سرگرمکننده و برتونی
شاید بسیاری از مخاطبان سریال «خانوادهی آدامز» در دههی ۱۹۶۰ را مشاهده نکرده باشند، اما قریببهاتفاق آنها اقتباسهای سینمایی این سریال را بارها تجربه کردهاند؛ آثاری که اگر چه «تیم برتون» کارگردانی آنها را بر عهده نداشت، اما بهراحتی خطوط فرم این فیلمساز را میتوانستیم در آنها شاهد باشیم. پس از این دو سری فیلم بود که «کریستینا ریچی» در اثر بعدی تیم برتون به ایفای نقش پرداخت. حال مشخص شده که در سال ۲۰۲۵ فصل دوم سریال «ونزدی» منتشر خواهد شد و به این بهانه به مرور فصل اول این سریال خواهیم پرداخت.
در این سریال کاراکترها و نامهایاشان همانی هستند که در خانوادهی آدامز شاهد بودیم؛ «گومز» و «مورتیشیا آدامز» بهعنوان پدر و مادر «ونزدی» و «پاگزلی» فرزندان آنها و در نهایت «لرچ» راننده و «ثینگ» نیز همان دست خدمتکار. اما در این سریال قرار است ونزدی تبدیل به نقش محوری شود و عملاً غیر از ثینگ، دیگر اعضای خانواده در حاشیه قرار میگیرند. چهار قسمت اول این فصل را تیم برتون کارگردانی کرده است. همین باعث شده مخاطب از همان ابتدا بهصورت پررنگی امضای این فیلمساز را در اثر مشاهده کند. آقای برتون افتتاحیهی سریال خود را با حضور ونزدی و پاگزلی در یک مدرسهی عادی آغاز میکند که در نهایت تلاش ونزدی برای انتقام برادر منجر به اخراج او میشود. این افتتاحیهی مختصر باعث هموار شدن مسیر رسیدن ونزدی به آکادمی نورمور میشود. دنیاهای معروف و قابل پذیرش تیم برتون در همین آکادمی خود را عیان میکند. بهنوعی پس از ورود ونزدی به نورمور جهان فیلم به مخاطب معرفی میشود؛ جهانی که در آن مردمان عادی حضور گرگینهها، خونآشامان، حوریان دریایی و دیگر انسانهایی را که نیرویی بالاتر از یک انسان عادی دارند پذیرفتهاند، اما همچنان در شهر جریکو آنها را طردشدگان مینامند؛ طردشدگانی که از بدو تأسیس این شهر توسط جوزف کراکستون، مردمان شهر سعی در نابودیاشان تحت عنوان جادوگر و عجیبالخلقه داشتهاند. آقای برتون اما سعی دارد از طریق ذهن خلاق و در عین حال کاملاً سیاه و مونوتون ونزدی مخاطب را درگیر ترکیبی از آگاتا کریستی و معماهایاش و دنیای گوتیک داستانهای ادگار آلن پو کند. شخصیتپردازی خوب، انتخاب بازیگر متناسب با آن شخصیتپردازی و در نهایت بازی خوب «جینا ارتگا» سبب شده کاراکتر ونزدی از زیر سایهی همنامان خود در آثار گذشته خارج شود.
اما این فیلم در چهار قسمت دوم روح رازآلودگی و تعلیق را فدای ضربآهنگ بالا و بمباران رخدادها میکند. در چهار قسمت ابتدایی ونزدی همچون دختری که عملاً هیچ مانعی سر راه خود نمیبیند عمل میکرد و آقای برتون سعی داشت از این طریق و اتفاقات نورمور او را ذرهذره دچار بلوغ احساسی و منطقی کند. اما در چهار قسمت دوم این اتفاق گویی با ضربآهنگ بسیار بالاتری رخ میدهد. این ضربآهنگ بالا زمانی نیاز است که مخاطب آثار سرگرمی بهنوعی دافعه رسیده باشد، اما این اثر از همان قسمت اول مخاطب و کاراکترها را به یکدیگر نزدیک میکند و باعث میشود مخاطب این دنیا را بپذیرد. در این چنین دنیایی که بدون هیچ اضافاتی با مخاطب هممسیر شده دیگر نیازی به بمباران رخدادها و بریدن آنها و پس و پیش کردن برشها برای ایجاد تعلیق نبود. کاراکتر ونزدی یکی از پر تعلیقترین کاراکترهای آثار دلهره نشان میدهد و اوست که باید روی سیر رخدادها تسلط داشته باشد؛ این را از آن جهت عنوان میکنیم که این کاراکتر همان دختر نوجوانی است که کل آثار آگاتا کریستی، ادگار آلن پو و بسیاری دیگر از جنایینویسان و خالقان آثار داستانی گوتیک در قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم را مطالعه کرده است. آقای برتون در چهار قسمت اول اجازه میدهد این نوجوان مسیر بلوغ و ورود به مرحلهی بعد نوجوانی خود را به آرامی و از طریق آزمونوخطاها پی بگیرد، اما در چهار قسمت دوم این روند با همان ضربآهنگ بالا دچار نوسان میشود و در نتیجه این رخدادها هستند که روی دوش ونزدی سنگینی میکنند. حال باید دید در فصل دوم که اتفاقاً بار دیگر آقای برتون چهار قسمت ایتدایی آن را کارگردانی خواهد کرد دنیای ونزدی چگونه رقم خواهد خورد و نورمر در این فصل بهتر و بیشتر پرداخت خواهد شد یا خیر. در فصل اول که دچار همان هرسهای ویرانکنندهی هالیوودی بودیم که گروههای مختلف در این آکادامی را همچون دکوریهای پسزمینه بخشی از میزانسن کرده بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.