پوستر فیلم سایه‌های ولگرد

پخته‌تر اما در همان خامی سابق

سایه‌های ولگرد
The Shadow Strays
محصول ۲۰۲۴ – اندونزی
ژانر اکشن
رده‌ی سنی ۱۷+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گویا مزه‌ی سینمای اکشن برای آقای چایانتو شیرین است و قرار نیست به این زودی‌ها از این سینما دست بکشد؛ به‌خصوص حالا که دو پروژه‌ی هالیوودی به او پیشنهاد شده است. اما فیلم جدید و آخر این کارگردان در سینمای اندونزی برعکس اثر قبلی دیگر کمدی-اکشن نیست و قرار است از دل دنیای آدمکش‌هایی نظیر هیتمن مخاطب را در برابر دختری نوجوان قرار دهد که یک آدمکش کور و بدون حافظه در خدمت سازمانی بین‌المللی و زیرزمینی است.
این فیلم برعکس اثر قبلی تا میانه‌های خود مخاطب را درگیر بهره‌گیری کارگردان از برخی آثار مهم در سینمای اکشن می‌کند؛ آثاری همچون لئون و هانا. اما آقای چایانتو باز هم در قصه‌گویی مشکل دارد و بار دیگر سعی دارد از طریق تلفیق خون‌افشانی‌های اسلشر و صحنه‌های اکشن آن گروه از مخاطبان سینما را ارضاء کند که قصه را المان مهمی در روایت نمی‌پندارند و در نتیجه نبود منطق روایی برای آن‌ها آزاردهنده نیست. این مخاطب خون می‌خواهد و اکشن می‌طلبد و آقای چایانتو هر دو را بدون مرز و محدودیت در اختیار او قرار می‌دهد. اما قصه؟ باید گفت که کمیت لنگ روایت آقای چایانتو در همین حوزه است. اگر به اپیزودهایی که او برای آنتولوژی‌های دلهره ساخته دقت کنید به‌خوبی مشاهده خواهید کرد که این کارگردن در یک اپیزود ۱۰دقیقه‌ای چگونه می‌تواند شروع و پایان خوبی را رقم بزند. اما زمانی که این شروع و پایان را در یک اثر بلند از نظر می‌گذرانیم با کارگردانی مواجه می‌شویم که گویی دوست ندارد به هیچ قیمتی اثر خود را به پایان برساند. در نتیجه در هر دو اثر متأخر او با روایت‌هایی مواجه می‌شویم که کارگردان با تمام وجود مخاطب را در پایان به فیلم دومی که شاید ساخته نشود ارجاع می‌دهد. گویا آقای چایانتو با پایان‌بندی مشکل دارد و همین باعث طول کشیدن دو اثر اخیر او شده است.

پس از تماشای دو اثر اخیر آقای چایانتو این سوال پیش می‌آید که آیا او قادر است درجه‌بندی سنی هالیوود را رعایت کند؟ اگر پاسخ به این سوال آری باشد، از سینمای این کارگردان چیزی باقی خواهد ماند؟ شاید ورود او به عرصه‌ی سینمای تجاری و بین‌المللی زمینه‌ساز توجه بیشتر این کارگردان به قصه شود؛ ‌چیزی که در آثار بلند اندونزیایی او گم بوده است. در فیلم «سایه‌های ولگرد» با کارگردانی مواجه هستیم که سعی کرده «جادوگر» کره‌ی‌جنوبی و «هانا»ی هالیوود را با یکدیگر تلفیق کند، اما در نهایت به‌سبب ضعف شخصیت‌پردازی و منطق روایی نه‌تنها یه هیچ‌کدام نزدیک نمی‌شود، بلکه اصالت اثر را نیز زیر سؤال می‌برد. داستان این فیلم اگر با همان ضربآهنگ ابتدایی ادامه می‌یافت و در ساعت دوم تبدیل به ملغمه‌ای از تفنگ‌بازی‌های کودکانه نمی‌شد، می‌توانست اثری قابل اعتنا در سینمای اکشن باشد. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و خون‌افشانی‌های آقای چایانتو بار دیگر بر قصه پیروز می‌شود. یکی از مورد انتظارترین فیلم‌های تجاری سال ۲۰۲۵ بدون شک فیلم دوم «هیچ‌کس» است که باید درون آن چهره‌ی جدید این فیلمساز را مشاهده کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟