پوستر فیلم بعد از اینکه به اختلاف خوردیم

فرسنگ‌ها در قعر

بعد از اینکه به اختلاف خوردیم
After We Collided
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

بعد از اینکه سری فیلم‌های ۵۰طیف خاکستری طی چند سال قبل روی پرده‌ رفتند، در سال ۲۰۱۹ فیلمی با نام «بعد از» تولید شد که داستان دو جوان تازه‌به‌دانشگاه‌رفته را روایت می‌کرد که تمام رابطه‌اشان به سکس ختم می‌شد. حال و در سال ۲۰۲۰، همان دو جوان و بعد از خیانت پسر داستان، یک ماهی‌ می‌شود که از یکدیگر جدا شده‌اند و حال قرار است دوباره همان ترشحات ذهنی را در این قسمت هم شاهد باشیم.
راجر کامبل کارگردان متوسطی‌ست که از دهه‌ی ۱۹۹۰ کار فیلم‌سازی خود را آغاز کرده است. آثار او معمولاً در یک سطح متوسط جریان داشته‌اند؛ به‌طور مثال فیلم «نیات بی‌رحمانه» محصول ۱۹۹۹. اما ظاهراً تهیه‌کنندگان سری اول فیلم «بعد از» برای نجات فیلم‌شان و اضافه کردن کمی سینما به آن از راجر کامبل برای ساخت سری دوم استفاده کرده‌اند. اما حتی خوش‌بین‌ترین منتقدان که حتی با آثار ضعیف هم مماشات دارند، نتوانستند این فاجعه را تحمل کنند.
در طول یک ساعت و چهل‌و‌پنج دقیقه، شاهد کلیپ‌هایی هستیم که هیچ‌کدام به دیگری ربط ندارند. دو جوان که بازیگران اصلی سری قبل بودند، در این سری نیز هر سکانس را در نهایت به سکس ختم می‌کنند. این فاجعه‌ی تصویری هیچ چیزی ندارد. نه بازیگردانی وجود داشته که این آدمک‌های درون قاب را توجیه کند، نه کارگردانی که بخواهد دکوپاژ مناسبی را ارائه دهد تا روند سکانس‌ها در خط اصلی روایت نگه داشته شوند، نه مدیر فیلم‌برداری مناسبی که هدف خود را از تمام نماهای ناقص بیان کند. اما این کار در اتاق تدوین هم مورد بازبینی مناسب قرار نگرفته است؛ گاه در پایان بعضی سکانس‌ها و در حین مکالمه‌ی آدمک‌ها فید‌-اوت و روی صحنه‌ای که هیچ ربطی به هیچ جای داستان ندارد فید‌-این می‌شود؛ گویا اصلاً نه برای کارگردان و نه تدوین‌گر چنین چیزهایی مهم نبوده است. البته باید به ایشان حق داد؛ چون کلیت اثر یک شکست به‌تمام‌معناست و حتی در اتاق تدوین هم نمی‌توان جراحی موفقیت‌آمیزی روی آن انجام داد.
مسئله این نیست که بخواهیم در قبال موتیف اصلی این‌گونه آثار، یعنی «سکس»، موضع بگیریم. بلکه مشکل آنجاست که این آثار بدون هیچ روایتی، بدون هیچ فرمی که بخواهد محتوای نداشته‌ی آنها را در کادری مناسب جای دهد، مخاطب میلیونی دارند. شاید باید مشکل را در جایی دیگر بررسی کرد که این واکاوی باید از دغدغه‌های اصلی حوزه‌‌ی جامعه‌شناسی و آسیب‌شناسی اجتماعی باشد. شاید ما فقط باید طرح پرسش کنیم. اما وقتی به تمام این پرسش‌ها می‌نگریم، در پاسخ‌شان چیزی که بخواهد تغییر ذائقه‌ی مخاطب را نشان دهد نمی‌یابیم. چه خوب، چه بد همیشه چنین آثاری وجود دارند. اما از آن سو کارگردان‌هایی نیز مانند «گاسپار نوئه» حضور دارند و در آثار خود این نگاه جنسی را مورد هدف قرار می‌دهند. چه نوئه و کارگردان‌هایی از این دست را بپسندیم چه نپسندیم، شاید تنها راه مقابله با آثار ابلهانه‌ای مانند این فیلم، همین مسیر باشد؛ یعنی با موتیف‌های خودشان به جنگ‌شان بروند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟