پوستر فیلم کودکی یک پیشوا

تولد هیولا در کالبد معصومیت

کودکی یک پیشوا
Childhood of a Leader
محصول ۲۰۱۵ – فرانسه، ایالات متحده، بریتانیا، مجارستان، سوئد، کانادا، بلژیک
ژانر تاریخی، درام
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بالاخره فیلم «بروتالیست» آقای «بردی کوربی» منتشر شد. به همین بهانه سعی داریم وارد اولین اثر این کارگردان با نام «کودکی یک پیشوا» شویم. به‌طور حتم تماشای این فیلم کمک بزرگی به درک فرم سینمایی این فیلمساز خواهد کرد. بردی کوربی را شاید با نسخه‌ی انگلیسی فیلم «بازی‌های مسخره»ی میشاییل هانکه در نقش پیتر به‌یاد بیاوریم. حال او در قامت یک فیلمساز سعی دارد دنیای خود را خلق کند.

روایت نه با اصطلاح ادبی مقدمه، بلکه با اورتور یا همان پیش‌درآمد خود را به مخاطب نشان می‌دهد. کوربی در این پیش‌درآمد مخاطب را با پایان جنگ جهانی اول روبه‌رو می‌کند و کل عوامل فیلم نیز روی این پیش‌درآمد حک می‌شوند تا این سبک تیتراژ تبدیل به امضای او شود و برای ایجاد خط وصل در فیلم بروتالیست نیز از آن بهره ببرد. پس از این پیش‌درآمد قرار است در ۳ پرده طغیان خشم کودکی با نام «پرسکات» را شاهد باشیم. آقای کوربی این عنوان و درون‌مایه‌ی اثر خود را از داستان کوتاهی با همین نام در کتاب «دیوار» «ژان پل سارتر» قرض گرفته و سعی دارد آن را در دنیای خود به‌تصویر بکشد. این قرض گرفتن را از این جهت بیان می‌کنیم چون در طول اثر شاهد گذرهای آقای کوربی به آثار «هانا آرنت»، «مارگارت مک‌میلا» و حتی «رابرت موزیل» هم هستیم. به‌نوعی آقای کوربی سعی دارد فاصله‌ی بین پایان جنگ جهانی اول و شکل گرفتن پیمان ورسای را در فرانسه تبدیل به بذری وجودی در شکل گرفتن نهال یک دیکتاتور فاشیست کند.

در پرده‌ی اول تا دقیقه‌ی ۲۶ قرار نیست با نور روز مواجه شویم. آقای کوربی در این ۲۶ دقیقه سعی دارد از طریق بازی با نورهای مصنوعی و سایه‌ها و استفاده‌ی به‌جا از تکنیک کیارسکرو مخاطب را به درون زندگی خانواده‌ای سه نفره ببرد؛ پرسکات به‌همراه پدر و مادر. دوربین در ابتدا پرسکات کودک را در کلیسا و مشغول تمرین سرودی مذهبی تصویر می‌کند و سپس او را در حال سنگ‌اندازی به مردمانی که از کلیسا بیرون می‌آیند. در طی این ۲۶ دقیقه گویی با دوربینی مواجه هستیم که با گرفتن لانگ‌شات‌های بیرونی و داخلی سعی دارد صرفاً نظاره‌گری دور در دنیای کاراکترها باشد. پدر پرسکات دیپلمات ارشد ایالات متحده است که سعی دارد همراه دیگران بیشترین محدودیت را بر دولت آلمان وارد کند تا از این طریق هم منابع هدررفته‌ی دولت‌های درگیر جنگ بازیابی شود و هم دولت آلمان وارد شکننده‌ترین وضعیت خود به‌لحاظ سیاسی و اقتصادی شود. به‌نوعی آقای کوربی در مسیری خلاف سارتر در داستان نیمه‌بلندش حرکت می‌کند. سارتر در داستان خود سعی دارد مخاطب را درگیر بحران وجودی کاراکتر و به‌نوعی خلاً موجود درون او کند که در نهایت از دل پوچی همه‌گیر در ذهن و جسم‌اش به‌دنبال کمالی در جهت عکس می‌رود. اما کوربی سعی دارد در کنار این پوچی کاراکتر کودک خود را همچون تکه‌های بدن هیولای فرنکشتاین از طریق طغیان‌های خشمی که در نتیجه‌ی منزوی‌شدن از سوی خانواده و دیگران است در مسیر این کمال‌گرایی عکس قرار دهد. اما او برخی تکرارها را در زندگی پرسکات بر اساس داستان سارتر پیش می‌برد؛ به‌طور مثال تکرار سه پرده‌ای در باب اشتباه گرفته شدن پرسکات با دختر. به‌نوعی او در طول این سه پرده دائم در حال مبارزه برای تلقین این است که دیگر هیچ‌گاه با یک دختر اشتباه گرفته نشود. خروش این خشم را می‌توان در لحظه‌ای دید که دیپلمات‌های آمریکایی در خانه جمع شده‌اند و به‌یک‌باره پرسکات با بدنی عریان و در سکوت مطلق مقابل آن‌ها می‌ایستد.

فیلم آقای کوربی به‌قدری عریان و ساده است که پس از پایان آن به‌یک‌باره درگیر سه پرده و پیش‌درآمد و در نهایت اختتامیه‌ای می‌شویم که همچون تکه‌های عقده‌ی شکل‌گرفته درون پرسکات سر باز می‌کنند و مخاطب را به درون مغاکی از هیاهوی ذهنی می‌برند. در این اثر پیمان ورسای عقد می‌شود و کشورهای جدیدی در خاورمیانه و میان نقشه‌ی جهان شکل می‌گیرند، اما غارت ویرانگر منابعی که بر آلمان تحمیل می‌شود مقدمات شکل‌گرفتن مردی را ایجاد می‌کند که دو دهه بعد دنیا را به ویرانی می‌کشاند. در داستان آقای کوربی گویی از طریق انتزاعی و در عین حال مبتنی بر وجودگرایی و روانکاوی در حال تماشای شکل گرفتن این هیولا هستیم؛ هیولایی در کالبد معصومیت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟