«الا» و «هنری» دو دوست کوچک و پرنشاط هستند. اِلا بعد از اینکه متوجه میشود هنری تا حالا هیچ سیرکی را ندیده است، از هنری میخواهد که به او کمک کند تا سیرک خودشان را بسازند. بعد از شنیدنِ این حرف، هنری خوشحال، موافقت کرده و هر دو از والدینشان و البته همسایهها میخواهند که در برگزاری سیرک به آنها کمک کنند. آنها هم همه با کمال میل میپذیرند.
داستان بسیار جذاب و جالب شروع میشود. ایدهی ساختِ انیمیشنی که کودکان خودشان در ساخت داستانِ آن دست داشته باشند و با دستانِ خودشان سیرکی را که ندارند، بسازند بسیار جالب توجه است. اما این ایده به زعم من تا همینجا بسیار خوب بود. بعد از آن داستان مسیر اشتباهی را طی کرد. اگر به تلاشهای آنها برای ساختِ سیرک پرداخته بود و ماجراهایی را براساس برنامههای سیرک ایجاد کرده بود، قطعاً داستان بهتری میشد. اما آنها با وارد کردن یک پسر جدید ـــ «جانی» ــــ داستان را به بیراهه کشیدند. نشان دادن جانی با آن اخلاقها بهصورتی که در فیلم مشاهده میشود و سپس تغییر رفتار بیدلیل او هم قابل بحث است. درست است که بچهها زود قهر میکنند و زود آشتی، اما اصرارِ ابتدای داستان برای بد نشان دادن جانی، وجهی خوب او را تحت تاثیر قرار میدهد و قبول تغییر ناگهانی او را سخت میکند.
انیمیشن از لحاظ وجه بصری زیباست؛ پر از رنگ. اما وجه داستانی آن ضعیف عمل کرده و نمیتواند کودکان را آنچنان که باید با خود همراه کند. تلاشِ داستان برای نشان دادنِ دوستی بین اِلا و هنری ستودنی اما ناکافیست. میتوانست بسیار بهتر باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.