پوستر فیلم مردی که نمی‌توانست ساکت بماند

اتفاقی که شکل نگرفت

مردی که نمی‌توانست ساکت بماند
The Man Who Could Not Remain Silent
محصول ۲۰۲۴ - فرانسه، کرواسی، اسلوونی، بلغارستان
ژانر درام، کوتاه
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

یک مرد به همراه همسر و فرزند خود در قطار در حال حرکتی دیده می‌شوند. در برابر آنها سه مرد در همان واگن نشسته‌اند. به ناگاه توقفی ناگهانی در مسیر حرکت قطار باعث ایجاد اتفاقی می‌شود که همه را شوکه می‌کند.

در مسیر مرور فیلم‌های کوتاه نامزد اسکار سال ۲۰۲۵ به سراغ فیلمی محصول مشترک فرانسه، کرواسی، اسلوونی و بلغارستان رفته‌ایم. فیلمی که قرار است به سال ۱۹۹۳ برود و یکی از قتل‌عام‌های جنگی کشور کرواسی را زمانی که مردمان‌اش تلاش می‌کردند استقلال خود را به دست آورند، تصویر کند. در این قتل عام ۱۸ مسلمان و یک کروات توسط گروه شبه نظامی عقاب‌های سفید صربستان از یک قطار بیرون کشیده شدند و دیگر هرگز بازنگشتند.

«نبوجشا اسلیجپکویچ» پنجاه و دو ساله تاکنون چندین فیلم کوتاه را در کارنامه‌ی کارگردانی خود داشته و به عنوان نویسنده، تهیه‌کننده و حتی سینماتوگراف و ادیتور در سینما تجربه کسب کرده است. او در سال ۲۰۲۴ تصمیم گرفته به یکی از اتفاقات هولناکی که در گذشته در کشورش رخ داده بپردازد. قتل عامی که مانند بسیاری دیگر از کشتارهای جنگ‌های داخلی و خارجی تنها مردمان بی‌گناه را انتخاب می‌کند. آقای اسلیجپکویچ اما فراموش کرده است شاید برای نشان دادن چنین اتفاق هولناکی به زمانی بیشتر یا پرداختی عمیق‌تر در همین زمان کم نیاز است. او روایت این قتل‌عام را در سیزده دقیقه تصویر کرده و مخاطب تا به خود بیاید و بخواهد به درک درستی از آنچه می‌بیند برسد روایت تمام شده است.

یکی از نامزدهای اسکار سال ۲۰۲۱ در بخش انیمیشن‌ کوتاه روایتی با نام «هیولا» بود. در این انیمیشن ما با زنی شیلیایی روبه‌رو بودیم که یکی از شکنجه‌گران مردمان به دنبال آزادی بود. ما در این انیمشین از همان ابتدا تا انتها می‌توانستیم با تعلیق ایجاد شده توسط سازندگان اثر ترس و وحشت و حتی حس انتقام را در درون خود احساس کنیم. روایت آقای اسلیجپکویچ اما هیچ چیز در درون خود ندارد. نه مردی که همراه با خانواده‌اش در کوپه‌ی قطار نشسته می‌تواند حس ترس نهفته در درون‌اش را در مواجهه با مردانی که نمی‌داند کیستند و در دستان‌اشان اسلحه است به تصویر بکشد و نه حس آن پسر جوان مسلمانی که هیچ مدرکی با خود ندارد و باید با این مردان مواجه شود. در سوی دیگر آن مردی که گوشه‌ی دیگر کوپه نشسته قرار است فقط با یک جمله از جای بلند شود و به بیرون برود و دیگر دیده نشود؟ آقای اسلیجپکویچ نتوانسته در روایت خود حسی را به مخاطب انتقال دهد. او فقط به صورت گزارشی تلاش کرده اتفاقی هولناک را تصویر کند، اما مخاطب هیچ رویداد یا حتی موسیقی هولناکی را در برابر خود نمی‌بیند. نه خشونتی در تصاویر دیده می‌شود، نه شرحی از شخصیت‌ها داده شده، حتی به عنوان غریبه‌هایی که در کنار هم نشسته‌اند و نه با موسیقی یا با بازی خوب بازیگران تعلیقی در روایت دیده می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟