پوستر فیلم سندروم تابستان بی‌انتها

پشت‌هم‌چینی سکانس‌ها

سندروم تابستان بی‌انتها
Endless Summer Syndrome
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اولین فیلم «کاوه دانشمند» در سینمای فرانسه فرنکشتاین بی‌ریختی از درون‌مایه‌های مختلف القاء‌شده در سینمای فرانسه است که بسیاری از فیلمسازان مهاجر برای دریافت نقد مثبت به آن دست می‌زنند. آقای دانشمند در این اثر سعی دارد به‌سبک فیلمسازان سینمای اکستریم فرانسوی که سرآمدشان زن‌هایی چون «کلر دنی» و «کاترین بریا» بوده‌اند وارد دنیایی تلفیقی شود.

روایت از زمان حال آغاز می‌شود که ابتدا «آدیا» در سکوتی حاصل از شوک در حال بازجویی است. سپس به گذشته‌ای می‌رویم که آن اتفاق ناپیدا مقابل ما عیان شود. «دلفین» وکیلی موفق است که در همان مکالمه‌ی اینترنتی ابتدایی مخاطب را در برابر زنی قرار می‌دهد که سعی دارد مقوله‌ی گوناگونی نژادی و مذهبی را در جامعه‌ی فرانسوی از طریق به سرپرستی گرفتن فرزندان بی‌سرپرست مهاجر گسترش دهد. او به‌اتفاق همسرش دو کودک را با نام‌های آدیا و اصلان به سرپرستی گرفته‌‌اند. حال در لحظه‌ای وارد زندگی آن‌ها می‌شویم که این خانواده‌‌ی چهارنفره در تعطیلات به‌سر می‌برند و پس از تعطیلات اصلان قرار است برای ادامه‌ی تحصیل از خانواده جدا شود. در همین حین دلفین ناگهان تماسی ناشناس را دریافت می‌کند که طی آن زنی از پشت تلفن خبر از این می‌دهد که آنتونی با یکی از فرزندان‌اشان رابطه‌ی جنسی دارد. این تلفن شروع روایتی است که آقای دانشمند قرار است پی بگیرد.

مشکل اصلی این روایت عدم تسلط کارگردان روی موضوعی است که به تصویر می‌کشد. آقای دانشمند گویی فقط برخی گزاره‌ها را شنیده و حال آن‌ها را درون قاب‌های خود کپی کرده است. او از گوناگونی نژادی وارد اروتیسمی آزاردهنده می‌شود و سپس به درون عشق ممنوعه‌ای می‌رود که ورود به آن کار هر فیلمسازی نیست. آقای دانشمند صرفاً دری را باز می‌کند که تاکنون به درون فضای پشت در حتی ورود هم نکرده است. این اثر آزمون‌و‌خطایی درون‌مایه‌ای محسوب نمی‌شود، چون کارگردان خودش هم نمی‌داند با چه چیزی مواجه است. او برای اثر خود سه ایستگاه در زمان حال قرار داده که سه نفر از اعضای خانواده در باب قتل، مرگ یا خودکشی یکی دیگر از اعضاء پاسخ می‌دهند. در این میان نیز سعی دارد روزهای انتهایی یک سفر تفریحی را به حومه‌ی پاریس به‌تصویر بکشد. در این تصویرسازی گویی بازی بد بازیگران و شخصیت‌پردازی نداشته‌ی فیلم مخاطب را با اثری از جنس اروتیک‌های فیلیپینی مواجه می‌کند. کارگردان پس از اینکه حفره‌ی اصلی روایت را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد دیگر قادر نیست از طریق پیچش‌های روایی و شخصیت‌پردازی کاراکترها به پر کردن آن حفره اقدام کند. در نتیجه اثر او صرفاً تبدیل به سرگردانی روایی می‌شود و در انتها نیز قرار نیست استدلالی حتی سوررئال را به مخاطب ارائه دهد. در یک داستان منطقی مخاطب می‌بایست در برابر زنی قرار می‌گرفت که از طریق یک تلفن ناشناس دچار سردرگمی بین خیانت، تجاوز و در نهایت عشقی ممنوعه قرار می‌گرفت و از این طریق، بسته به جهان‌بینی کارگردان، اندکی سوررئالیسم و حتی مالیخولیای ذهنی به داستان اضافه می‌شد. اما آقای دانشمند در کمال خونسردی و بدون پذیرفتن کوچک‌ترین ریسکی در همان دنیای رئالیستی به کار خود ادامه می‌دهد تا مخاطب صرفاً با گزاره‌ای ناقص روایت را آغاز کند و به انتها برساند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟