پوستر فیلم تمام شب‌های طولانی

کسی بیماری ما را باور دارد؟

تمام شب‌های طولانی
All the Long Nights
محصول ۲۰۲۴ - ژاپن
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«فوجیساوا» از بیماری PMS حاد رنج می‌برد. به همین دلیل هم نمی‌تواند هر جایی کار کند. او بعد از اخراج شدن از چندین کار به‌دلیل رفتارهای نامتعارفی که در دوران PMS خود انجام داده، حالا در شرکت کوچکی کار می‌کند که مونتاژ لوازم علمی را انجام می‌دهند. او در این شرکت با مرد جوانی با نام «یامازوئه» که او نیز با بیماری «حمله پانیک» دست‌وپنجه نرم می‌کند آشنا می‌شود.

آقای «شو میاکه» در فیلم «کوچک، کند اما استوار»، محصول ۲۰۲۱، خود گوشه‌هایی از زندگی دختر جوان ناشنوایی را تصویر کرده بود که برای کنترل احساسات خود، به‌ویژه تبعیضاتی که در جامعه با او به عنوان یک ناشنوا روا می‌شد و البته قلدری‌هایی که با آنها مواجه شده بود، رو به ورزش بوکس آورده بود. آقای میاکه در این روایت توانسته بود به‌خوبی وارد زندگی کیوکو شود و از احساسات و روابط‌اش با افراد پیرامون‌اش سخن بگوید. مخاطب در مسیر روایت با کیوکو همراه می‌شد و تجربیات زندگی تو را مانند تجربه‌های زندگی خود از سر می‌گذراند. آقای میاکه در این فیلم نشان داد که می‌تواند با افرادی که متفاوت از مابقی افراد هستند؛ چه از لحاظ ظاهری و چه از لحاظ احساسی و رفتاری وارد رابطه‌‌ای عمیق شود و سختی‌های زندگی آنها را برای درک بهتر در برابر مخاطبان خود قرار دهد. این کارگردان در تجربه‌ای دیگر در سال ۲۰۲۴ وارد زندگی دو کاراکتر دیگر شده و تلاش کرده این بار از سختی‌های زندگی افرادی بگوید که بیماری‌اشان کمتر دیده شده و کمتر به آنها پرداخته شده است.

بسیاری از مردان و حتی زنان آگاهی بسیار کمی نسبت به بیماری PMS، سندرم پیش از قاعدگی، دارند و تصور می‌کنند این بیماری اتفاقی عادی در زندگی یک زن است که ماهیانه برای‌اش رخ می‌دهد. امروزه اما تحقیقات مهمی انجام شده که در آنها نشان داده شده که این بیماری می‌تواند زندگی زنان مبتلا به آن را دچار اختلالی غیرقابل برگشت کند. آقای میاکه در روایت خود تلاش کرده گوشه‌هایی از این سختی را تصویر کند. فوجیساوا هر ماه پیش از پریود خود دچار پی‌ام‌اسی آنقدر شدید می‌شود که توانایی تحلیل یک رخداد ساده را هم ندارد، او حساس شده، صداها اذیت‌اش می‌کنند، بی‌خوابی به او هجوم می‌آورد و هر چیزی ممکن است او را دچار پرخاش، ترس و افسردگی شدید کند. در سوی دیگر یامازوئه روزانه با حمله‌های عصبی‌ای مواجه می‌شود که تمام زندگی و تصمیمات‌اش را مختل کرده است. او توانایی بودن در مکان‌های شلوغ را ندارد، نمی‌تواند وارد رستوران شود یا با وسایل حمل و نقل عمومی رفت‌وآمد کند. او عملاً تنهاست و نمی‌تواند هر جایی به کار کردن مشغول شود.

آقای میاکه تلاش کرده در فواصل زمانی یکسان وارد زندگی این دو شخصیت شود و مشکلات آنها را تصویر کند. او با آشنا کردن این دو با هم بازه‌ی زمانی‌ای که می‌تواند به مشکلات هر دوی آنها بپردازد را بیشتر کرده و توانسته مخاطب را در مسیر روایت با خود همراه کند. اما مشکل مهم آقای میاکه در برش‌های روایت او است. برعکس فیلم قبلی‌اش که او توانسته بود اعتدالی متناسب را برای شرح دو کاراکترش ایجاد کند، در این فیلم او نه توانسته به خوبی وارد زندگی فوجیساوا شود و نه یامازوئه را در کنار دوستان و خانواده‌اش به خوبی توصیف کرده است. درواقع آقای میاکه در این فیلم با برش‌هایی سریع و در سکانس‌هایی پشت‌سرهم و بدون ایجاد کمی مکث رابطه‌ی فوجیساوا و دوستان و مادرش و نیز رابطه‌ی یامازوئه و اطرافیان‌اش را تصویر کرده و از شرح عمیق روابط بین افراد دور مانده است. او فراموش کرده همانقدر که تصویر کردن تنهایی‌های شخصیت‌های‌اش در مسیر روایت دارای اهمیت است، رابطه‌ی آنها با اطرافیان‌اشان هم حائز اهمیت است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟