جدید خود سعی دارد مخاطب را وارد زندگی یک جوان بیست‌ساله‌ی دچار فلج مغزی با نام «چونهه» کند. او از این طرق تلاش می‌کند تا مخاطب با مصائب مختلف یک انسان دچار فلج مغزی مواجه شود و از سویی دیگر بداند که این افراد توانایی فکر کردن، درک دنیای پیرامون و در نهایت ایجاد ارتباط با دیگر افراد را دارند.

اما این داستان از آن دست درام‌های نزدیک به ملودرامی است که بیش از شخصیت‌پردازی در دنیای رئالیستی تلاش می‌کند احساسات مخاطب را به‌کار گیرد. زمانی که با اولین سکانسی از این دست مواجه می‌شویم ناخودآگاه فاصله‌ی خود را تا انتهای روایت حفظ می‌کنیم. مشکل بزرگ این دست روایت‌ها این است که کارگردان یک بازیگر را دچار متداکتینگ می‌کند تا بتواند نقش فردی دارای معلولیتی خاص را ایفا کند. به‌نظر می‌رسد چنین روایتی بیش از آنکه مخاطب را درگیر واقعیت بیرونی جامعه کند وارد دنیای جن و پری‌های داستانی می‌کند.

در سوی دیگر ماجرا نیز خانم لیانگ پس از اکران اثر خود فیلم‌های مستند و کوتاهی از حضور افراد دارای فلج مغزی در دل جامعه منتشر کرده است. حال این پرسش در ذهن ایجاد می‌شود که آیا او نمی‌توانست از همین افراد در اثر خود بهره ببرد؟ یا حتی این پرسش که اثر او نمی‌توانست داستان‌های کوتاهی در قالب یک آنتولوژی باشند که کاراکتر اصلی همین داستان بلند در میان دیگر معلولان خرد شود؟ آنچه در این روایت می‌بینیم تلاش کارگردان برای برانگیختن حس دلسوزی و همدردی در مخاطب است تا از این طریق همه‌ی ضعف‌های ساختاری داستان فراموش شود. اما شخصیت‌پردازی‌ها و موقعیت‌های روایی آن‌قدر بد پرداخت شده‌اند که مخاطب فقط در برابر انبوهی از سکانس‌های کوتاهی قرار می‌گیرد که طی آن‌ها فرد دچار فلج مغزی وارد یکی از بخش‌های جامعه شده است. به‌نوعی خانم لیانگ در اثر خود همه‌ی آن قهرمان‌های تک‌نفره در هر کدام از آن شغل‌ها مانند سرآشپز، باریستای کافه، راننده‌ی تاکسی، معلم و غیره را در یک کالبد جمع کرده است و سعی دارد از طریق قهرمان داستان خود به همه‌ی این امور بپردازد. اما نه شخصیت او پتانسیل این را دارد و نه داستان قادر است پیچش‌های روایی و بزنگاه‌هایی را ایجاد کند که مخاطب را اسیر دنیای منزوی کاراکتر اصلی کند. به‌نوعی فرد دچار فلج مغزی در این روایت همچون وسیله‌ای برای سوء‌استفاده‌ی کارگردان است تا از این طریق مخاطب بیشتر درگیر احساسات شود و نه منطق. خانم لیانگ در این اثر حتی وارد گذرگاه‌هایی در دنیای سوررئالیسم می‌شود و به‌جای آنکه این دنیا را تبدیل به المانی ثابت در زندگی کاراکتر کند، در کمال تعجب از آن فانتزی بلوغ را در آورده است. در هر حال دنیای رنگی و روشن خانم لیانگ در این اثر مناسب تماشای آخر هفته‌ی خانواده‌ای است که از تماشای یک سریال ملودرام و صورتی فارسی‌زبان خسته شده‌اند و حال نیاز به اثری هم‌سطح در دنیای غیر فارسی دارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟