در سینمایی که همیشه از ایدئولوژیزدگی فراری است
سینمای کرهی جنوبی از آن جهت پیشروترین سینمای جهان است که تقریباً هر آن تجربهای را که در باب محدودیت و سانسور میشناسیم از سر گذرانده است. از سویی دیگر در حال صحبت از کشوری هستیم که از همان زمان استقلال و سپس جنگ دو کره درگیر صنعتیسازی با سرعت فراوان و در عین حال تجربههای خونباری از دیکتاتوری نظامی بود. حتی در دههی ۱۹۹۰ که شاهد وزش اولین نسیم دموکراسی و انتخابات آزاد در این کشور بودیم باز هم در میانهی این دهه ورشکستگی اقتصادی دامان این کشور را گرفت. فیلم جدید آقای «کوآک کیونگ-تائک» به سال ۲۰۰۱ میپردازد و سعی دارد در باب شغلی تصویرسازی کند که تا همین چند سال قبل بخشی از مشاغل دولتی شامل بیمه و مزایا نمیشد؛ آتشنشانی. اما سینمای آقای کواک طی این دو دهه دچار افتوخیزهای بسیاری شده است. اما کیست که فیلم «دوست» او را در سال ۲۰۰۰ مشاهده نکرده و لذت نبرده باشد.
همانطور که در بالا اشاره شد این فیلم صرفاً مرور تاریخ از طریق یک فاجعه است که در آن سه آتشنشان جان خود را از دست دادند. اگر بهدنبال برابرنهادی برای آن هستید بهتر است فاجعهی پلاسکو در تهران را از ذهن بگذرانید. در این داستان که به سال ۲۰۰۱ بازمیگردد سعی شده مخاطب درگیر کار طاقتفرسا و در عین حال زندگی شخصی این کاراکترها شود. آقای کوآک از طریق کاراکتر «چوول-وونگ» وارد ایستگاه آتشنشانی میشود. چوول-وونگ پس از خدمت سربازی و با ترغیب همخدمتیاش، یونگ-ته، وارد این شغل شده است. آقای کوآک سعی دارد از طریق مأموریتهای مختلف و مواجههی مخاطب با سختی کار و در عین حال محدودیتهای سختافزاری این شغل در آن زمان همهچیز را برای ورود به پردهی سوم آماده کند.
آقای کواک در این اثر بهدنبال برانگیختن احساسات مخاطب است و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. او به خوبی از عهدهی این انتقال احساسات برمیآید. اما مشکل روایت او در پرشهایی است که به زندگی کاراکترهای مختلف دارد. انتخاب کاراکترهای درگیر در روایت و ورود به زندگی خصوصی آنها در این اثر دچار تناسب نمیشود و همین باعث سرگردانی روایت میشود. فیلم آقای کوآک علیرغم گستردگی در کاراکترها بسیار خلوت است. گویی بیش از آنکه سئول همچون شهری شلوغ در نظر آورده شود، با دو محله از این شهر سر و کار داریم و پلان شهری و خیابانها و در نهایت محل رخدادها گم میشود. از سویی دیگر کارگردان آنقدر درگیر برانگیختن احساسات است که فراموش میکند در میان رخدادها کمی هم سکانس لایی قرار دهد و مخاطب را درگیر جامعهی آن زمان کره کند. او در روایت خود تلاش میکند تا مشکلات معیشتی و کمبودهای حرفهای گروه آتشنشانان را بهتصویر بکشد، اما این بازنمایی تبدیل به سکانسهایی شعارگونه و ناقص میشود که در نهایت راه به جایی نخواهند برد. از سوی دیگر از چنین کارگردان با سابقهای بعید است که کاراکتری همچون چوول-وونگ را خلق کند و بهراحتی دست از سر او بکشد. در نهایت باید گفت با روایتی مواجه هستیم که مخاطب سینمای سرگرمی را درگیر تنشهای احساسی و انسانی اما با پوششی از شعارها میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.