پوستر فیلم پارتنوپه

آبکش جدید آقای سورنتینو

پارتنوپه
Parthenope
محصول ۲۰۲۴ – ایتالیا، فرانسه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«پارتنوپه» یکی از کاراکترهای اساطیر یونانی است که وقتی نتوانست ادیسه را حین سفر دریایی‌اش اغوا کند خود را در آب غرق کرد. آب بدن او را به سواحل ناپل رساند. از آن‌سو رومیان داستانی متفاوت‌تر را در باب پارتنوپه بیان می‌کنند. اما در نهایت این ناپل است که مأمن نهایی این زن اغواگر اساطیری بوده است. به‌همین سبب است که بنای یادبودی با نام «کستل دلووو» در کنار ساحل خودنمایی می‌کند. آقای سورنتینو پس از «زیبایی بزرگ» و محوریت قرار دادن شهر رم امروزی، قصد دارد همان داستان را به‌گونه‌ای دیگر در باب ناپل هویدا کند. شاید آقای سورنتینو هر هفته پای آثار دهه‌ی ۲۰۱۰ خود می‌نشیند و گویی هیچ‌کدام به‌اندازه‌ی «زیبایی بزرگ» او را ارضاء نمی‌کنند. در نتیجه تصمیم گرفته زیبایی بزرگ دیگری را در ناپل مقابل چشم مخاطب قرار دهد. اما او فراموش کرده که زیبایی بزرگ سورنتینو تکرار نخواهد شد.

پائولو سورنتینو در این اثر قصد دارد از زمان تولد تا کهنسالی زنی با نام «پارتنوپه» را به تصویر بکشد. او در «زیبایی بزرگ» جپ را درگیر سوررئالیسمی دلپذیر و ابهامی شیرین می‌کرد. اما در این روایت خود کارگردان راه را بر خودش بسته است. در این داستان نیز ناپل همانند رم تمام شده است. کاراکتر آقای سورنتینو در نهایت ناپل را رها می‌کند و به‌نوعی از عشق خود دست می‌کشد. اما این عاشقانه تا زمان جدایی عملاً حرف تازه‌ای در سینمای سورنتینو ندارد. کارگردان در کل فیلم گویی قرار نیست کاراکتر پارتنوپه را پرداخت کند و صرفاً از طریق ارتباطی کاملاً ضعیف به اساطیر یونانی و دختر زیبای دهه‌ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سعی دارد داستانی تکه‌پاره از گذر عمر را به تصویر بکشد. او پارتنوپه را در آب به دنیا می‌آورد و از طریق همین ارتباط سعی دارد روح آن زن اغواگر اساطیری را درون این دختر بدمد. اما آیا این اتفاق رخ می‌دهد؟ به‌طور حتم نه. پارتنوپه‌ی این داستان در بریده‌های سال‌به‌سال و در نهایت هر چند سال یک‌بار در برابر چشم مخاطب قرار می‌گیرد. اما هیچ‌کدام از این برش‌ها و سرگردانی پارتنوپه میان کوچه‌ها و خیابان‌های کاپری و ناپل و مواجه‌شدن با انواع و اقسام مردان جز برای ارضاء کارگردان نیست. آقای سورنتینو گویی این اثر را تقدیمی خود به قهرمانی سری آ تیم ناپولی کرده است و عملاً مخاطب را سر کار گذاشته است.

دوربین آقای سورنتینو حداقل در این اثر هیچ نشانی از آن تنوع حرکتی و قابل اعتنایی که پلان‌های مختلف را تبدیل به هویتی بصری می‌کرد ندارد. دوربین او همچون کودکی‌ست که پشت در سرویس بهداشتی منتظر است و قصد دارد قبل از خیس شدن شلوارش به آنجا برسد. از سوی دیگر شخصیت‌پردازی‌های این فیلم در کنار بازی بسیار بد بازیگران – از بازیگران ایتالیایی تا یکی از افتضاح‌ترین نقش‌آفرینی‌های «گری اولدمن» – باعث می‌شود مخاطب درون مونوتونی از اروتیسم نافرجام تا حسرت جوانی آمیخته با نوستالژی زندانی شود.

شاید فقط آقای سورنتینو است که خیلی راحت می‌تواند بی‌ربطی انسان‌شناسی و زندگی پارتنوپه را به یکدیگر متصل کند؛ انسان‌شناسی‌ای که کارگردان هر زمان دوست داشته باشد از آن بهره می‌برد. حتی منطق روایی اثر در شخصیت‌پردازی کاراکتر پارتنوپه نیز لنگ می‌ماند. آقای سورنتینو در اثر جدید خود توان ندارد یا شاید حوصله‌ی این را ندارد که سرگردانی ذهنی را که درگیر انتخاب‌های متعدد و شکستهای حاصل از آن است به تصویر بکشد. پارتنوپه در این روایت در حد اروتیسم‌های زرد کمدی‌های ایتالیایی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سقوط می‌کند. گویی نگاه آقای سورنتینو به زندگی، مرگ، تن، عشق و در نهایت نوستالژی در همان اثر سال ۲۰۱۳ آب کشیده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟