پوستر فیلم بیمار

روان‌درمان‌گر و انتزاع تراپی

بیمار
The Patient
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از لطف‌های سازندگان این سریال کوتاه کردن اپیزودهای آن بود؛ هر چند در همین اپیزودهای کوتاه هم انبوهی از روزمرگی‌های غیر قابل تحمل سریالی در ضربآهنگی ملایم مخاطب را اسیر می‌کرد. در سریال بیمار ابتدا و در قسمت اول با روان‌درمان‌گری مواجه هستیم که خود را زنجیرشده درون اتاقی می‌بیند. سپس وارد زندگی او و روزمرگی‌های‌اش می‌شویم و از این طریق به حضور دخترش، شوشانا، و پسرش، ازرا، پی می‌بریم. حجم اطلاعاتی که در قسمت اول به مخاطب داده می‌شود آن‌قدر خلاصه و قابل فهم هستند که پس از آن احساس می‌کنیم با روایتی مواجه خواهیم  بود که قرار است وارد دالان‌های ذهن کاراکترهای اصلی شود؛ به‌خصوص زمانی که «سم»، بیماری که در طول اپیزود خود را جین نامیده بود و به «الن» مراجعه می‌کرد، همانی است که این زنجیر را به پای دکتر بسته و او را به خانه‌اش آورده است.

در این سریال با قاتلی زنجیره‌ای مواجه هستیم که برای نکشتن فرد دیگری به روان‌درمان‌گر مراجعه می‌کند، اما قادر نیست بدون اینکه شناخته شود نقاط تاریک ذهن خود را با این روان‌درمان‌گر در میان بگذارد. در نتیجه او را می‌رباید، به خانه می‌برد و سپس زنجیر می‌کند تا جلسات خود را بدون اینکه اتفاقی رخ دهد از سر بگیرد. از آن‌سو با کاراکتر الن مواجه هستیم که یک یهودی معتقد است. مخاطب از همان ابتدا گویی درگیر این موضوع می‌شود که سازندگان بیش از اینکه روایت را چند تکه کنند، قصد این را دارند که فقط و فقط وارد انتزاع الن شوند. این همان مشکلی است که روایت را به بی‌راهه و گاه آن را به درون ملودرام می‌برد.

سازندگان این سریال سعی دارند تا جایی که می‌توانند الن را درگیر روان‌درمانی کنند و به‌نوعی جلسه‌ی او و انتزاع‌اش را از ابتدا تا انتها در برابر مخاطب قرار دهند. این تصمیم نفس داستان را گرفته و هر قدر که سم تبدیل به جامعه‌ستیز روان‌پریش و تک‌بعدی و وسواسی شود باز هم قرار نیست مخاطب را درگیر خود کند. در نتیجه هر آن چیزی که در این سریال شاهد هستیم انبوهی از فلش‌بک‌های زندگی الن و در نتیجه تصمیم‌گیری‌های او برای جان سالم به در بردن از این مهلکه است.

این سریال در قسمت اول این نوید را می‌دهد که قرار است با دو دنیای ذهنی مواجه شویم؛ سم و الن. اما در ادامه هر آن چیزی که می‌بینیم مشاوره‌های انتزاعی الن با چارلی و خودش است. از سویی دیگر این سریال بیشتر شبیه تلاشی برای معرفی ارتدوکس‌های یهودی است و اینکه گراییدن یکی از اعضای خانواده به این دست فرقه‌ها چگونه پیامدی خواهد داشت. پس کاراکتر سم چه می‌شود؟  او نقطه‌ی مقابل الن است و انتظار می‌رفت مخاطب وارد دالان‌های تاریک ذهن این کاراکتر نیز شود. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و سم تبدیل به ملعبه‌ای داستانی می‌شود.

در هیچ نقطه‌ای از این سریال شاهد این نیستیم که الن را تنها کاراکتر اصلی ببینیم. بلکه دنیای سم و حتی زاویه‌دید او را نیز شاهد هستیم. کدام رازآلودگی‌ای مد نظر کارگردان‌ها بوده که قصد داشته‌اند مخاطب را از ورود به انتزاع این روان‌پریش منع کنند؟ آیا آن‌ها برای رسیدن به آن نقطه‌ی تسلسل‌گونه‌ و این‌همانی پایانی مخاطب را در طول ۱۰ قسمت از تقابل این شخصیت با دیگری خود منع کرده‌اند؟ اگر صرفاً چنین قصد داشته‌اند که باید گفت درون‌مایه‌اشان توزرد از کار در آمده است. سریال بیمار اثری‌ست که علی‌رغم درون‌مایه‌ی مملو از تبختر و ضربآهنگ ملایم و مغرورانه‌اش صرفاً اثری بی‌جان و مذهبی‌ست تا اثری روانکاوانه و رازآلود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟