آچیلا به همراه پدرش به روستای کوچکی آمده است تا مدتی را در کنار مادربزرگاش بماند. آچلا به همراه دوست دیگرش ازراکس که در روستا زندگی میکند، برای دیدن جنگل به سفری کوتاه میروند. آنها شنیدهاند در جنگل پیرمردی وجود دارد که داستانهایی را برای کودکان تعریف میکند. این پیرمرد نیز اشتیاق آنها را برای رفتن به جنگل بیشتر میکند.
قبل از بحث پیرامون این انیمیشن باید متذکر شد این انیمیشنی کودکانه است و بهاحتمالزیاد کودکان بسیاری آن را دوست خواهند داشت. اما در مورد بزگسالان قضیه کمی میتواند متفاوت باشد و ممکن است عدهای آن را دوست داشته باشند و عدهای دیگر حتی از آن متنفر شوند. چرا؟ دلیلاش در نوع روایت داستان و نوع انیمیشن، نهفته است. داستان با راه رفتن آچیلا با پدرش در یک مسیر طولانی آغاز میشود. بدون حرف خاصی تنها این دو حرکت میکنند تا به منزل مادربزرگ برسند. در این بین جنگل و سپس روستا و حیوانات آن نشان داده میشود. صدای جنگل، باد، آواز پرندگان، به هم خوردن شاخهی درختان و هنگام رسیدن به روستا؛ صدای حیوانات اهلی مثل خروس، گاو و گوسفند شنیده میشود؛ چیزی که کودکان ۵ و ۶ ساله یا حتی ۷ ساله به آن علاقهی زیادی دارند. آنها در واقع با حس شنیداری خود بیشتر میتوانند ارتباط برقرار کنند. سپس یکی از همسایهها با آنها احوالپرسی میکند و دیالوگی کوتاه شکل میگیرد. با همراه شدن این خانم همسایه در یک مسیر کوتاه، حس زنده بودنِ روستا به کودکان القا میشود. ۱۰ دقیقهی ابتدای این انیمیشن اینگونه طی میشود. راه رفتن و شنیدن صدا. این میتواند برای بعضی بزرگسالان خستهکننده شود اما کودکان با دیدن تصاویر و شنیدن آنها ارتباط خواهند گرفت.
از سویی دیگر، نوع انیمیشن سادهی بهکاررفته در این فیلم نیز میتواند برای کودکان جذاب باشد. با ورود ازراکس و دیالوگی کوتاه بین آنها، دوباره راه رفتن شروع میشود و عملاً داستان تا یافته شدن آن پیرمردِ داستانگو، بدون دیالوگ خاصی میگذرد. آنها برای دیدن پیرمرد داستانگو به جنگل میروند با پیادهروی طولانی و این بار دیدن حیوانات وحشی جنگل مانند شیر، مسیر رسیدن به پیرمرد را طی میکنند. همان جذابیت گفته شده برای کودکان اینجا نیز دیده میشود. رسیدن به پیرمرد هم با یک چالش برای کودکان انجام میپذیرد. در نهایت آنها به پیرمرد رسیده و پیرمرد برایشان داستانی بازگو میکند. آنها یک جا نشستهاند و پیرمرد برایشان قصه میگوید. در دنیای کودکان همهچیز به میزان همین انیمیشن ساده است و شاید بههمینعلت است که کودکان میتوانند این انیمیشن را درک کنند و بزرگسالان ممکن است آن را یک بازی بچگانه فرض کنند.
این انیمیشن اگرچه زرقوبرق و رنگارنگیهای دنیای دیزنی و تمام آن غولهای سینمایی را ندارد، اما سادگی آن جذاب است و استفاده از صدا توانسته بینندهی کودک را به آن نزدیک کند. شاید همین جا باشد که به جادوی صدایی که میازاکی همیشه در انیمیشنهایاش استفاده میکرد، بیشتر پی میبریم. صدا به تصاویر ساده جان میبخشد و گاه حتی بدون تصویر هم میتوان با صدا همه چیز را درک کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.