«ماکوتو» چشماناش را که باز میکنم، خود را بر روی تخت بیمارستان میبیند و جمعیت پرستاران که در اطراف او با هیجان و شوک در رفتوآمد هستند. به ناگاه همهچیز بر جای خود ثابت و بدون حرکت میماند و یکی از پرستاران رو به او کرده و میگوید که او بعد از یک روز مردن دوباره زنده شده، زیرا او جزو معدود افرادی است که به آنها شانس دوباره داده شده تا زندگی کنند. درواقع او در بدنی جدید تناسخ پیدا کرده و اگر بفهمد صاحب این بدن چرا مرده است، میتواند به زندگی جدید خود در این بدن ادامه دهد. به او ۱۰۰ روز فرصت داده میشود تا راز مرگ این پسر نوجوان را کشف کند.
خانم «ناتسوکی ستا» از سال ۲۰۰۸ وارد سینما و تلویزیون شد و در این مدت بیش از ۱۵ فیلم تلویزیونی، سینمایی و سریال را ساخته است. او در اثر سال ۲۰۲۲ خود تلاش کرده به بازسازی یک فیلم از سینمای تایلند، که همنام با فیلماش است، دست بزند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شده بود. در این فیلم فردی که نمیداند کیست در بدن پسری نوجوان تناسخ پیدا میکند و به شرط یافتن علت مرگ این پسر نوجوان میتواند در این بدن ادامهی حیات دهد.
بزرگترین مشکل روایت خانم ستا از همان ابتدا خود را عیان میکند؛ عدم پرداخت درست کاراکترها به دلیل ترس او از برملا شدن رازهای افراد خانوادهی ماکوتو. خانم کارگردان به جای اینکه به تکتک شخصیتهای پیرامونی ماکوتو اجازه دهد شکوفا شوند و خود را به مخاطب بشناسانند، مدام سکانسهای بیخود و بیجهتی را دنبال میکند که حوصلهی مخاطب را هدف میگیرند. مواجههی مادر و برادر یا حتی پدر ماکوتو با زنده شدن ناگهانی او، یا احساساتی که دوستان و همکلاسیهای ماکوتو در برابر کسی که بهناگاه از مرگ رهایی پیدا کرده، کاملاً نادیده گرفته شده و این پسر نوجوان بهراحتی وارد مسیر زندگی خود میشود. رفتارهای خود ماکوتو هم چیزی از فردی که دچار گیجی و ناباوری است نشان نمیدهد و بهنظر میرسد همه به راحتی شرایط موجود را درک و قبول کردهاند. از افتتاحیهی روایت که بگذریم، ادامهی مسیر زندگی ماکوتو و اطرافیاناش نیز پر از ابهام است. رابطهی مادر و پدر ماکوتو چرا اینقدر سرد و بی احساس است؟ چه اتفاقی رخ داده که مادر عاشق همکار خود شده و اصلاً چطور پدر خانواده که بهنظر میرسد فردی است که از طبقهی بالا یا متوسط جامعه است و کاری پردرآمد دارد، اجازه داده مادر در رستورانی پیشخدمت باشد و در آنجا عاشق همکارش شود؟! در سوی دیگر چرا پدر ماکوتو با نقاشی کشیدن او مشکل دارد و او را سرزنش میکند؟! خانم ستا دلیلی برای پرداخت رابطهی ماکوتو با برادرش هم ندیده و باعث شده نه رابطهی آدمها با هم در این روایت درک شود و نه رابطهی محیط با آدمها. درواقع میزانسن روایت خانم ستا با روایت کمعمق و سطحیاش همخوانی پیدا کرده و نمیتواند آنچه باید را روایت کند، زیرا پیرنگ اصلی روایت و حرفی که قرار است در مسیر آن زده شود برای هر مخاطبی بهویژه مخاطب نوجوان بسیار با اهمیت است و میتواند نشان دهد که نوجوانها به هر اندازه که از اطرافیاناش توقع دارند تا با آنها همراه شوند و درکاشان کنند، آنها هم باید به درک درستی از اطرافیاناشان برسند. خانم ستا اما متاسفانه نتوانسته این پیرنگ را به خوبی در برابر مخاطب قرار دهد و او را ناامید کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.