پوستر فیلم مزرعه‌ی امید

کلاهبرداران املاک

مزرعه‌ی امید
Rising High
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«ویکتور» پسر جوانی‌ ست که در خاطرات گذشته‌ی خود گیر کرده ؛ پدرش به‌خاطر پرداخت مالیات فقیرتر از قبل شده و مادرش نیز آنها را به خاطر مردی که از پدرش پولدارتر بوده، رها کرده است. حالا ویکتور جوان با ورود به شهر می‌خواهد زندگی جدیدی را آغاز کند، اما از همان ابتدا مورد ظلم کارفرمای‌اش قرار می‌گیرد. پس سعی می‌کند راهی میان‌بر را برای کسب درآمد به دست آورد. در این بین با «گری» آشنا شده و گری او را با «نیکول» آشنا می‌کند و به همین ترتیب چرخه‌ی انسان‌هایی که در چرخه‌ی کلاه‌برداری‌های آن‌ها و این اتفاقات غیرقانونی دخیل می‌شوند بیشتر می‌شود.

فیلم «مزرعه‌ی امید» درباره‌ی کلاهبرداری‌های این گروه و به‌ویژه این پسر جوان و باهوش است که با فکرهای خود می‌تواند راهی برای رسیدن به آرزوهای‌اش بیابد اما به زودی در این راه شکست می‌خورد. شکست او هم در همان ابتدای داستان با ورود پلیس به خانه‌اش مشاهده می‌شود. ولی آیا او واقعاً شکست خورده است؟ داستان با روایت ویکتور تعریف می‌شود که در مقابل پلیس نشسته است. او با روایت خود پلیس و در واقع بیننده را با گذشته و حال خود آشنا می‌کند. بیننده هم بدین‌وسیله می‌تواند در اتفاقات رخ‌ داده با او شریک شود.

فیلم «مزرعه‌ی امید» بیننده را تا حدودی به یاد فیلم «اگه می‌تونی من را بگیر» اثر استیون اسپیلبرگ می‌اندازد. در فیلم نام‌برده دیکاپریو در نقش فرانک، پسر جوان و باهوشی است که در فریبکاری و جعل نظیر ندارد. او با جعل ماهرانه‌ی چک به راحتی آنها را نقد کرده و به هر آنچه که می‌خواهد می‌رسد. اما رسیدن به آرزوهای او نیز چنان دوام ندارد. با این حال این دو فیلم تفاوت‌های قابل ذکری دارند. یکی از این تفاوت‌ها در آن است که فرانک توسط یک پلیس باهوش با بازی تام هنکس دنبال می‌شود و این تعقیب و گریز هیجان فیلم را بیشتر می‌کند. حتی باهوشیِ فرانک و استعداد او چنان زیاد است که این پلیس نیز او را ستایش می‌کند؛ تا جایی که از فرانک می‌خواهد همکار او شود. اما در فیلم «مزرعه‌ی امید» پلیس روبه‌روی ویکتور نشسته است و این تنها ویکتور است که حرف می‌زند و از بزرگی خود داستان‌سرایی می‌کند. هیجان فیلم به همان رویه‌های کلاهبرداری او خلاصه می‌شود؛ اینکه چگونه با خرید و فروش املاک می‌تواند پولدار شود. فیلم رمزآلود نیست و بیننده به سادگی و به آهستگی داستان او را می‌شنود و می‌تواند هیجان آن را درک کند.

بازی «داوید کروس» در نقش ویکتور یکی از مزیت‌های فیلم محسوب می‌شود چرا که توانسته است هم هوش یک پسر جوان و سرکش را به‌خوبی نشان دهد و هم در ابتدای فیلم ترس یک پسر ناآشنا به بازی‌های کلاهبرداری را. «جنینا اوزه» که او را پیشتر در فیلم برلین برلین -لولای در حال فرار دیده بودیم- نیز در نقش نیکول به خوبی جای گرفته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟