پوستر فیلم فرزندپروری

فیلمی که فقط حسرت در پی داشت

فرزندپروری
The Parenting
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم جدید آقای «کرگ جانسن» جز حسرت چیزی در پی ندارد. این کارگردان جوان طی یک دهه‌ی اخیر بارها سعی کرده با استفاده از موجی که در سینمای هالیوود ایجاد شده و هم‌زمان نگرش جنسی‌اش آثاری را در ژانرهای درام و کمدی روی پرده ببرد. اما بگذارید او و نگاه زنگ‌زده‌اش را در همین اثر واکاوی کنیم. این کارگردان در اثر جدید خود سعی دارد وارد ژانر دلهره شود. همان‌طور که انتظار می‌رود با افتتاحیه‌ای مواجه هستیم که مخاطب را با شرور اصلی روایت روبه‌رو می‌کند؛ در سال ۱۹۸۳ یک خانواده‌ی سه‌نفره در دام موجودی شیطانی می‌افتند. آنچه در افتتاحیه شاهد هستیم استفاده‌ی خوب از جلوه‌های ویژه‌ی بصری و به‌نوعی درگیر کردن مخاطب ژانر دلهره است.

اما زمانی که فیلم وارد زمان حال می‌شود و مخاطب عملاً زندگی «جاش» و «روهان» را در برابر خود می‌بیند، روایت کم‌کم درگیر خواسته‌های خودخواهانه‌ی کارگردان می‌شود. آقای جانسن در ادامه‌ی روایت هیچ چیزی برای ارائه ندارد. هر چه در روایت پیش می‌رویم گویی داستان آب می‌رود و این ناامیدی تا انتها ادامه دارد.

آقای جانسن در داستان از هم پاشیده‌ی خود دائم سعی دارد موقعیت‌های کمدی ایجاد کند. اما بازیگران نقش جاش و روهان توانایی ندارند. از آن‌سو با پدران و مادران این دو مواجه می‌شویم که بازیگرانی چون برایان کاکس، دین نوریس و لیسا کودرو نقش آن‌ها را ایفا می‌کنند. باید گفت که اگر لیسا کودرو و دین نوریس نبودند فاجعه‌بارتر از این بی‌دیالوگی‌ها و بی‌موقعیت‌ها به‌وجود نمی‌آمد. حال به بخش دلهره‌ی ماجرا و در ادامه تعلیق‌ها و سکون‌ها و در نهایت جامپ‌اسکرها بپردازیم. اینکه یک کارگردان چنین جاگذاری‌های خوبی را در یک دلهره فدای خودخواهی خود کند شاید فقط از آقای جانسن برآید. روایت او در بخش دلهره‌اش گویی پتانسیل تبدیل شدن حتی به یک اثر کالت را داشته است؛‌ از جلوه‌های ویژه‌ی خوبی گرفته تا سکونی که از حضور این موجود در خانه‌ی جنگلی خلق می‌شود. اما ترکیب این دلهره و کمدی بی‌قواره‌ی کارگردان راه را بر هر خلاقیتی بسته است. به‌نوعی با اثری مواجه هستیم که می‌توان به‌طور هم‌زمان از آن دو اثر دلهره و دلهره-کمدی مجزا را بیرون آورد.

کارگردان در این اثر نه‌تنها فرصت نمی‌کند عنوان خود را در فیلم معنا کند، بلکه حتی همان داستان نیم‌بندی را که شروع کرده هم به پایان نمی‌رساند. آقای جانسن در این فیلم نشان می‌دهد که فیلمسازی برای لقمه‌های بزرگ نیست و می‌تواند در همان محدوده‌ای که تاکنون فیلم ساخته پیش رود. او حتی اگر به فرم ابتدایی خود در اوایل دهه‌ی ۲۰۱۰ نیز وفادار می‌ماند، اکنون شاهد چنین فاجعه‌ای در روایت نبودیم. در هر حال جامعه‌ی آمریکایی در دورانی زیست می‌کند که فیلمسازانی چون آقای جانسن به‌راحی با چنین آثاری از نظر مخاطب محو می‌شوند. شاید اگر او نیاز دارد تا جامعه را در برابر نگاه دگرباش خود قرار دهد نیاز به تعامل بیشتری با مخاطب سینما دارد و از طریق دغدغه‌های آن‌ها داستان‌های خود را پیش ببرد. در هر حال باید منتظر بود و دید که نگاه غالب یک دهه‌ی گذشته‌ی هالیوود در سینما چگونه به تعادلی قابل اعتنا در روایت می‌رسد. آثاری چون فیلم آقای جانسن شاید آخرین تلاش‌های رادیکال و وفادار به این نگاه باشند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟