پوستر فیلم ویچر: پریان اعماق

روایت ساده‌ی خونین

ویچر: پریان اعماق
The Witcher: Sirens of the Deep
محصول ۲۰۲۵ - کره‌ی جنوبی، ایالات متحده، لهستان
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«گرالت» برای کشتن موجودات خطرناکی که در دهکده‌ای ساحلی منجر به مرگ عده‌ای شده‌اند استخدام می‌شود. او بعد از ورود به این دهکده متوجه می‌شود درگیری‌ای قدیمی میان انسان‌ها و پریان دریا در این منطقه وجود دارد که بار دیگر شدت یافته است. حال او باید تلاش کند از جنگ خونینی که قرار است در این منطقه رخ دهد جلوگیری کند.

در مرور انیمیشن «ویچر: کابوس گرگ» از ویچرها و چگونگی پیدایش آنها سخن گفتیم. همان‌طور که انیمیشن سال ۲۰۲۱ اسپین‌آفی از سریال لایواکشن ویچر محسوب می‌شد و در تلاش بود داستان زندگی فردی با نام زمیر را بیان کند، در این انیمیشن هم ما با روایتی موازی با داستان سریال مواجه هستیم که این بار گرالت تلاش می‌کند انسان‌ها را از پیامد جنگ خونینی که قرار است رخ دهد آگاه کند. انسان‌هایی که غرور و طمع و ثروت تمام چشمان آنها را گرفته و به هیچ‌چیز جز قدرت و ثروت فکر نمی‌کنند. ویچر به عنوان موجودی که سال‌هاست در زمین زندگی می‌کند و با انواع و اقسام آدم‌های مختلف دیدار کرده است از این خصلت آدمی آگاهی کامل دارد و تلاش می‌کند با یافتن دلیل اتفاقاتی که در حال رخ دادن در ساحل و دریا است انسان‌های بی‌‌گناه را از جنگی که مرگ‌هایی خونین را به همراه دارد آگاهی بخشد.

«کانگ هی چول» در اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود قدم در راه ساخت روایتی گذاشته که پیش از این با طراحی استوری‌برد انیمیشن «ویچر: کابوس گرگ» آگاهی کاملی نسبت به دنیای داستانی که قرار است روایت کند کسب کرده است. این کارگردان نوپا بدون هیچ عجله‌ای از همان ابتدای روایت خود شروع به جان دادن به کاراکترهای‌اش می‌کند، آنها را شرح می‌دهد و برای وجودشان در میان تصاویر دلایلی قابل قبول را ارائه می‌دهد. آقای چول تک‌تک افراد را حتی اگر شده با اتفاقی کوچک به مخاطب می‌شناساند و تا اواسط انیمیشن هیچ تلاش خاصی برای ایجاد روایتی خونین انجام نمی‌دهد. اگرچه روایت با یک جنگ میان هیولایی دریایی و گرالت آغاز شده است، اما این جنگ خیلی زود تمام می‌شود و سپس تلاش می‌شود به داستان معنا و مفهومی داده شود. در واقع آقای چول داستان‌سرایی هرچند کوچک و بدون عمقی را انجام داده است که مخاطب با دیدن آن به راحتی می‌تواند هم منطق روایی داستان را درک کند و هم از آنچه در برابرش قرار گرفته لذت ببرد.

آقای چول تلاشی هم نداشته تا سکانس‌های خونین روایت خود را کاهش دهد. او در نیمه‌ی دوم جنگی خونین را راه می‌اندازد و در این مسیر از کشتن قهرمانان روایت هم نمی‌ترسد. او سکانس‌های خونین، سرهایی که جدا می‌شوند، بدن‌هایی که نصف می‌شوند و اعضا و جوارحی که از بدن بیرون می‌ریزند را به راحتی در برابر مخاطب هدف خود قرار می‌دهد و از آنچه تصویر می‌کند مخاطب را سیراب می‌کند. او رنگ را هم تا حدودی از روایت خود گرفته، درواقع داستان او همان‌قدر که پر از رنگ است و تلاش کرده زنده باشد با ایجاد لایه‌ای کدر بر روی تصاویر محیط پیرامونی کاراکترهای خود را تاریک و سیاه و غمزده نیز کرده است و توانسته داسستان خود را همان‌قدر که دارای منطقی روایی است، دارای تصاویری جذاب هم کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟