گره کوری که در نسخهی اسپانیایی و کرهای باز نشد
سینمای تجاری اسپانیا طی دو دههی اخیر مملو از آثاری است که سینمای دیگر کشورها را وادار به به بازسازیهای مختلف کرده است. فیلم «چهرهی پنهان»، محصول سال ۲۰۱۱، این کشور به کارگردانی آقای «آندرس بائز» یکی از آن آثار است. سینمای کرهی جنوبی در سال ۲۰۲۴ اقدام به بازسازی این اثر به کارگردانی «کیم دائه وو» کرده است. شاید اگر در میان سینماگران کرهای قرار بود کسی به این بازسازی اقدام کند بهطور حتم آقای کیم اولین گزینه بهحساب میآمد. این نویسنده و کارگردان از دههی ۱۹۹۰ نشان داده که شم خوبی در روایتهای رازآلود، هیجانانگیز و اروتیک دارد.
روایت آقای کیم همانند داستان اسپانیایی حول سه کاراکتر میچرخد. شروع داستان با پخش یک کلیپ توسط «سو یئون» برای «سونگ جین» آغاز میشود که در آن سو یئون از ترک خانه و رفتن به برلین سخن میگوید. در ادامه با پژمردگی سونگ جین و گذری بر روتین زندگی شخصیاش مواجه میشویم. در این گذر شاهد هستیم که این مرد رهبر ارکستر است و مادر سو یئون نیز بهعنوان سرمایهگذار ارکستر بالای سر او قرار دارد. آنچه در روایت کرهای بیش از هر چیزی به چشم میخورد ناترازی میان شخصیتپردازیها و در ادامه موقعیتهای روایی است. شاید آقای کیم باید همان مسیر آقای بائز را ادامه میداد و همهچیز را حول حسادت و سوءظن پیش میبرد. اما او تصمیم گرفته چیزی را بیش از این سوءظن وارد داستان کند. در این داستان بین دو کاراکتر زن از قدیم رابطهای عاطفی و در ادامه ارباب و بردهای وجود داشته و حضور سونگ-جین در زندگی سو-یئون عملاً پوششی برای مخفی کردن این رابطه بوده است.
اما کار خوب آقای کیم در بازسازی خود وسعت بخشیدن به کاراکتر سو یئون بوده است. آقای کیم این کاراکتر را دختری ثروتمند و در عین حال تحقیرگر پرداخت کرده است. در طول روایت شاهد بار سنگین حقارت روی دوش دو کاراکتر سونگ جین و می جو هستیم. اما متأسفانه شخصیتپردازی این دو کاراکتر آنقدری وسعت ندارد که بتواند از طریق آمیختهشدن دنیای پنهان و واقعی این سه کاراکتر وارد پیچشهای روایی داستان شد. آقای کیم بدون اینکه از خود روایت کمک بگیرد، از طریق همین تنیدنهای عمدی توسط خود و نه روایت قرار است مخاطب را دچار هیجان کند. داستان او در بخش سوم خود عملاً تبدیل به بازی کودکانهای میشود که هیچ نشانی از آن شخصیتپردازیهای ابتدایی ندارد. آقای کیم حتی در ارائهی فلشبکها نیز بد عمل کرده است و همین باعث میشود مخاطب در پردهی سوم نخ منطق روایی را در اثر گم کند. متأسفانه این پیچش مضحک را نسخهی اسپانیایی نیز شاهد بودیم. گویا آن نقطهای که قرار است جای زندانیها با یکدیگر عوض شود جبری حاصل از قفل شدن خلاقیت نویسنده بوده که در اثر اسپانیایی و بازسازی کرهای هیچ راهحلی برای همگام کردن آن با منطق روایی وجود ندارد. در هر حال این پلات از آن دست طرحهای رازآلودی است که همچنان نیاز به یک پرداخت کاملاً تلفیقی در ژانرهای مختلف دارد تا مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر خود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.