پوستر فیلم توقف‌ناپذیر

کاری بزرگ در قالب روایتی کوچک

توقف‌ناپذیر
Unstoppable
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در سابقه‌ی درخشان «ویلیام گلدنبرگ» به‌عنوان تدوینگر آثار «مایکل مان» و برخی از آثار دیگر شکی نیست. به‌طور حتم زمانی که چنین تدوین‌گری پا به عرصه‌ی کارگردانی می‌گذارد انتظارات از او بالا می‌رود. آقای گلدنبرگ در اولین تجربه‌ی کارگردانی خود سعی دارد بخشی از زندگی «آنتونی روبلس» را به تصویر بکشد. روبلس را بسیاری از علاقه‌مندان با ورزش کشتی به‌عنوان قهرمانی می‌شناسند که با یک پا توانست در مسابقات قهرمانی کشتی دانشگاهی به مقام قهرمانی برسد. ابتدا باید گفت که این مسابقات ملی آمریکا در قوانین خود با کشتی فرنگی و آزاد تفاوت دارد و اگر در امتیازدهی و قوانین آن در این فیلم منافاتی با کشتی کلاسیک مشاهده می‌کنید به این علت است. از سویی دیگر شاید برای مخاطب این سوال ایجاد شود که فردی چون روبلس چرا به‌سوی مسابقات پارالمپیک نرفته است. در این خصوص نیز باید گفت که کشتی معلولان در دو دوره میان ورزش‌های پارالمپیکی بوده است که آن هم به دهه‌ی ۱۹۸۰ بازمی‌گردد. در نتیجه فردی چون روبلس مجبور بوده که با قهرمانان بدون معلولیت کشتی بگیرد. در نهایت نیز این را باید اضافه کرد که روبلس از همان ابتدا هدف خود را قهرمانی ملی در نظر گرفته و نه حضور در مقاطع بالاتر یا حتی تکرار این قهرمانی و به‌همین سبب است که او پس از سال ۲۰۱۱ وارد حوزه‌ی کارشناسی و مربیگری می‌شود.

حال به اثر آقای گلدنبرگ بپردازیم. این فیلم نیز متأسفانه در همان مسیر گزارشی بسیاری از بیوگرافی‌های هالیوودی قرار دارد. آقای گلدنبرگ در اثر خود شاید حتی کمی هم عقب‌گرد دارد و مخاطب را در برابر کاراکتری قرار می‌دهد که دنیای پیرامون او هیچ تعریفی ندارد. به‌نوعی همه‌ی کاراکترهای فرعی در این روایت چیزی جز کاغذهای مچاله‌شده در کنار کاراکتر اصلی نیستند و حتی با بدبینی می‌توان چنین گفت که آقای گلدنبرگ فقط برای ترکیب‌بندی قاب از آن‌ها بهره برده است؛ مربیانی که حتی مخاطب را درگیر تمرینات و آموزش فنون نمی‌کنند و صرفاً گلدان‌های کنار قاب هستند. مادری که تنها وظیفه‌‌اش گریه‌ی شوق و ناراحتی است و کوچک‌ترین تأثیری در زندگی کاراکتر اصلی ندارد. آقای گلدنبرگ گویی حتی توانایی این را ندارد که هیجان را به درون روایت خود تزریق کند. در بالا به سابقه‌ی درخشان او در تدوین اشاره کردیم، اما او تدوین‌گر دیگران بوده است. حال که آقای گلدنبرگ خود کارگردان است گویی راش‌های خام اثر آن‌قدری پویایی ندارند که از طریق تدوین و برش‌ها مخاطب را درگیر روایتی قابل اعتنا کنند.

فیلم «توقف‌‌ناپذیر» هدررفت زندگی ورزشکاری است که غیرممکن را به ممکن تبدیل کرد. در چنین آثاری انتظار می‌رود کارگردان زاویه‌دیدی غیر از گزارش یک واقعه داشته باشد و آقای گلدنبرگ فاقد این دیدگاه است. او صرفاً آنچه را که در مصاحبه با روبلس و مادرش شنیده و دیده و خوانده گلچین کرده و از دل اتفاقات چند سکانس را به خورد مخاطب می‌دهد. شاید به‌همین دلیل است که در این فیلم اتفاقاتی ناقص را شاهد هستیم  که کارگردان با کمی تعلیق و برانگیختن ملودرام سعی دارد نقص‌ها را بپوشاند. بازی بد کل گروه بازیگری نیز مزید بر علت شده تا این فیلم جز اینکه مخاطب غیرآمریکایی را با روبلس آشنا کند خاصیت دیگری به‌لحاظ سینمایی نداشته باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟