پوستر فیلم نظافتچی

سکونی شاید موقتی در دنیای آقای کمبل

نظافتچی
Cleaner
محصول ۲۰۲۵ – بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

طی چهار سال اخیر با سه اثر از دنیای سینمایی آقای «مارتین کمبل» مواجه بودیم. از «نورچشمی» تا «حافظه» و «فرشتگان کثیف» که در کل تعجیل کارگردان در سراشیبی سقوط را تصویر می‌کردند. از همان ابتدای دهه‌ی ۱۹۷۰ و سپس در میانه‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ با فیلمسازی مواجه بودیم که تقریباً همه‌ی زیرژانرهای اکشن و هیجان‌انگیز را از سر گذرانده بود و حتی آن‌قدر فشرده کار می‌کرد که فرصت سر زدن به درام‌های دادگاهی، کمدی و حتی عاشقانه‌ها را نیز داشت. روند سینوسی سینمای آقای کمبل باعث نمی‌شد تا او برای هر پروژه از ترکیب جدیدی از ستارگان سینما بهره نبرد. حال پس از سه تلاش به‌شدت ناموفق طی ۴ سال اخیر، او به‌سراغ بازیگری چون «دیزی ردلی» رفته است.

انتخاب درست بازیگر در سینمای میانه‌ی اکشن باعث می‌شود داستان ضربآهنگ خود را حفظ کند و دچار سکته نشود. در روایت‌های آقای کمبل هم شاهد این بوده‌ایم که گاه سیر رخدادها تا حدی فشرده می‌شود که حتی تعلیق‌های داستانی نیز جای خود را به تقابل‌ها و تعقیب‌و‌گریزها می‌دهند. شاید یکی از علت‌هایی که دو فیلم از فرنچایز سینمایی «جیمز باند» به او سپرده شده همین تسلط روی فشردگی رخدادهای اکشن و هیجان‌انگیز است. اما او در دو اثر اخیر خود نتوانسته بود این تناسب را حفظ کند. در فیلم «حافظه» استفاده‌ی نابجا از بازیگری چون لیام نیسون کل ضربآهنگ روایت و حتی زاویه‌های دوربین را تحت تأثیر خود قرار داده بود. در اثر «فرشتگان کثیف» نیز گویی با کمبلی مواجه بودیم که دوست داشت از قافله‌ی فیلمسازانی که سعی دارند در دنیاهای جنبشی اثری روی پرده ببرند عقب نماند. در نتیجه آقای کمبل با سرعتی دو چندان در مسیر سقوط سینمایی قرار گرفته بود.

اما در این اثر با داستانی مواجه هستیم که در همان دنیای میانه‌ی خود، با توجه به انتخاب خوب بازیگر نقش اول می‌تواند هیجان مورد نظر کارگردان را به مخاطب ارائه دهد. آقای کمبل در این اثر تا جایی که می‌تواند ضربآهنگ را بالا می‌برد و سعی دارد از طریق یک گروگان‌گیری در شرکتی نفتی مخاطب درون‌مایه‌ی روایت خود را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. «جویی» در این شرکت بزرگ یک نظافتچی است. اما قبل از ورود به درون شغل جویی که ارتباط مستقیمی با رخدادهای فیلم دارد، آقای کمبل در چند سکانس تصویری از گذشته‌ی جویی و برادر اوتیسمی او، مایکل، ارائه می‌دهد. پس از این چند سکانس با دنیایی مواجه می‌شویم که زویی در آن قرار است تبدیل به قهرمان داستان شود.

آقای کمبل در این فیلم بیش از حد هرس کرده و در نتیجه‌ی این چیدن شاخ‌و‌برگ‌ خرده‌روایت‌هاست که مخاطب در روایتی مستقیم قرار می‌گیرد. اما این روایت مستقیم در مسیری تراز قرار ندارد و به یک سراشیبی نسبتاً تند می‌ماند. کارگردان تا جایی که توانسته هیجان را در نقطه‌نقطه‌ی روایت قرار داده است، اما همین هیجان فشرده آن‌قدر روی خطی مستقیم القاء می‌شود که گاه باعث کسالت مخاطب می‌شود. روایت آقای کمبل به‌نوعی سکته‌ی روایی ندارد تا از این طریق وارد خرده‌روایتی مربوط به یکی از کاراکترهای درگیر شویم و داستان را بهتر و با تأمل درک کنیم. زمانی که به هدف گروه مهاجم به دفتر این شرکت نگاه می‌کنیم، گویی آقای کمبل بحث محیط زیست و فعالان مرتبط با آن را که گاه ذهنیت رادیکال و پوچ‌اشان منجر به فعالیت‌هایی تروریستی و ضدفرهنگی می‌شود در حد چند خط دیالوگ نگاه می‌دارد. فیلم جدید این کارگردان نیوزیلندی هم هیجان خوبی دارد و هم اکشنی متناسب با‌ آن و حتی در برخی مواقع مخاطب را دچار هراسی از جنس ترس از ارتفاع نیز می‌کند. اما مشکل آنجاست که روایت جدید آقای کمبل حداقل ۳۰ دقیقه نسبت به درون‌مایه‌ای که در نظر گرفته کم دارد و اجازه‌ی شکل گرفتن هیچ‌کدام از کاراکترها را نمی‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟